. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!!

انتشار توسط نگاه
۲۰ فروردین ۱۳۹۶

نام رمان : پیر شدیم اما بزرگ نه !!!

نویسنده : هستی کیانی

ژانر : پلیسی - عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 258پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 49,298

4.7/5 - (9 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!! | hasti_hki کاربر انجمن
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

این رمان حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند ، بزرگ میشوند ، قامت بلند می کنند .

این رمان حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند ، بزرگ میشوند ، قامت بلند می کنند .

رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه

رمان پیر شدیم ولی بزرگ نه

خلاصه :
« این داستان ، حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند ، بزرگ میشوند ، قامت بلند می کنند . از کودکی چند ماهه می شوند مردی۵۰ ساله که ریش سفید کرده و پیراهن به پیراهن پاره کرده است .
اما آنها خیلی چیز ها را نمی دادند …
آنها نمی دانند که ” بخشیدن ” وظیفه نیست ، بلکه لطفیست که هرکسی لیاقتش را ندارد !
آنها نمی دانند که زمان مرحمی بر روی زخم ها نیست ، بلکه سرپوشی برای پنهان کردن دردها ازنگاه های درنده و کنجکاو مردم است !
آنها نمی دانند چه درد بدیست که تمام دارو ندارت را بدهی پای چیزی که دراین دنیا طاقت و دوامی ندارد!
آنها نمیدانند که مرگ لزوما در قبر گذاشتن آدم ها نیست ، بلکه می توان آدمها را به راحتی یک حرف ، یک عکس ، یک گذشته ی دور ، یک تکرار مکرر از خاطراتی که آدمها دوستش دارند ولی همیشه در حسرت و سوختن لحظه ای تکرار آن هستند ، در خود کشت و به نابودی محض کشاند ، بدون آنکه در گور گذاشته شوند !
آنها خیلی چیز ها را تا لحظه ای که به تله ای از خاک سپرده شوند نخواهند دانست .
این آدم ها پیر و فرتوت می شوند ، به گور می روند ، ولی تفکراتشان رشد نمی کند و بزرگ نمی شود !
در این میان دختری خسته از مشکلات پیچ وا پیچ زندگی ، با ذهنی خسته و تنی درمانده می آید !
دختری که خودش را ، عشقش را ، زندگی اش را،! دلش را ، روحش را ، جسمش را ، قشنگترین خاطرات تمام عمرش را و …
دخترانگیش را پای چیزی می فروشد ، که نمی دانست عمرش خیلی طولانی نیست و دوام چندانی نخواهد داشت ! و درآخر به فراموشی محض سپرده خواهد شد … »

.

مقدمه :
شاید آن روز که سهراب نوشت …
تا شقایق هست ، زندگی باید کرد !!
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت …
باید اینطور نوشت !!
چه شقایق باشی چه گل پیچک یاس …!!
زندگی اجباریست !!
آری ، زندگی زیبا نیست !!
زندگی رویا نیست !!
* زندگی اجباریـســــت … *

4.7/5 - (9 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

63 پاسخ به “رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!!”

  1. BAHAR.M.I گفت:

    سلام مرسی از رمان زیباتون واقعا فوق العاده بود و واقعا ارزش خوندن داره مرسی از قلم زیباتون

  2. کامبیز عزیززاده گفت:

    سلام .دانلود میکنم برا گوشی باز نمیکنه ارور میده چیکار کنم؟

  3. النا گفت:

    رمان زیبایی بود …قلم نویسنده پختس ولی اتفاقات داستان زیادی تلخه وباید بگم یه رمان واقعا متفاوته اگه ازرمان هایی که موضوع تکراری دارن خسته اید این رمان روپیشنهاد میکنم حتما بخونید …

  4. mat گفت:

    دوستان تاز رمانو دانلودکردم دعا کنین پشیمون نشم خخخخ:-!

  5. Eli گفت:

    mishe ba nevisande in dastan khususi harf zad?

  6. hasti_hki گفت:

    @فاطمه, اون دیگه مشکل من نیست شما قوه تجسمتون ضعیفه :I ولی بازم شرمندم انشالله در کار بعدی جبران می کنم

  7. hasti_hki گفت:

    @فاطمه, شرمنده عزیزم که رمان راضیت نکرد ولی قرار نیست همه تو دنیا تقاص پس بدن خیلی ها عذاب او دنیا براشون گرون تر میشه بعدشم من نمی خواستم رمان و بیش تر از این کش بدم انشاالله در رمان بعدی جبران می کنم 🙁

  8. Mahdieh05 گفت:

    رمانتون بی نظیر بود،خیلی خوبه که یه رمان با مشکلاتی که امروزی نوشته بشه،می تونین رمان هایی که موضوعاتی به این شکل یعنی پایان های حقیقی تر و واقعی باشه معرفی کنید؟

