نام رمان : رمان دوئل سپیدی و تاریکی ( جلد سوم اژدهای سپید )
نویسنده : مهدی.ج
ژانر : تخیلی.عاشقانه
سطح رمان : پرطرفدار
ویراستاران : nadia.seif
تعداد صفحات کتاب : 179 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 9,520

رمان دوئل سپیدی و تاریکی این رمان یک رمان تخیلی فانتزی زیباست که مبارزه قدرتهای ماورایی را نشان میدهد و برای شکستن اهریمن باید چالش های پیش رو را شکست دهد.
رمان دوئل سپیدی و تاریکی
خلاصه جلد دوم:
فصل دوم زمانی ورق میخورد که تاریکی از پس سیاهچالهای قصر خدایان، سایهی مرگ را
بر سر اهالی تراگوس پهن میکند.
آدرین میماند و موجود وحشتناکی که تازه از بند اسارت آزاد شده و آتش کینهاش هر لحظه
ممکن است تراگوس را به جهنم تبدیل کند.
اژدهای تاریکی این بار با بازوهای اهریمن برمیگردد و سودای حکومت این موجود شب،
میتواند استخوانهای آدرین جوان را خرد کند؛ اما…
.
خلاصه جلد اول:
آدرین، پسری افسانهای و نجاتدهنده است که در دنیای دیگری به سر میبرد. او توسط یک فرد، بازمیگردد تا افسانهاش را آغاز کند. افسانهای کهن که موجودات تاریک و ظالم،
از آن هراسان و گریزان هستند. حال آدرین برای اجرای عدالت و پایمالنشدن خون یکی از افراد مهم زندگیاش، دست به انتقامی خونین میزند و اینگونه افسانه آخرین اژدهای سپید آغاز میشود.
.
مقدمه:
آری باز میگردد.
روشنایی خواهد آمد و تاریکی را محو خواهد کرد. تاریکی برای همیشه نابود خواهد شد
و مردمان دوباره طعم خوشبختی را خواهند کشید.
روشنایی با قدرتی بیکران، آمادهی شبیخون است. کسی از خشم او در امان نخواهد بود
و مسلط بر تمامی موجودات خواهد شد. حال دوئل نهایی با اهریمن آغاز میشود.
.
قسمتی از متن رمان دوئل سپیدی و تاریکی :
آری باز میگردد.
روشنایی خواهد آمد و تاریکی را محو خواهد کرد. تاریکی برای همیشه نابود خواهد شد و مردمان دوباره طعم خوشبختی را خواهند کشید. روشنایی با قدرتی بیکران، آمادهی شبیخون است. کسی از خشم او در امان نخواهد بود و مسلط بر تمامی موجودات خواهد شد. حال دوئل نهایی با اهریمن آغاز میشود.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
چرا من نمیتونم دانلودش کنم توی سایت دیگه ای هم نیست
این چرا دانلود نمیشه اه
در یک کلام عالی بود البته چند نکته ابهام هم وجود داشت ولی در کل یکی از بهترین رمان ها در ژانر فانتزی بود امیدوارم باز هم از شما در این زمینه کار ببینم قلمتون پایدار
واقعاً عالی بود ولی آخرش نفهمیدیم که زئوس چی شد و چه بلایی سر چیتا اومد
خب رمان به نسبت خوبی بود ولی یجورایی کپی برداری شده بود از رمان دختر تاریکی
قسمتی که برای سنگ مذاب میرن مو نمیزد با اون رمان!
و در کل بقیه رمان هم همینطور بعضی وقتا فکر میکردم دارم اونو میخونم!
یه پسر ۲ رگه که به یک بعد دیگه میره و یه پیرمرد بهش اموزش میده تا جلوی یه شیطان بزرگ رو بگیره بعد از شکست هویت خودشو مخفی میکنه
دقیقا خط داستانی طوفان تاریکی و دختر تاریکی
به نویسنده پیشنهاد میکنم این رمانو بخونه تا متوجه شباهت بشه
البته شک دارم نخونده باشه
سلام سرنوشت زئوس معلوم نشد یاچیتا یه جلددیگه هم بایدداشته باشه
ببخشید یک سوال از شما نویسنده داشتم
اینکه سرانجام سارا و شاهزاده چی شد ؟
و تاریکی میستونست ادامه پیدا کنه و داستان رو بیشتر و جذاب تر کنه و تاریکی میتونست از خدای مردگان ادامه پیدا کنه لطفا اگه میشه ادامش بدین تا داستان رو به کلی به اتمام برسونید ولی دیدگاه من ازاین رمان به کلی عالی بود ممنون از زحمات شما
اگه میشه یک راه ارتباطی بهتر با شما رو اعلام کنید
سلام آقا مهدی ممنون بابت رمان زیباتون مخصوصا به خاطر اینکه فانتزی بود و بعضی ها فراموش کردن که فانتزی نوشتن خیلی سختتر از ژانر های دیگست موفق و پیروز باشید.
عالی بود
عالی بودند،پیشنهاد میکنم بخونید.
ممنون اقامهدی به خاطرقلم زیبا و بسی جذابت
قشنگ و سرگرم کننده بود
سلام رمان خوبی بود ولی هنوز جای ابهام داشت که سرنوشت هادس وزئوس چیشد
به نظر من عیب های نسبتا زیادی داشت
اول جمله بندی هات زیاد خوب نبود
دوم چند غلط املایی داشتی
سوم یکم به تحقیق بیشتری نیاز داشت برای مثال کوه خدایان الپ نبود المپ بود
چهارم لطفا یکم فکر کندجیک بیست شالشه ولی آدرین رو که بیست سال پیش رفت یادشه ؟ چی میگی ؟
پنجم اسم های زمینی روباری یک دنیای دیگه بکار بردی کار زیاد جالبی نبود ولی جدا از اون نقطه قوت های زیادی هم داشت داستان پردازی خوبی داشت و پایان خوشی داشت نظر من در باره این رمان خنثی هست
رمان قشنگی بود .ولی به نظرم جلد چهارم هم داشته باشه بد نیست .
هرسه رمان عالی بودن
فقط لطفا اگه خواستین تو رمان های بعدیتون از شخصیت اورک ها استفادهکنین اسمشونو عوض کنین
اورک اسم ی طایفه بختیاریه
منم هستم
هر لحظه که رمانو میخوندمحس میکردم شخصیتم داره نابود میشه
ولی چون خیلی قشنگ بود خوندم
این منظور اورگ نه اورک
با سلام… این شباهت کاملاً اتفاقیه. اورک (orc) یه موجود فراطبیعی در فرهنگ اروپایی هاست و مطمئناً این قضیه هیچ قصد و غرضی جهت توهین به قبیله شریف شما رو نداره. نویسنده هم جهت پیروی از افسانه ها این موجودات رو وارد داستان کرده و با تخیلات خودش این موجودات رو نساخته.
خسته نباشی نویسنده ی عزیز. قلمت پایدار!
هر کس فانتزی دوست داره این سه جلد توصیه میـــــــشود:)
سلام، این رمان سه جلدی جزو بهترین رمان هایی بود که خوندم، امیدوارم شاهد رمان های بهتر و جالب تری هم از شما باشیم. خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم
سلام من دنبال رمان بچه تهران میگردم ولی پیداش نمیکنم ژانرشم اجتماعیه تروخدا بذاریدش
با سلام و عرض خسته نباشید به نویسنده
این جلد رمانت عالی و خیلی بهتر از قبلیا بود
من رمانتو در حال تایپ خوندم و خیلی قشنگ بود^_^
اگه جلد چهارم داشته باشه که چه عالی و گرنه هم همینجا بیخیالش میشیم
امیدوارم همیشه موفق باشی مهدی و قلمت مانا
وای مرسی مرسی مرسی
خیلی منتظر ادامش بودم
میرم بخونمش ولی نخونده میدونم مثل اثرای دیگت عالیه موفق باشی
خیلی رمان بد و مزخرفی بود.نمیدونم یا فانتزی نوشتن تعریفش عوض شده یا نویسندههای این انجمن تعریفشو فراموش کردن.به آقا مهدی توصیه میکنم تمرینات نویسندگی بیشتری داشته باشن.به هرحال دوجلد قبل قابل تحملتر بود.
سلام.
فکر کنم شما معنی فانتزی نمی دونید. به غیر از شما هزاران نفر دیگه رمانامو خوندن و استقبال زیادی ازش شد و جزو رمانای پرطرفدار شد. کسی شمارو مجبور نکرده بخونید. می تونید رمانای دیگه رو بخونید. آدمای مثل شما زیادن:) اهمیت به حرفاتون که پوچه نمیدم:) ممنون واسه وقتی که برای رمانم گذاشتی!!!!!!
آقای مهدی من چگونه میتوانم با شما ارتباط بر قرار کنم
راستی سرانجام هادس خدای مردگان چه شد ؟