. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان جدال درندگان (جلد دوم زوزه در مه)

انتشار توسط نگاه
۲۳ مهر ۱۳۹۷

نام رمان : جدال درندگان

نویسنده : ngn

ژانر : تخیلی ، عاشقانه

سطح رمان : موفق - ویژه

ویراستاران : .:~LiYaN~:.

تعداد صفحات کتاب : 397 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 17,755

4.5/5 - (212 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان جدال درندگان (جلد دوم زوزه در مه )
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

جدال درندگان یک رمان تخیلی فانتزی در دل جنگل است جدال گرگینه ها

جدال درندگان یک رمان تخیلی فانتزی در دل جنگل است جدال گرگینه ها

رمان جدال درندگان

رمان جدال درندگان

خلاصه:

نیرا که برای ملاقات با اعضای شورا و چنگ زدن به ریسمان عدالت آن‌ها، وود را به جزیره کشانده بود؛ با پی بردن به حماقت‌‌هایش و از دست دادن عزیزانش به ده‌جنگلی برمی‌گردد؛ اما خود را وسط مهلکه‌ای پیدا می‌کند که آتشش را درنده‌ای چند صدساله به جان خاک سرد جنگل ریخته است و کینه‌اش از گرگینه‌ها، هیزم‌‌های این مهلکه‌ی جهنمی‌ است.

.

سخن نویسنده:
سلام دوستان!
با یاری خداوند، جلد دوم زوزه در مه رو شروع کردم!
طبق قولی که داده بودم، به خاطر درخواست همه‌ی همراهان رمانم استارت این جلد زده شد!
لطفاً کسانی که قصد همراهی کردن من رو در جلد دوم دارن، حتماً جلد اول رو مطالعه کنن تا روال داستان رو بدونن!
دوستان عزیز خوشحال میشم نظراتتون رو از طریق پروفایلم بفرمایین تا بتونم بهتر از جلد اول بنویسم.
و با تشکر از فادیای عزیز بابت طراحی جلدم

.

«مقدمه»
قصه آغاز می‌شود
از همان نقطه که من برگشتم.
و من از سردترین، دردناک‌ترین لحظه‌ی عمر
به آ*غـ*ـوش زمین برگشتم.
چشمم‌ تر بود.
از عزیزی که
به کوتاهی یک‌لحظه‌ی خواب،
جان او در کف اخلاص وجودم، پیداست.
حادثه چون شب تاریک، قدم برمی‌داشت
بین جولانگه روز،
شب و روز هر دو به‌اندازه‌ی یک‌عمر بلند!
من و او
هر دو در جنگ غرور!
یا من از خاک تنش، به تیمم ببرم !
یا که او از تن من
خون به جان می‌کشد و می‌ماند.
دست با تقدیر است.

دهی که هر نفس مردم آن، به طرب می‌شنوم !
حال در چنگ کسی محصور است.
صحنه‌ی یورش دندان
به تب و سرخی خون.
لحظه‌ها در تب عشق می‌شکند!
زیر سنگینی یک لحظه‌ی شوم!
و من هر بار به امید وصال
چنگ بر سخت‌ترین جنگ زمان می‌سایم!

4.5/5 - (212 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

59 پاسخ به “رمان جدال درندگان (جلد دوم زوزه در مه)”

  1. علیرضا.99 گفت:

    نویسنده عزیز:
    سلام و درود خدمت شما
    رمان زوزه در مه و جدال درندگان یکی از بهترین رمان هایی هستند که من تا حالا خوانده ام و منتظر جلد سوم هستم دمت گرم

  2. Hamid.m گفت:

    واقعا ازخوندن این رمان خیلی خیلی لذت بردم وبه جرات میتونم بگم تاحالا چندین بار این رمان وجلددومش رو مرور کردم واقعا عالی بود وخسته نباشی میگم تشکر میکنم ازنویسنده رمان منتظر کارهای بعدی شما هستم.