  9. فاطمه گفت:

    بسیار رمان مزخرفی بود،آمین اصلامجازاتی نشد و گیسو رو هم معلم نشدکی کشت

  10. فاطمه گفت:

    واقعا منم نفهمیدم،فقط یکی از پشت بهش زد. :|مسخره

  11. hasti_hki گفت:

    @Ayda, مرسی گلم ممنون از نظرت 🙂

  12. Ayda گفت:

    سلام خسته نباشید رمان عالیی فک کنم از محدود رمانایی ک پایانشو خیلی دوس داشتمبه نظرم نباید رمان همیشه پایان خوش داشته باشن تلخ در بعضی جاها رمانو خیلی قشنگ تر میکنه به نظرم خیلی بچگانس ک رمان فقط باید پایان خوب داشته باشه مدل پایان رمان خیلی خوب بود
    واقعا خسته نباشید قلمتون عالی سبکش هم عالی بود منتظر رمان های بعدی هستیم

  13. hasti_hki گفت:

    @fatemeh,مرسی یلم از نظرت بله سخن شما کاملا صحیحه و من هم مثل تمام کسانی که مسلمان هستند، به خدا و آنچه که گفته اعتقاد دارم و اعوذبالله منکر وجودش هم نمیشم شخصیت گیسو من نیستم بلکه شخصیته که من بر اساس عقده و نیازها و دردهاش تو ذهنم ساختم مطمعنن آدمی مثل گیسو که از خیلی لحاظ ضربه خورده دنبال یه مقصر میگرده و خدارودر این مینو مقصر میدونسته که این مشکلات براش پیش اومده و این اتفاقات افتاده . در هر صورت مرسی از نقدت انشاءالله در کار های بعدی نظارت بیشتری در این مورد میکنم 🙂

  14. خورشید3137 گفت:

    پایان رمان خوشه؟

  15. fatemeh گفت:

    هستی جان این خیلی خوبه که تو سعی کردی متفاوت بنویسی از رمان های رویایی دور و برت و یکمی به واقعیت نزدیکش کنی ولی اینو بدون همیشه باید به اون بالا سری اعتماد داشت وقتی که تو رمانت میگی خدا از رگ گردن به ماها نزدیک تره (همونجوری که تو قرآن می فرمایندوَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ )ولی بعدش خودت اونو در نقش گیسوی داستانت که نقش اصلی رو داشت تکذیب کردی و بعد از اونم باز هم آیات قران رو چندین وچند بار انکار کردی. اما من منکر قدرت قلمت نمیشم که همونجوری که تو نظرات هست ذهن خواننده هارو به رمانت جلب کردی فقط اگه میشه این لطف رو بکن با دید وسیع تری به امید خدا رمان های بعدیت رو بنویسی ممنونم از اینکه نظرم رو میخونی…:-*

  16. hasti_hki گفت:

    @tannazii, مرسی عزیزم ممنون از نظرت

  17. tannazii گفت:

    واقعا تبریک به نویسنده عزیز که قلم زیبایی داشتند
    فکر می کنم در این رمان به همه جنبه ها به اندازه پرداخته شده بود
    به نظر من ایده این رمان نو بود و انتهایش هیجان انگیز. چرا که برخلاف انتظار بود
    هم چنین در طی رمان لحظات غیر قابل پیش بینی داشت که از ویژگی های خوب این رمان بود
    بی صبرانه منتظر یک رمان مهیج دیگر از شما دوست عزیز هستم
    به امید موفقیت روز افزون شما

  18. Farnaz گفت:

    سلام ببخشید من ی چیزیو نفهمیدم گیسووو چجور مرد؟

  19. سلام ببخشید شما اسم این رمان و میدونید اسم شخصیت پسر امیرعلیه واسه یه عملیات پلیسی وارد جمع بچه های دانشگاه هنر میشه و دختری که باهاش اشنامیشه و درواقع عملیات بخاطر اونه از پلیسه وحشت داره.لطفا اگه کسی میدونهبگهه.مرسی

  20. مینا گفت:

    رمان خوبی بود.لطفا رمان الهه شرقی رو هم بگذارید، خیلی قشنگه.

