نام رمان : زن نبود ، شعله بود ، سوزاند
نویسنده : پری 63
ژانر : اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 266 صفحه
تعداد دانلود : 17,251

داستان در مورد زنی است عصیانگر که با فراموش کردن عامدانه خاستگاه خانوادگی اش ، سعی دارد خود را همرنگ جماعتی کند که از جنس آنها نیست..خود شیفتگی و حسادت بیمارگونه اش باعث می شود…

معرفی رمان :
گیتی زنی است عصیانگر که با فراموش کردن عامدانه خاستگاه خانوادگی اش ، سعی دارد خود را همرنگ جماعتی کند که از جنس آنها نیست..
خود شیفتگی و حسادت بیمارگونه اش باعث می شود بندهای اجتماعی و عرفی را بر نتابد و برای رسیدن به آنچه به توهم ، مال خویش می داند ، همه چیز و همه کس را نابود کند. … پایان تلخ
.
قسمتی از متن:
تا بروم قهوه درست کنم و منتظر عمل آمدنش باشم، از روی پیشخوان دید میزنمشان. زن بزرگتر چاق است.از آن چاق هایی که به چاقی شان ذره ای اهمیت نمی دهند.بلکه شاید آن را امتیازی برای خودشان بدانند. پانچوی سبز روشنی پوشیده و موهای طلاییش را فکل کرده جلوی سرش. یک کیلیپس عظیم هم پشت موهایش زده.شال سبز مشکی پلنگی اش از همان اول بوی مایه داری می دهد. از این مدلهای هندی ست. روی انگشتهایش سه انگشتر بزرگ و پر نگین می درخشد. از آنهایی برق نگینهایش که از دو کیلومتری داد می زند . با نگینهایی درشت و به شدت عوامانه. خوراک زنهای متفرعن و خودنما.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
رمان بی نظیری بود.اصلا قابل پیش بینی نبود که آخرش چی میشه.ممنون از شمانویسنده ی عزیز
کاشکی همه ی آدمها تو این دنیا به جزای اعمالشون برسن.
اولین بار بود که رمان با پایان تلخ میخوندم ولی اصلا پشیمون نیستم رمان کم نظیری بود همه چی عااالی از شخصیت پردازی تا روند منطقی داستان تا موضوع بکرش تا قلم قوی و در عین حال بی غلط نویسنده. دست گل شما درد نکنه.با توجه به شخصیت اصلی رمان فکر میکنم پایان عادلانه ای داشت.از نگاه جان و شادان جان هم تشکر میکنم بابت قرار دادن این رمان در سایت خوبشون
میشه از کتابای دیگه همین نویسنده معرفی کنین؟
سلام بانو خسته نباشی ، امکانش هست فرمت آپلود بهترین این رمان(زن نبود ، شعله بود،سوزاند) رو هم بذاری؟ آخه من جار مستقیمو ک دان میکنم ارور میزنه. واقعا علاقه دارم بخونمش.مرسی
سلآم.ممنون.مشکلی نداره.خودم چک کردم.دانلود میشه.دوباره امتحان کنین.
یک موضوع غیر تکراری و نگارشی عالی از نویسنده.لذت بردم از خوندنش.توصیه میکنم حتما بخونین.ممنون از شما و نویسندش.
خوآهشـ .