  3. mahh گفت:

    فوق العاده بودددددد ، واقعا لذت بردم .
    ممنون و خسته نباشید

  4. Atna گفت:

    خیلی کم پیش میاد از یه رمان خوشم بیاد ولی باید بگم این رمان یکی از بهترین رمانایی بود که خوندم. دمتون گرم واقعا عالی بود❤

  5. گندم گفت:

    سلام نویسنده ی عزیز یکی از بیاد ماندنی ترین و جذاب ترین رمان هایی بود که خونده بودم موفق باشید امید وارم که رماناتون رو چاپ کنین

  6. گندم گفت:

    سلام نویسنده ی عزیز‌
    تبریک بابت دو جلدی زیباتون:)
    جزو اولین رمانهایی بود که هنوز در فضاش زندگی میکنم:)
    فضا سازی، نثر، توصیفات عالی بودن:)
    امیدوارم رمان سنترالیا هم مثل زوزه در مه و جدال درندگان عالی باشه.
    پیگیر چاپ رمانتون هم هستم.
    قلمتون سبز:)

    • درود گندم جان.
      ممنون بابت پیام پر از انرژیت.
      انشاالله که این رمان هم مثل زوزه و جدال مورد لطف شما دوستان عزیز قرار بگیره.
      خداروشکر لذت بردین از خوندنش

  7. Romina گفت:

    سلام نگین جان عزیزم رمانت خیلی قشنگ بود! من که به ضرب دوتا جلد رمان رو خوندم،
    فقط اینکه خیلی دوست دارم جلد سوم رو بنویسی گلم .

  8. Bita گفت:

    چرا پی دی افش رو نمیاره؟

  9. marsa گفت:

    من فقط جلد اول این رمان رو خوندم و به نظرم عالی بود و جزو بهترین رمان هایی بود که خوندم خسته نباشی واقا

  10. *S.M.Z* گفت:

    ســــــلام نگین جــــونم
    خسته نباشی دلاور:)
    واقعا عالی بود رمانت
    عـــــالـــی
    فقط سر اون چهار پنج تا پست آخر اشکم رو در اوردی مادر 🙂
    ولی جـون من جلد سومشم بزن
    بازم میگم خسته نباشی ؛)

  11. Eli گفت:

    این رمان واقعا عالیه،هر حسی رو میشه تو این رمان کشف کرد،ممنونم از نویسنده عزیز برای خلق این اثر زیبا

    • ngn گفت:

      خداروشکر راضی بودین
      سپاس الی عزیز

      • Eli گفت:

        نگین جون این رمان اولین کارت بود یا قبلا رمان های دیگه ای نوشتی؟اگه نوشتی میشه معرفی کنی بهم تا قلم زیباتو از دست ندم؟

        • ngn گفت:

          اره عزیزم، زوزه در مه اولین رمانم بود.
          رمان دیگه ای در دست دارم که به زودی در انجمن تاپیکش زده میشه جانم.
          اطلاع رسانی از طریق خوده نگاه دانلود و ادرسی که در انتهای رمان گذاشتم، داده میشه جانم.
          خوشحال میشم همراهیتو داشته باشم:)

  12. حبیب آذرگشسب گفت:

    نگین بگم عالیه بار دوم میشه ولی بازم میگم عالی و بدون تقلید از نویسندگان نوشتی

  13. sepinood_nira گفت:

    اخرش خیلی زود تموم شد.کاشکی یکم بیشتر بود.
    ولی در کل عالی.هیچ رمانی رو تو طول عمرم نخوندم که مثل رمان تو به ادم احساس هیجان بده و با هر خطی که میخونه ضربان قلبشو تندتر کنه..