  21. hasti_hki گفت:

    @•|sama|•, باعث خوش حالی منه گلم ممنون از لطفت 🙂

  22. hasti_hki گفت:

    @ZQUEENZ88, مرسی دوست خوبم از نظرت و لطفی که داشتی خب شاید باید در دومین کارم بهترم عمل کنم و مثله این که شما هم مثله بنده علاقه دارید به موزیک های این گروه من به دلیل خاص بودن اسم هاشون علاقه به انتخاب از اسامی اون ها رو دارم 🙂

  23. •|sama|• گفت:

    لذت بردم عاولی بود ممنون از زحمتتون❤

  24. ZQUEENZ88 گفت:

    اول فقط به خاطر اسمش\البوم پیرشدیم ولی بزرگ نه \خوندمش بعد واقعا جذبش شدم اخرای رمان شد منتظر بودم پایان خوب بزاری که بیام سه متر نقد بنویسم ولی واقعا خوب تموم کردی فقط زیادی راحت از امین گذشتی واقعا عصبی شدم یعنی وافعا هستن کسانی که به اسم نفوذی و ماموریت همچین غلطایی میکنن.
    .
    درکل خووووب بود…سیگارصورتیم صددرصد دنبال خواهم کرد.
    .
    اینجا باز دم صبیمو سیگارصووووورتی:-) 🙂 🙂 🙂 🙂 🙂

  25. hasti_hki گفت:

    @ویدا, مرسی دوست عزیز از نظرت بله اشتباهات تایپی و حروف زیاد بود این دلیل بر نا اگاهی من نمیشه دلیل بر تند نوشتن و بی دقتی من هست با این حال بازم معذرت بابت این نقص 🙂

  26. hasti_hki گفت:

    @پریسا, مرسی گلم خیلی خوش حالم که راضی بودی ممنون از همراهیت 🙂

  27. hasti_hki گفت:

    @شیما, مرسی دوست عزیز ممنون از نظرت انشاالله در آینده حتما بهتر ظاهر خواهم شد 🙂

  28. hasti_hki گفت:

    @هلسا, مرسی گلم ممنون از لطفت 🙂

  29. hasti_hki گفت:

    @مهرسا, مرسی از نظر و لطفت گلم خب بالاخره برای اولین تجربه همیشه کم و کاستی هایی هم وجود داره من از شما غذر می خوام و سعی می کنم در آینده این نقص هارو جبران کنم 🙂

  30. hasti_hki گفت:

    @الهه بارون, مرسی گلم ممنون از نظر و لطفی که به من داشتی اگر کنجکاو سن من هستی باید بگم ۱۶ ساله هستم و بازم ممنون از نظرت حتما در کتاب های بعدی کم و کاستی هارو جبران خواهم کرد 🙂

  31. hasti_hki گفت:

    @زهرا, سلام به شما دوست عزیز خوش حالم که رمانم رو خواندید و متاسفم که قلمم اونقدر پخته و گیرا نبود که کاملا جذب بشید ولی برای پاسخ به سوالتان
    اگر با دقت مطالعه کرده باشید گیسو قصد شکایت از آمدن رو داره و من جایی در طول داستان رو هم عرض نکردم که از این کار پشیمون شد قرار شد بعد از اتمام اون عملیات به شکایت رسیدگی که که خب خودتون در جریان هستید چی شد پس من نمی تونستم گیسو رو از تو گور بکشم بیرون واسه شکایت کردن ! بازم ممنون از نظرت 🙂

  32. […] دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!! | hasti_hki کاربر انجمن اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]

  33. ویدا گفت:

    سلام
    یه خسته نباشید میگم به نویسنده عزیز
    برای کارای اول بد نبود
    فقط یه چیزی که خیلی به چشم میومد غلط املایی و اشتباه تایپی زیاد بود
    مثلا تو عوام به سیامک نمیگن سیاه!!!!(مگه بنده خدا رنگ لباسه!) میگن سیا
    یا خاطرخواه درسته
    اشتباه تایپی هم که دیگه قابل شمارش نبود!
    بازم دست نویسنده درد نکنه

  34. پریسا گفت:

    خوب بود ممنون هستی جان خسته نباشی

  35. شیما گفت:

    سلام خداقوت هستی جان داستان متفاوتی بود ممنون انشاءلله درآینده ندیک کارهای بیشتری از شمابخونم .موفق و سربلند باشید

  36. هلسا گفت:

    قلم نویسنده خوب بود موضوع رمان هم نسبتا خوب بود ممنون از نویسنده عزیز

  37. ely گفت:

    خودم رمان ببار بارون رو با فرمتpdfدارم با فرمتای دیگه میخواستم بازم ممنون

  38. ely گفت:

    سلام چه زمانی جلد ۲رمان راز شاهزاده شهر جادو رو کامل قرار میدین ممنون

  39. مهرسا گفت:

    جالب بود دوسش داشتم هم نویسنده هم نگاه جان خسته نباشید قلمش خوب بود فقط عشقش ب دایان یکم دور از ذهن بود

  40. سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز .
    ابتدا باید به خاطر قلم خوبت تبریک بگم و دوم به خاطر احترامی که به وقت و شعور خواننده تشکر کنم . نمی دونم چند سالته ولی باید بگم رمانی که نوشتی در حد مقبول رو به بالا بود که در بین رمان هایی که این مدت خوندم عالی بود ، رمان نسبتا تلخی بود که نکات مثبت نگارشی فراوانی داشت . نه خاله زنکی و بچه بازی و کل کل های بچه گانه داشت و نه چیز های غیر طبیعی دور از واقعیت .
    فقط تنها مشکلی که داشت این بود که بعضی چیزها رو زیادی توضیح می دادی که من مجبور بودم ردشون کنم .
    تنها مشکل همین بودو در قبال قلم خوبت این مورد هم فکر نمی کنم به چشم بیاد .
    برات ارزوی بهترینا رو دارم .
    به امید رمان هایی با قلم زیبای شما ……..
    فقط امیدوارم رمان بعدی زیبایی های عشق و زندگی رو هر چه بیشتر به رخ بکشه ……….
    سلامت باشی ………

  41. زهرا گفت:

    پایانش جالب بود ولی خیلی مسخره و غیر واقعی بود ک دختره ب امین کاری نداشت میشست باهاش حرفم میزد !!نویسنده تو آخر کار گفته بود نمیخوام پایان غیر واقعی باشه ب نظر من انتقام نگرفتن دختره غیر واقعی بود تو دنیای واقعی قطعا طرف از کسی ک اون بلا رو سر خواهرش آورده بود نمی گذشت ب نظرم باید دختره بلای مشابه و سر امین میاورد و اخرشم همینجوری با مرگ دختر تموم میشد

  42. مهکامه گفت:

    سلام مجدد چه طوری توی این توی سایت عضو شم.؟؟؟؟

  43. مهکامه گفت:

    سلام خسته نباشی. من یه دختر ۲۱سال هستم می خواستم بپرسم می تونم خودم یه رمان بنویسم بعد شما آون توی سایت بزاربن لطفا خواهشا زود جواب منو بدین. باسپاس فراوان از زحمات شما.

  44. ely گفت:

    سلام میشه رمان ببار بارون رو هم در سایتتون قرار بدید ممنون

  45. hasti_hki گفت:

    سلام به دوستان عزیز نکاه دانلودی من هستی نویسنده ی این رمان هستم امیدوارم که از این داستان لذت ببرید و براتون جالب باشه و از قلمم خونتون بیاد 🙂

  46. فرشته گفت:

    سلام
    نگاه جان من دنبال رمانی با خلاصه زیر میگردم:
    دختره پدرو مادرش قبلا با دستور بابای باباش از هم جدا شدن حالا پدرش مرده و مادرشم شیرازه و اینو بابای باباش میکشونه تهران ک با اون زندگی کنه
    قبلا یه نامزد داشته بنام سامان ک پدربزرگه راضی نبوده ب ازدواجشون ک ولش میکنه و میره دختر عمشو میگیره
    در اخر هم با متین پسرعمش ازدواج میکنه.

    هرچی فکر میکنم اسم این رمانو یادم نمیاد شما میدونید اسمش چیه؟

  47. راضیه گفت:

    پایانش خوشه؟؟؟

  48. Sabrina گفت:

    سلام خسته نباشید…
    چرا دیگه رمان های خارجی ترجمه شده نمیزارید؟ یه چیزی شبیه ستارگان شیکاگو…به خدا خسته شدیم از رمان های ایرانی با موضوعات تکراری…نویسنده های معروفمون که همه کتاب دادن بیرون دیگه کسی تو سایت رمان حرفه ای نمیزاره…یه فکری به حال ما خواننده ها بکنید…

    • CAPRICORN گفت:

      سلام. سلامت باشید
      در مورد رمان های خارجی ما استارت کار ترجمه رو در انجمن زدیم و این بخش رو داریم تقویت می کنیم و سعی داریم با آثار خوبی که منتشر میشه رضایت کاربران و مخاطبان رو جلب کنیم.
      همچنین رمان های ایرانی هم در تلاش هستیم که رو به پیشرفت هرچه بیشتر و قوی تر شدن بریم. در مورد تکراری بودن کاری از دست ما ساخته نیست؛ چه بسا موضوعات تکراری هم با هنر قلم نویسنده به بهترین شکل از آب دربیاد! با این حال ما داریم روی این موضوع در انجمن کار می کنیم.
      اما اینها کافی نیست؛ شما مخاطبان هم با حضورتون در انجمن و پشتیبانی و پیگیری رمان ها و نویسنده ها، کمک شایانی در پیشرفت هرچه سریع تر وضعیت رمان ها خواهید کرد.

  49. […] دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه !!! | hasti_hki کاربر انجمن اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت