نام رمان : آرامشم باش
نویسنده : ((fatemeh ashkoo))
تعداد دانلود : 13,101
رمز فايل : www.negahdl.com
به درخواست نویسنده رمان حذف شد
خلاصه ی داستان:
اینجا خبری از یه دختر نیست اینجا دخترانگی هارو نمیبنید اینجا همه چیز تو زن بودن خلاصه میشه زنی که تو یه عشقی ممنوع دست و پا میزنه …ممنوع…!
پروانه ی ما پروانه ای پر از پرواهای ِ زنانه بود… زنانگیش در عین ِ دخترانگی، بکارتش را حفظ کرده بود.دلش به وسعت ِ گذشتن از عشق دریایی بود. میتوانست اما خود را به ناتوانی میزد…. میدانست اما خودرا به نادانی میزد….عشق را لمس میکرد اما خود را به اغمای ِ بی حسی کشانده بود . بانوی قصه ی ما با روح ِ بزرگش در مقابل کتک ها لبخند میزد، در مقابل لبخند ها خنده سر میداد، او همیشه یک قدم از هر ماهیتی جلوتر بود…..
او مهربان بود اما افسوس که این مهربانیش واسطه ای برای قطع ِ مهربانی از هر سو به سویش میشد….پایان خوش
به درخواست نویسنده رمان حذف شد

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سولماز جون اسم رمان طالع ماه هستش از مهرسا
سلام اول اینکه بابت سایت خوب و پرطرفدارتون بهتون تبریک میگم دوم من دنبال یه رمانی هستم که تا حالا پیداش نکردم تو سایت خودتون هم هست اسم شخصیت هاش و دقیق یادم نیست ولی فکر می کنم اسم پسر رادین بود داستان راجب به دختری بود که فال قهوه می گرفت طی یک تصادف با پسر یکی از مشتریاش آشنا میشه و به رستورانش میره سعی در جلب توجه اون پسر داشت که بعد با هم ازدواج می کنن در ضمن زمانش هم حال بود هم گذشته دخترداستان هم تو اون موقع با پسری به اسم رامین دوست بود و دوست صمیمیش ساناز بود ممنون میشم اگه اسمش و بگید
سلام…ممنونم…متاسفانه من چنین رمانی نخوندم یااگرخوندم یادم نمیاد اما اگر کسی اسم این رمان رو میده از طریق پاسخ این نظر جواب دوستمونو بده
سلام نگاه جون. خوفی دستت درد کنه واسه رمانای خوبت. این رمان فوق العاده بود. دمت جیز.بوس بوس
سلآم.ممنون.
سلام عزیزم…رمانت نثر فوق العاده ای داشت…من از خوندنش واقعا لذت بردم…با اون خندیدم وباهاش گریه کردم…حتی برای دوتا از خواهرامم که اصلا رمان نمی خونن تعریف کردن وکلی خوششون اومد…رمانت رو به چند تا از دوستامم معذفی کردم…امیدوارم به نوشتنت ادامه بدی که من یکی از طرفدارات هستم…راستی نگاه جون دستت درد نکنه…خسته نباشی
سلام
ممنون بابت رمانهایی که میذاری
خسته نباشی
میشه
رمان اجبار اختیاری .. اختیار اجباری
و
رمان غرور تو سهم منه
هم بذاری؟؟
سلآم.خواهش میکنم.ممنون.اولیو گذاشتمش.واما رمان غرور تو سهم منه،اگرنویسنده اجازه دادهش،درخواستتون تو نوبت قرار میگیره وبعد گذاشته میشه.