نام رمان : کالیاسا چشمان نفرین شده
نویسنده : پروانه ق(قهارزاده)
ژانر : عاشقانه.معمایی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : .:~LiYaN~:.
تعداد صفحات کتاب : 413پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 19,389

آنچه در این رمان آمدهاست، داستانی غیرمعمول و صدالبته غیرمعقول است که با موضوعی خیلی معمولی شروع میشود
رمان کالیاسا
خلاصه:
لب صخره ایستادم و به درون آب خیره شدم. حیوان درون رودخانه کف بالا میآورد و وحشیانه پیش میرفت.
اگر یک قدم برمیداشتم و خودم را توی دهانش میانداختم چه میشد؟! آنچه در این رمان آمدهاست، داستانی غیرمعمول و صدالبته غیرمعقول است که با موضوع معمولی علاقه دختری به یک پسر شروع میشود و در انتها سر از ناکجاآباد در میآورد. و در آخر آنچه از آن باقی میماند، اندوختههای کالیاسا است که چراغ راهنمای اوست در مسیری که در انتها به داشتههایی میرسد که ندانسته آنها را نفی میکرده است.
.
قسمتی از رمان :
با عجله به سمت ایستگاه قطار میدویدم. با دست چپم چمدانم را که کمی سنگین بود، دنبال خودم میکشیدم و در همانحال با دست راستم در تلاش
بودم بلیتم را از جیب بغلی کوله پشتیام بیرون بکشم.
مأمور قطار آخرین مسافر را سوار کرده بود و میخواست در قطار را ببندد که با دیدن من مجبور شد صبر کند. بلیت
را که کمی پاره شده بود، به دستش دادم.بیحوصله نگاهی سرسری انداخت و پس داد. چمدان را به سختی
از پلهها بالا کشیدم؛ در حالیکه مأمور کوچکترین تلاشی برای کمک به من نکرد.
به زحمت از میان مسافران سرگردان در راهرو، کوپهام را پیدا کردم. در کوپه را که باز کردم، مثل همیشه همهی
سرها به سمتم برگشت. یک زن و دو مرددر کوپه بودند. خدا را شکر کردم که هیچ خانوادهای در کوپه نیست.
هیچ حوصله سر و صدای بچهها را نداشتم. خوشبختانه صندلیام کنار پنجره افتاد.
سر جایم که نشستم، قطار راه افتاد و من خوشحال از اینکه همهی درختها و ساختمانها درخلاف جهت من حرکت میکنند، به بیرون خیره شدم.
همیشه از اینکه خلاف جهت حرکت قطار بنشینم، خوشم میآمد.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز!خیلی خوب بود هم نثر،هم توصیفات عالی بود !چرا انقد امتیاز رمان کمه؟ بی صبرانه منتظر کارهای بعدیتون هستم
سلام…چون سیستم تازه راه اندازی شده
رمان خوبی بود سپاس نویسنده جان
سلام نویسنده محترم ژانر جالب و خوبی بود. واقعا از خوندنش لذ*ت بردم.
خیلی رمان خوب و جالبی بود:)
لطفا تعداد صفحه ها و ژانر و حجم فایل رو بزارین
مچکرم
دوست عزیز اگر دقت کنید بالای لینک های دانلود در کادر “شناسنامه ی کتاب” مواردی که نام بردید توش قید شده.
موفق باشید
سلام
خوب بود
جالب بود 🙂 موفق باشی نویسنده ی عزیز ♥
سلام
ممنون ، لذت بردم