    قلمت جاودانه…

  14. Snow Wolf گفت:

    سلام خدمت نویسنده عزیز
    جلد اول بسیار زیبا بود و جلد دوم با اضافه شدن شخصیت های دیگه فوق العاده شد
    فقط یک نکته آخر جلد دوم وقتی نیرا به هوش اومد انگار نه انگار که وود مرده اگه این قسمتشم درست می کردید بهتر میشد اما بازهم زیبا بود

    • ngn گفت:

      ممنون بابت نظر لطفت عزیزم:)
      نمیدونم برای شما هم اتفاق یا نه ولی وقتی در رویا یه عزیز که از دست دادین رو می بینید، وقتی بیدار میشین؛ انگار از دیدن اون عزیز سیر شدین:)
      من سعی کردم همه ی احساسات نیرا کاملا طبیعی باشه:)

  15. SheRviN DoKhT گفت:

    سلآم نگین جآنم.
    تبریک بابتِ روی ویترین قرار گرفتنِ رمانت،
    به امید موفقیت های روزافزون عزیزم…
    اگر ژانری غیر از تخیلی بود، حتماً میخوندم چرا که من به توانایی های بی کران هر لُر اطمینان کامل دارم …

  16. sHiiMa گفت:

    هر دو جلد رو یه ضرب خوندم. عالی بود. خسته نباشی نویسنده عزیز

  17. فرهاد رجبی گفت:

    نگین جان عزیزم؛
    این رمان دو جلدی رو من اخیرا تمام کردم و بر خلاف اینکه در جلد اول احساس میکردم که یک مقدار برداشت از فیلمهای خون آشامی در این رمان زیاد هست، در این جلد متوجه شدم که کاملا اشتباه میکردم و رویدادهایی رخ داد که دور از ذهنم بود و این مهارت تو رو نشون میداد 🙂
    خسته نباشید جانانه ای تقدیم به تو 🙂
    امیدوارم در گامها و رمانهای آینده دست خدا یارت باشه =)

    • ngn گفت:

      ممنون فرهاد عزیز:)
      راستش جلد اول کمی بی تجربه بودم و از این که وقت عزیزت رو گذاشتی ممنونم.
      پیامت برام خیلی با ارزشه:)

  18. Mina گفت:

    وای نگین عزیزم بهت تبریک میگممممم واقعا عالی بود
    قلمت زیبا بود
    مشتاق کارهای دیگتم هستم گلم….

  19. Mozhan گفت:

    رمان زیبایی بود دوسش دارم ولی اخرش نیرا از مرگ وود اونطور ک باید ناراحت نشد بعد از بهوش اومدنش رفت پیش اتور و لبخند میزد انگار ن انگار ک عشقش مرده در کل خیلی خوب بود ولی کاش اون قسمتشو بهتر مینوشتی.

    • ngn گفت:

      ممنون موژان جان…..
      بعد از به هوش اومدن واقعا از دیدن وود سیر شده بود و خداحافظی از وود باعث شده بود مرگش و باور کنه:)
      بازم ممنون بابت وقتی که گذاشتی:)

  20. سلام نگین جون
    واقعا خسته نباشی
    باید بگم رمان واقعا عالی داشتی و نثر زیبات ،توصیفات عالیت ،موضوع متفاوت رمانت و روند رمانت که کاملا غیر قابل پیش بینی بود باعث شد که رمانت کاملا خاص باشه
    رمانت جزو اون دسته از رماناست که همیشه توی ذهن ادم میمونه و هیچ وقت تجربه کردنش پشیمونی نداره
    البته تجربش برای ما که پست به پست هیجان پست قبلی رو داشتیم و انتظار پست بعدی رو میکشیدیم واقعا خیلی قابل لمس تر بود
    ما منتظر جدال های بعدیت هستیم عزیزم:)
    قلمت ماندگار
    موفق باشی

  21. سلام نگین جون
    واقعا خسته نباشی
    یه رمان بی نظیر داشتی که هم نثر عالیت هم موضوع متفاوتت و هم روند غیر قابل پیش بینیش اونو خاص کرده بوده و باعث میشه جزو اون دسته از رمانایی باشه که ادم هیچ وقت فراموشش نمیکنه
    اینکه پست به پست باهات اومدیم جلو و انتظار پست بعدی رو کشیدیم واقعا تجربه بی نظیری بود
    منتظر جدال های بعدیت هستیم عزیزم:)
    قلمت جاودانه
    موفق باشی

