. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان جدال عشق

انتشار توسط نگاه
۲ آبان ۱۳۹۴

نام رمان : جدال عشق

نویسنده : parisa

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 589صفحه پرنیان،243صفحه پی دی اف

تعداد دانلود : 47,722

2.2/5 - (6 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان جدال عشق
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان عاشقانه که دختر شیط.ن داستان دست به کارهایی میزنه هم خودش هم دیگران رو به دردسر میندازه

داستان عاشقانه که دختر شیط.ن داستان دست به کارهایی میزنه هم خودش هم دیگران رو به دردسر میندازه

رمان جدال عشق

رمان جدال عشق

 

خلاصه داستان :یه دخترشیطون داریم امابه موقعش مغروریه پسرمغروربه خاطریه سری مسائل یر راه هم قرارمیگیرند پیشنهادمیکنم حتمابخونید جالبه …پایان خوش

.

مقدمه:
تمام شخصیت های این رمان واقعی هستن هیچ کدوم خیالاتی
نیستن .تشکرمیکنم ازدوست عزیزم بهارکه کمکم کرد

باصدای مامانم که داشت صدام می کردم بیدارشدم یه نگاه به ساعتم کردم ساعت شش بود بایدمیرفتم دانشگاه اولین روزدانشگاه بود رفتم دست شویی دست صورتم شستم اومدم جلوکمدم وایستادم یه مانتومشکی یه شلوارلی بامقنعه سرم کردم رفتم جلوی آینه زیاداهل آرایش کردن نبودم به یه رژیه سرمه بسنده کردم رفتم پایین کمی صبحانه خوردم ازمامان خداحافظی کردم رفتم دنبال بهاره دوستم یه کوچه باهم فاصله داشتیم راه افتادیم رفتیم دانشگاه سرکلا س نشسته بودیم که بچه هااومدن توی کلاسمون پسری وجودنداره همه دخترن استاداومد بعدازمعرفی کردن خودش یکمی درمورد نحوه درس دادنش گفت کمی درس دادکلاس اولمون تمام شد کلابعدی مونم یک شروع میشد بابهاره رفتیم تومحوطه دانشگاه نشستیم حوصلمون سررفته بود بهاره گفت:پریسا چیکارکنیم حوصلمون سررفته من:وایساالان یه سوژه توپ باهم پیدامی می کنیم کلی میخندیم .شیطونیم دوتامون امابه وقتش مغرورآروم هم میشیم درکل آدم های باحای هستیم من بهاره ازاول دبیرستان تاحالاباهمیم همه چیززندگیمون به هم می گیم .همین طورکه داشتیم بچه هارامسخره میکردیم یه دفعه یکی ازپسرهای دانشگاه که اومده توبه بهارگفتم:دانشگاهمون ریگی کم داشت که الحمدا…

 

 

2.2/5 - (6 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

59 پاسخ به “رمان جدال عشق”

  1. Miss_zeinoo گفت:

    چرا دانلود نمیشه

  2. سحر گفت:

    نگاه جان میشه برام جلد دوم پاورقی زندگی بزاری

  3. سحر گفت:

    سلام نگاه جان.خسته نباشی عزیزم.واقعا خیلی خیلی ممنون

  4. سحر گفت:

    سلام نگاه جان.خسته نباشی عزیزم.واقعا خیلی خیلی ممنون از اینکه زحمت میکشی و رمان های توپ میذاری.نگاه جان دو سالی هست که دنبال جلد دوم رمان پاورقی زندگی میگردم.میشه برام پیدا کنی و بزاری.شرمنده بخدا.دیگه رمان عشق با اعمال شاقه

  5. بانو مسعودی گفت:

    نگاه جان فرمت apk خرابه

  6. آذین گفت:

    سلام…دستت دردنکنه.خوب بود ولی خیلی جای کارداره. همین که ریسک کردی وکاراولت روگذاشتی جای تبریکه… جذابیتش کم بود. راستی منم می نویسم ولی جرات ارائه اش رو ندارم. شاد و پیروز بلشی.

  7. houry گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشید….نگارش رمان خیلی خیلی ضعیف بود و نویسنده هم به طرز ناشیانه ای جملات رو سر هم کرده بود…

  8. سعیده گفت:

    سلام نگاه جان ببخشیدیه رمانی خوندم اسمشویادم نیست رمان درموردیه دخترعربه که دوتادختربچه ی دوقلوداره وخانوادش قبول نمیکنن اون مجبورمیشه صیغه ی مردی به نام امیرمحمدبشه وته داستان امیربااون دختره ازدواج میکنه؟؟!
    ممنون میشم کمکم کنی..ازرمان های قشنگتم متشکرم

  9. شریفه گفت:

    ههههههه ! خلاصه رو که خوندم فهمیدم رمان چه شکلیه ! نویسنده یا علاقه زیادی به فعل رفت داشته ! یا داشته صرف کردن تمرین میکرده !! ?????نویسنده باید دقت بیشتری داشته باشه تو انتخاب افعال و جمله نویسی !

  10. Shaghayegh گفت:

    سلام نگاه جون…نگاه جون لطفا کمک کن…من یه رمانی داشتم اسمشو یادم رفته…از گوشیمم پاک شده…دنبالش میگردم…ببین میشناسی:یه دختری بود که شوهرش میدن به پسرعموش؛پسرعموش نمیخوادش…مادرشوهرشم نمیخوادش…دختره قبلا برادرشوهرشو دوست داشته…بعد باردار میشه 2قلو میاره…بعد یکی از قُلاش که دختره میمیره…میدونی اسمشو؟?

  11. Eli گفت:

    اتفاقات خیلی سریع افتاد ولی رمان قشنگی بود .ممنون

  12. لیلی گفت:

    سلام
    من قبلا از روی امتیاز رمان ها رو انتخاب میکردم
    ولی نمی دونم رمان به این ضعیفی چرا اینهمه امتیاز خورده
    هم از نظر محتوا هم نواشتاری خیلی ضعیفه

  13. عطیه گفت:

    سلام بر نویسنده خوب
    خسته نباشی خانوم
    اولین رمانت بود؟؟؟
    خوب بود ولی یه ذره ضعیف میتونستی بهتر درش بیاری
    به امید رمان های بهتر 🙂

  14. نینا گفت:

    سلام بااحترام به نوشته نویسنده،بنطرمن خواننده روندرمان جوری نبودکه بتونه خواننده روجذب کنه
    درسته که نویسنده گفته بودن این داستان براساس واقعیت نوشته شده امانمیتونست به عنوان رمان باشه
    ولی بازم ممنون

  15. پریا گفت:

    مرسی قشنگ بود

  16. fateme19 گفت:

    سلام نگاه جون،خسته نباشید میشه رمان دون جووانی را بزاری؟؟؟؟

  17. اتوسا گفت:

    فایل زیپ مشکل داره

  18. mozhi.1998 گفت:

    لینک دانلودبرای pdf مشکل‌داره نگاه جون

  19. zeynab گفت:

    لینک پی دی اف این رمان خراب نمیشه دانلودکرد

  20. zeinab گفت:

    سلام نگاه جون پی دی افش دانلود نمیشه چرا؟؟؟

  21. fatima گفت:

    Ink kharabe vase pdf

  22. ایدا گفت:

    لینکایapk و پی دی اف مشکل دارن

  23. ارزو گفت:

    اول تشگکر میکنم از زحمات نویسنده ی عزیز من رمانو نخوندم درواقع نه اسمش نه خلاصش و نه قسمتی که از رمان گذاشتین منو جذب نکرد .توی همون یه تیکه هم کلی مشکل بود مدام از فعل رفتن استفاده شده بود و انگار داشتم یه تیکه از روزنامه میخوندم یه جورایی بنظرم نویسنده فقط میخواسته بنویسه همین خب این یکم کسل کننده بود

  24. nazanin گفت:

    سلام نگاه جان , مثل اینکه فایلها مشکل دارن , موقع دانلود یه متن ارور میاد, مرسی از زحمتتون

  25. لیلا گفت:

    سلام عزیزم خسته نباشی ببخشید چرا من نمیتونم پی دی اف دانلود کنم مرسی قربانت

  26. ghazal گفت:

    سلام لینکا دانلود نمیشن):

  27. سلام خسته نباشید . چرا لینک فایل زیپ ولینک pdf این رمان کار نمیده؟

  28. زهرا گفت:

    چرا لینک pdf خرابه؟

  29. سحر گفت:

    خسته نباشید چرا فرمت apk ارور میده مرسی از سایت خوبتون

  30. آوا گفت:

    سلام دانلود نمی شه، با هیچ رو شب دانلود نمی شه

  31. دختری به نام حنا گفت:

    سلام با تشکر از سایت خوبتون می خواستم بگم که متاسفانه لینک دانلود pdf و zip مشکل داره و دانلود نمی کنه. لطفا این مشکل رو برطرف کنین تا من هم بتونم از این رمان زیبا استفاده کنم.

  32. Arezooooo گفت:

    قشنگ بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت