نام رمان : بازتاب
نویسنده : لیلین_فاطمه ایمانی
ژانر : اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 378 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 44,442

رمان بازتاب یک رمان اجتماعی در دل یک شهر با آلوده ترین رودخانه است

دانلود رمان بازتاب جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت_ negahdl.com
خلاصه :
من در شهری زندگی می کنم که یکی از آلوده ترین رودخانه های جهان از اون میگذره و در نهایت تاسف شاهرگ حیاتی این شهره. رودخانه ای که طبیعت سبز اطرافش نمی تونه زلال نبودنش رو بپوشونه. من در کنار آدم هایی زندگی می کنم که درست مثل همون رودخونه زلال نیستن و شوخی قشنگیه اگه خودمو جزئی از اونها ندونم. چرا که ما بازتاب هم هستیم و شاهرگ حیاتی حفظ این رابطه ی انسانی. درد آوره اگه بخوایم خودمون رو به آدم های خوب و بد تفکیک کنیم. پس بیا و اسه یه بارم شده از نگاه من به زندگیم خیره شو…پایان خوش
.
قسمتی از داستان:
وبالشی ها رو در آوردم و لابلای ملحفه های گلوله شده ی توی سبد چپوندم. جلوی تخت خم شدم و پنجره ی کشویی اتاق رو کمی باز کردم تا هوای دم گرفته و خفه ی اونجا عوض شه. زیر چشمی نگاهی به بابابزرگ انداختم و بی اختیار لبخند محوی رو لبم نشست.
رادیوی کوچیکش رو گرفته بود نزدیک گوش های سنگینش و داشت ریز و بی صدا می خندید. این روزها همه ی دنیاش خلاصه شده بود تو اون رادیو و این اتاق دم گرفته و حضور گاه به گاه من که سالها بود همخونه ی این پیرمرد بودم.
خب اون اوایل اینجوری نبود. یعنی تا وقتی که اون دیابت لعنتی باعث قطع شدن پای چپش و رفتن سوی چشماش نشده بود

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
دوستش داشتم چون خیلی واقعی بود.
سلام عزیزم،لطف میکنید رمان ببار بارون رو برام بفرستید
بی نهایت ممنون میشم
واقعا من لذت بردم از خوندن این کتاب
کم رمانی بیش میاد ک اینقدر قابل درک باشه واسه آدم و اینقدر نزدیک به زندگی واقعی
واقعا باید ب نویسندش خسته نباشید گفت …
نگاه جان مرسی برای فونت و سایز و حاشیه ی رمانهایی که میذاری
خوآهشـ .
به فاطمه ی عزیز به خاطر موضوعات خلاقانه ,استعداد بی نظیر,نثری ملموسو دوست داشتنی که نتیجش رمان هاییی به این زیباییه تبریک میگم , بی صبرانه منتظر کارای جدیدشون هستم
****با ارزوی سلامتی و موفقیت روز افزون****
خیلی جالب بود مرسی
خوآهشـ .