  22. مهشید گفت:

    عالی بود،داستان رمان برام جدید بود چون اغلب رمان هایی با این سبک خون اشام وگرگینه تقلیدی از فیلما و رمان های معروف خارجیه؛حیف که تو ایران چنین داستان های هیچ وقت فیلم نمیشن خسته نباشی منتظر کار جدیدت هستم

  23. Mehrbanooye Irani گفت:

    کل جمله این بود :
    You have been banned for the following reason: تبلیغ.

  24. Mehrbanooye Irani گفت:

    سلام،خدا قوت
    نگین خانم،این رمان دو جلدی تون واقعا قشنگ و جذاب بود.به امید مؤفقیت های روزافزونتون.
    راستی من یه مشکلی برام پیش اومده،تا می خوام وارد انجمن ها بشم این جمله میاد و مانع می شه(من همون Mehrbanooye Irani هستم ها،یادتونه؟)
    You have been banned for the following reason
    می شه راهنماییم کنید تا بفهمم چی شده،ممنون می شم.

  25. Garib گفت:

    سلام نگین جان تبریک برای اتمام دوجلدی رمانت از اینکه آنلاین خوندم ودر حین نوشتن همراه تو بودم خوشحالم قلم زیبا موضوعی متفاوت و کاراکتر های عالی و…همه باعث به وجود امدن اثری زیبا شد و این استعداد توانای تو در نویسنده گی را میرسونه امیدوارم دوباره ما را همراه وهمسفر قلم زیبا و جذابت کنی
    لمس سر انگشتانت همواره بر قلم
    در پناه حق

    • ngn گفت:

      درود زهرای عزیزم….
      پیام های مثبت تو در تمام مدت تایپ کنارم بود و هربار یک دنیا انرژی به نوشته هام هدیه میداد.
      ممنون و خداروشکر لذت بردی:)

  26. Mohammadi.m گفت:

    تبریک و همچنین خسته نباشی خدمت نگین عزیزم
    رمانت زیبا،عالی و بینقصه یکی از بهترینهاست
    به امید رمانهای زیبای بعدیت…

  27. مهدی گفت:

    سلام و خسته نباشید میگم به نویسنده عزیز که با دو جلدی رمانش مارو متحیر کرد.
    روند داستان بسیار عالی و داستان به خوبی پیش می رفت و احساستی که توش بود واقعا من حس کردم؛ خلاصه اینکه موفق و سلامت باشی که امیدوارم رمانای دیگه به همین زیبایی باشه.
    اگه پول داشتم رمانت فیلم می کردم.( الکی مثلا)
    خب سر بلند پیروز باشی.

  28. فاطمه برزگر گفت:

    نگین جانم به عالی بودی امیدوارم موفق باشی خانومی
    جدال یکی از بهترین رمان هایی بود که تا حالا خوندم

  29. Kiarash70 گفت:

    سلام نگین عزیز
    یه خسته نباشید جانانه بهت میگم بابت به اتمام رسوندن دوجلدی جذاب و زیبا(زوزه در مه-جدال درندگان)
    داستان روند و فراز و فرود های فوق العاده ای داشت.
    همیشه گفتم که از مطالعه توصیفات و فضاسازی های محشرت در داستان، لذت میبرم.
    کاراکترهای جدیدی که به جلد دوم اضافه شدن، جذابیش داستان رو چندین برابر کردند.
    با اینکه رمان رو بصورت آنلاین خوندم و پست ها بصورت مقطعی قرار می گرفت، هیچ وقت از دنبال کردن رمانت خسته نشدم و تا انتها، داستان جذبم کرد.

    ان شاءلله در آینده، رمان های زیبا و جذاب دیگری ازت ببینیم.

    موفق باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت