. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان نجوای شیطان

انتشار توسط shadan
۲۱ دی ۱۳۹۲

نام رمان : نجوای شیطان

نویسنده : سپیده فرهادی (~Sepideh_farhadi~)

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 117 صفحه

تعداد دانلود : 19,327

3.5/5 - (6 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
نجوای شیطان
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان دختری که پس زده میشه از طرف عشقش و اون داره تلاش میکنه بفهمه چرا اینطوری شده

داستان دختری که پس زده میشه از طرف عشقش و اون داره تلاش میکنه بفهمه چرا اینطوری شده

رمان نجوای شیطان

رمان نجوای شیطان

مقدمه

مي گويند مرا آفريدند از استخوان دنده چپ مردي به نام آدم
حوايم ناميدند يعني زندگي
تا در کنار آدم يعني انسان همراه و هصدا باشم
میگویند میوه سیب را من خوردم
شايد هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت محکوم مي نمايند
بعد از خوردن گندم و يا شايد سيب
چشمان شان باز گرديد مرا ديدند
مرا در برگ ها پيچيدند مرا پيچيدند در برگ ها
تا شايد راه نجاتي را از معصيتم پيدا کنند
نسل انسان زاده منست
من
حوا
فريب خورده شيطان

.

نمایی از داستان :
با عصبانیت صندلی چرخدارش رو چرخوندم سمت خودم. دو بار پشت سر هم چرخید و بالاخره درست روبروم ایستاد. چشماش می خندید. همون چشمایی که یه روز دیوانه وار دوسش داشتم. چشمام پر از اشک شد. همون چشمایی که یه زمانی وحشی شرقی خطابش می کرد چونه م از بغض لرزید وقتی نگاهم به چال زنخدان چونه ش افتاد. چشمامو کشیدم پایین درست همون جایی که دستاشو صاف گذاشته بود روی صندلیش. خیلی بی مقدمه از جاش بلند شد. یه قدم از ترس عقب رفتم. انگشت اشاره شو گرفت سمت صورتم. ابروهاشو کشید توی هم و انگشتشو تکون داد.
-چرا؟ چرا به من از این رسم مذخرف چیزی نگفتی؟ چطوری تونستی؟
خودشو بیشتر کشید سمتم. دلم پیچ خورد. دستشو نوازش وار کشید روی صورتم و زمزمه کرد:
-به بهنام وفا نکردی چطوری میخوای به من وفا کنی؟
همه وجودم یکباره تیر کشید.چشمام سیاهی می رفت.
-تو… تو چطور میتونی این حرفو بزنی؟
با یه چرخ روی پاشنه پا عقب گرد کرد و کنار شیشه سر تا سری اتاقش وایساد. اتاقش که نه. بهنام… سرمو محکم فشار دادم و گفتم:
-من به خاطر تو این کارو کردم. از اولشم به خاطر تو بود. چطوری یادت رفته؟ چطوری لعنتی؟
-بیخود برای من پاپوش درست نکن.
چرخید سمتم. از چشماش شرارت می بارید. درست مثل همون روزی که پیشنهاد اینکارو بهم داد.
-بهتره فکر بهم زدن زندگی پدر و مادر منو از سرت بیرون کنی وگرنه خودم می کشمت…
دیگه نمی تونستم بیشتر از اون خودمو کنترل کنم. سرم گیج رفت و افتادم.زانوهام محکم خورد به پارکت کف اتاق. درد تو همه وجودم نشست. حتی میلیمتری از جاش تکون نخورد. چقدر عوض شده بود. چقدر تغییر موضع داده بود. همه وجودم درد می کرد. از درد خنجری که خورده بودم نمی تونستم قد راست کنم.چقدر عوض شده بود. چقد عوضی شده بودم. اون روزا اینجوری نبود. اون روزا این جوری نبودم.
-قرار ما این نبود.

3.5/5 - (6 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

31 پاسخ به “رمان نجوای شیطان”

  1. رها گفت:

    پایانش تلخ توصیه نمی کنم

  2. ساراجیگر25 گفت:

    ازاول تااخراین رمان خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ تلللللخ بود ونمیشه براش پایان تلخ یاخوش گذاش چون کلش تلخ و غم انگیزبود بااینک حوامقصربود ولبازم خخخخخخخخخخ دلم براش سوخت.ازنویسنده ی سوالدارم اینکه چرا امین ک مسبب همه ی اینابودبلایی چیزی مثه حواسرش نیومد وانقدبدبخ نشد؟؟؟؟؟واینک بنظرم حواخخخخ بدبخ شدودراین حدلایق بدبختی نبود وادم باخوندن این رمان اعصابش خخخخخخ خوردمیشد درهرصورت مرسی ازنویسنده این رمان

  3. asi گفت:

    پایان رمان منطقی و تلخه…

  4. Anahid گفت:

    Chera vase man old blemishes. Roman?

  5. maryam گفت:

    ببخشید اما چرا من هر چی میام نگاه میکنم هنوزم فایل جار نیست

  6. فاطمه گفت:

    این رمان خیلی منو یاد رمان “زن نبود، شعله بود، سوزاند” انداخت…
    یه سری آدم که کارای بد و نابخشودنی میکنن و بعد هم سزاش رو میبینن….
    تم داستان به طور کلی خیلی غمگین بود…یعنی نمیشد واسش پایان بد یا خوب در نظر گرفت…
    ممنون از نویسنده و نگاه جان…

  7. پرستو گفت:

    سلام میشه لطفا رمان ایران من حراج را هم بزارید

  8. سولماز گفت:

    پس کو فایل جارش چرا من نمیبینم

  9. ترانه گفت:

    میشه لطفا رمان تازیانه وعشق ورمان عشق من رو بگزارید.با تشکر از رمان های خوبتون.

  10. marjan110 گفت:

    پایانش غم انگیز و تلخ

  11. samir گفت:

    پایانش خوب نبود…

  12. نیلوفر گفت:

    سلام نگاه جان چرا دیگه آخراش نمینویسی پایانش خوشه یا نه؟؟؟؟ الان من نمیدونم این رمان پایانش خوشه یا نه. یا رمان کبریت خطرناک من پایانش چطوره. میشه از این به بعد بازم بنویسی پایان رمانا خوشه یا نه.ممنون

  13. malihe گفت:

    سلام خسته نباشی این که دانلود واسه جاوا نداره گلم حالا چی کار کنبم

  14. maryam گفت:

    پس فایل جار کو ؟ 🙁

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت