نام رمان : ردپای عشق
نویسنده : شارون
ژانر : عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 732صفحه پرنیان
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 10,170
رمان رد پای عشق داستان عاشقانه ایست درباره باور کردن و پذیرفتن عشق

خلاصه رمان :
السا دختر قصه ی ما…. نمیخواد عشقو باورکنه.
عشق کی؟؟؟؟؟ عشق پسر قصه ی ما عرشیا
چرا نمی خواد باورکنه؟ خوب بخونید تا بدونید
چه اتفاقایی بین عرشیا و السا می افته؟
ایا عشقشون مستحکم ؟ ایا عشقی وجود داره؟
السا و عرشیا منتظر شمان .پس زیاد چشم انتظارشون نذارین..
این شما اینم عرشیا و السا…پایان خوش….
.
قسمتی از رمان:
احمد برین ببینین کار کی بوده؟ عجله کنید
نشست رو صندلی ، تحمل این اتفاقو نداشت:حالا چه جوری به کتی جون بگم؟!!
***
دو روز ار بیهوش بودن عرشیا می گذشت ، هنوز تغییر خاصی نکرده بود.
سامیار به سمت کتایون که با وضع آشفته ای روی صندلی بیمارستان نشسته بود رفت.
کتی جون الان دو روزه اینجایی ، برو خونه استراحت کن. اگه به هوش بیاد خبرت می کنم.
کتایون با کلافگی سرشو تکون داد و گفت: نه…… نمی تونم ، سامیار چرا به هوش نمی یاد؟
کتی جون یه نگاه به خودت تو اینه کردی؟ پاشو برو استراحت کن،
من مطمئنم به هوش می یاد. عرشیا پسر قویه .
به صورت عرشیا نگاه کرد.چند جاش کبود بود.از دکتر اجازه گرفته بود ده دقیقه ببینتش
دستشو که پر از سیم بود گرفت: عرشیا…. پاشو ، اخه حال کتیو ببین ، تو که حاضر نبودی خم به ابروی مامانت بیاد ، حالا پاشو ببین دیگه چیزی از کتی نمونده.
.
احمد برین ببینین کار کی بوده؟ عجله کنید
نشست رو صندلی ، تحمل این اتفاقو نداشت:حالا چه جوری به کتی جون بگم؟!!
***
دو روز ار بیهوش بودن عرشیا می گذشت ، هنوز تغییر خاصی نکرده بود.
سامیار به سمت کتایون که با وضع آشفته ای روی صندلی بیمارستان نشسته بود رفت.
کتی جون الان دو روزه اینجایی ، برو خونه استراحت کن. اگه به هوش بیاد خبرت میکنم

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام نگاه خانم میشه رمان سنگ هم خواهد شکست وبزاری.ممنون میشم
سلام ت خدا رمان بچه قرتی ها رم زود بذارید ما مشتاقیم
سلام عزیزم..چندباربگم قسم ندید ..رمان بچه قرطی ها نصفه ول شده شاید چیزی حدود یک ساله که نویسنده اپ نکرده نصفه چطوری بگذارم
نگاه جونم دوباره سلام پس اين رمان بچه قرتي ها چي شد؟؟؟؟
پاسخ نگاه:شما که نظر میگذاری لطفا بیا ببین چی جوابتو دادم نه که یک نظر مدام تکرار کنی بدون اینکه جوابشو بدونی عزیزم گفتم که هنوز تموم نشده
سلام نگار جان,مرسی بابت رمانای قشنگی که میزاری.عزیزم برات امکان داره رمان غریبه اشنای من رو بزاری
؟:-/
پاسخ نگاه:سلام عزیز…فکرکنم گذاشتمش قبلا درخواستی بود بگرد اگه نبودبگوتابگذارمش