نام رمان : حسرت
نویسنده : رهایش *
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 290 صفحه
تعداد دانلود : 24,717
در مورد عشق مردی که بعد از سالها عشقش عیان میشه و باعث ایجاد اختلافات و مشکلات زیادی میشه

رمان حسرت
خلاصه :
عشق کهنه و پنهان کاوه بعد گذشت چند سال از مخفی ماندنش رو می شه و این اتفاق همزمان می شه با رو شدن واقعیات دیگه ای از گذشته. … پایان خوش
مقدمه :
دلتنگم، دلتنگ همه ی سالهای رفته، دلتنگ همه ی روزها، دلتنگم، دلتنگ نبودن همه عاشقانه هایم. دلم تنگ نیست، دلم دیگر نیست. دلی نمانده تا دلتنگ باشم. نیستم، گم شده ام. در گذشته ی گنگ و مبهمی جا مانده ام که حال و آینده ام را در سیاهی فروبرده است. در حسرت رفتن روزهای رفته .

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام میشه فایل دانلود فرمت جاوا رو اصلاح کنید دانلودش که میکنم میخوام بازش کنم خطا میزنه. ممنون
سلام. از لینک دانلود غیرمستقیم استفاده کنید مشکلی نخواهید داشت.
سایتت خوبه.موفق باشی
ممنون..شماهم موفق باشی
سلام عزیزم.خسته نباشی.
ممنون از رمانهای قشنگی که میزاری.
این رمانو خوندم…جالب بود و قشنگ.
مرسی
سلآم . ممنون . خوآهشـ .
سلام عزیزم …..اسم این رمان بی بهانه است . نگاه جان عزیزم لطف می کنی رمان سفر به دیار عشق رو فایل جارشو به چند قسمت تقسیم کنی چند نفر دیگه ام این درخواستو ازت داشتن..ممنون خانمی
سلام عزیزم..کدوم رمان؟…اونم انجامش میدم انشالله سرفرصت
سلام نگاه عزیز..خسته نباشی…ممنون بابته تمامه زحماتت
با عرضه پوزش ی درخواستی داشتم…خواهش میکنم ک جوابه درخواستمو بدی…چن وقت پیش ی رمانی اینجا خوندم ک اسمش یادم نمیاد..اسمه شخصیته دختر..بتسابه..و پسر امیر علی…پدر بتسابه تو کار فیزیک هسته ای..امیر علی مهندسه عمران اما تو اموزشگاهی درسه زبان تدریس میکنه..بعدها میاد تو مدرسه دختره دبیر ریاضی میشه…وووو..اخرش خانواده ی دختره میمیرن ینی میکشن…اسمه برادرشم بردیا ست..بتسابه هم تو یه عملیاتی به ظاهر کشته میشه ولی زنده اس…بعد از 5 سال امیر علی متوجه میشه ک بتسا زنده اس…وووو
خیلی رمانه خوبیه ..متاسفانه اسمش یادم نمیاد..ممنونت میشم ک راهنمایی و کمکم کنی
بازم سپاس گذارم از تو..موفق باشی…
سلام..سلامت باشی…خواهش میکنم ..من این رمان رو خوندم اما منم متاسفانه اسمش یادم نمیاد..دوستای خوبم اگه کسی اسمشو میدونه از طریق پاسخ نظر جواب ایشون رو بده…خواهش میکنم..ممنون..موفق باشید
سلام دوست خوبم
اسم رمانی که شرحشو نوشتی هست:بی بهانه
سلام عزیزم..ممنون که گفتی