نام رمان : رمان مردان خودخواه زندگی ما
نویسنده : e.asgari
ژانر : اجتماعی ، عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 122 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 20,417

رمان مردان خودخواه زندگی ما رمانیست درباره بی توجهی نسبت به اطرافیان و حس غرور بیش از حد اما داستان و زندگی همیشه در حال تغییر است

رمان مردان خودخواه زندگی ما
خلاصه:
مردان خودخواه زندگی ما داستان دو مرد و روایت میکنه که فقط هدف خودشون مهمه و بی توجه به احساسات دخترانی که عاشقشونن میخوان اون دخترا رو تصاحب کنند و واسشون مهم نیست که به زور باشه یا با میل و رغبت و برای اینکار از هیچ کاری دریغ نمیکنن و هرکاری که به فکرشون میرسه رو انجام میدن و………….. پایان خوش
.
قسمتی از رمان:
تن صداموبالابردم وباصدای جیغی دادزدم:ماماننننن بازاین شال کوفتی منه کجاگذاشتی مگه نگفتم به اتاق من کاری نداشته باش؟؟؟؟
مامانم درحالی صورتش قرمزشده بودبه سمتم اومد:اوا دخترقشنگم چراداد میزنی همونجاس دیگه یه کم بگرد ویه دخترمتشخص هیچ وقت صداش….
نذاشتم ادامه بده و گفتم :اه مامان حال نصیحت گوش دادن ندارم دیرم شده .اینو گفتم یه شال دیگه برداشتم وبی توجه به دهن باز مونده ی مامان سرم کردم بعدبا پرویی گفتم:شیداجوون مگس میره توشا با این حرفم دهنش به سرعت بسته شد ک پقی زدم زیر خنده
گوشیموکیفمو برداشتم واز دراتاق بیرون زدم توی حیاط وایسادمو شماره ی حسامو گرفتم بعدازدوبوق برداشت :به به اوا جان سلام عزیزدلم خوبی؟اماده شدی؟لحن لوسی به صدام دادم:شلام حسام جونیم خوفم تو خوفی ؟باشنیدن لحن لوسم قهقه زد
حسام:نگفتی اماده ی گلم راه بیوفتم؟
من:خودت میدونی ک دیگه چرا بازم سوال میپرسی پیشیه من
حسام جدی شد همیشه از اینکه بهش میگفتم پیشی بدش میومد
حسام:اه بچه صدبار بهت گفتم نگوپیشی
من:خب بابا نزن منو دو مین دیگه سرکوچه ام
اینوگفتموبدون خداحافظی گوشیوقطع کردم .ازدرحیاط بیرون زدم وبه سمت سرکوچه رفتم ک دیدم حسام به لکسوس خوشگلش تکیه زده ازاولم ماشینش چشممو گرفت خودش که مالی نبود.با دیدنم عینک دودیشو ازچشمش برداشتو باژشت خاصش که عاشقش بودم«عاشق ژستش ها نه خودش خخ»به سمتم اومد
حسام:به به خوشگل بنده قدم رنجه فرمودید خب کجابریم بانو؟؟

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
باعرض معذرت از نویسنده عزیز ولی من واقعا از خوندن این رمان پشیمون شدم…خیلی افراطی بود اینکه شخصیت مرد داستان به زور دختره رومجبور کنه باهاش ازدواج کنه نهایت خودخواهی هاروانجام بده اخرسرم بگه من چون عاشقم اینکارا رومیکنم واقعا معنی عشقم فهمیدیم .ازاون طرفم شخصیت مرد دیگه داستانم به اسم عشق به دختره تجاوز میکنه و درکل تو کل رمان فقط مرد سالاری دیدم ودخترهای ضعیف و تحت سلطه مرد یه جورایی هیچ چیزجالبی توداستان نبود که ادموجذب کنه
B manaye vagheei cheeert bud
Kac nakhune
سلام
یه رمانی بود درباره دختری که از پدربزرگش خیلی میترسید و پدربزرگش چندسالی بود که فوت کرده بود و حالا بعده چندسال برادر ناتنی پدربزرگش پیدا شده بود که اونم ادم باابهت و ثروتمندی بود بعد یه ماجراهایی میوفته که دختره داستان مجبور میشه یه مدت صوری با نوه ی این ادم ازدواج کنه .که پسره هم کارخونه دار و طراح لباس بوده…ببخشید که بد نوشتم خیلی وقته دنباله این رمانم اما پیداش نمیکنم اسم این رمانو اگه میدونید بگین.ممنون
https://forum.negahdl.com/threads/94582/
سلان عزیزم اسم رمان “” چیزهایی هم هست “” هستش
فاطمه جان
برای من بخون برای من بمون…اسم رمانس
سلام نگاه جونم. چرا دیگه رمان نمیذارید؟ خیلی دیر به دیر میذارید. خواهش میکنم…
سلام…اس مرمانی که میگین برای من بخون،، برای من بمون
سلام عزیزم تازه متوجه شدم رمان درحال تایپ هم داریم خیلی خیلی خوشحال شدم کاش نویسنده های دیگه رماناشون و اینجا ادامه میدادند موفق باشی قربانت
سلام ببخشید جلد دوم رمان پاورقی زدگی نیومده هنوز؟
نگاه جان خیلی خوشحالم سایت خوبتون دوباره به کارش ادامه میده.نگاه جان رمان مدال خورشید جلد دومش کی میاد؟؟
ممنون…اطلاعی ندارم
سلام نگاه جونم من دنمبالیه کتابم
یه کتابی بود که توش دختره عاشق یه خواننده بود ولی نمیتونست بهش بگه فقط از شهراش تو کتابش استفاده میکرد بعدش طی یه اتفاقاتی زن اون خواننده شد
شما میدونی اسم این کتاب چیه؟
@فاطمه,
اسم اون رمان ک گفتی برای من بخون برای من بمون هست عزیزم…قشنگه من خوندمش
@فاطمه,
سلام اسم رمان مورد نظرتون برای من بخون ..برای من بمون هستش
@فاطمه, فقط برای من بخون برای من بمون
@فاطمه,
برای من بخون برای من بمون
@فاطمه,
فکر کنم اسمش برای من بخون برای من بمون باشه
جالب نبود