. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان هر دو باختیم

انتشار توسط نگاه
۱۵ اسفند ۱۳۹۱

نام رمان : هر دو باختیم

نویسنده : A.sahar

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا

تعداد دانلود : 11,152

4.5/5 - (2 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

    رمز فايل : www.negahdl.com

    خلاصه کتاب

    رمان هر دو باختیم این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

    رمان هر دو باختیم این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

    دانلودرمان هردوباختیم برای موبایل وکامپیوترواندروید،تبلت،ایفون،ایپد


    خلاصه داستان:
    ترنم به علت بیماری پدرش مجبور می شه اختیارات شرکت مهندسی پدرش رو به دست بگیره و خودش اونجا رو اداره کنه. برای جذب نیروی جدید اقدام می کنه و فقط یکی نظرش رو جلب می کنه.. اون شخص هم رادین تابشه.
    اما این اقا رادین بدون ماجرا نیست.. مجبور شده به این شرکت بیاد. ترنم اصلا از رادین خوشش نمیاد و همین جنجالی رو بین اونا راه می ندازه که خوندنی و جالبه….پایان خوش

    داستان ما ژانرش عاشقنس… توش کل کل داره… تا دلتون بخواد پر از لج و لج بازیه…

    نویسنده رمانهای…درنهایت عشق…تقدیرتصادفی..

    این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

    .

    قسمتی از متن رمان هر دو باختیم :

    نها کارایی اوردید همینا هستن؟
    پسره با سر خوشی لبخندی زد: بله.
    یه نگاه دیگه به نقشه های ابتدایی پسر انداختم: یعنی بهترین کارتون همینا بود؟
    – بله.. پدرم یه نمونش رو به دوستش نشون داده بود.. اونم واقعا از نقشه ها خوشش اومد ولی من دلم می خواست مستقل باشم برای همین خودم دنبال کار گشتم.
    خیلی سعی کردم جلوی پوز خند خودمو بگیرم.. به هر بدبختی بود خندمو کنترل کردم و با جدیت رو به پسر گفتم: باشه ممنون از این که اومدید.. حالا اگه لازم شد باهاتون تماس می گیریم.
    از جاش بلند شد و با یه لبخند پت و پهن گفت: همکاری با شما باعث افتخارمه..
    ” بایدم باعث افتخارت باشه… اخه اینا چیه کشیدی؟
    لبخندی زدم و گفتم: البته اگه همکاری در کار باشه!
    لبخند پسر جمع شد.. حال کردم.خوب زدم تو پوزش.
    قبل از این که کاملا خارج بشه گوشی

    4.5/5 - (2 امتیاز)

    پرسش و پاسخ، نظر

    17 پاسخ به “رمان هر دو باختیم”

    1. eli گفت:

      از رمان هایی که سطح فکریش واقعاً عقب افتاده است اصلا خوشم نمیاد (با ارزش ترین چیز یک دختر رو باکرگی میدونن) که از نظر علمی اصلا وجود نداره معلوم نیست دکترای ایران چی میخونن یا یاد میگیرن تو دانشگاه

    2. eli گفت:

      اصلا پیشنهاد نمیکنم شروع داستان خوب بود ولی وسط هاش و پایانش خیلی مزخرف بود نویسنده فقط یک چیز رو سر هم کرده بود. رمان واقعاً تکراری بود

    3. ati گفت:

      آخه ناسلامتی رادین جوون 15 یا 16 ساله نبود که خیر سرش 30سالش( سیییی سااالش ) بود

    4. ati گفت:

      ببخشید نظرم طولانیه ولی بهتر دیدم عنوانش کنم.☺
      رمان جالبی بود .ولی به نظرم خیلی خیلی ایراد داشت.
      اوایل رمان به نظرم خوب شروع شد ولی اواسطش واقعا بد بود.
      اواخرش بازم بهتر تموم شد.
      علت اینکه میگم بد بود اینه که رادین واقعااینقدر از مهناز ترسیده که خیلی راحت حاظربشه کسی که عاشقشه رو طلاق .بده.یعنی واقعا این آدم اینقدر از خودش اراده و اقتدار نداره که نتونه به هوسبازی مهناز دختر عموش جواب رد بده و خیلیییی راحت بیاد و جلوی چشم همسرش ترنم با دختر عموش رابطه بر قرار کنه .حالا اگه فقط ی رابطه معمولی بود و طوری نوشته میشد که خود رادینم واقعا از همین رابطه کم بیزاره ی چیز یا اینکه چه میدونم مثلا دراثر ی بیهوشی چیزی قادر نبوده درست تصمیم بگیره..ن اینکه خیلی راحت جلوی زنش با مهناز به طور کامل رابطه برقرار کنه .بعدم که ترنم ازش میپرسه چرا اینکارا کردی میگه به خاطر تو .چون اگر الانم با مهناز نمیبودم بعدا دست از سرمون برنمی داشت و اذیتت میکرد.جالب اینکه اگه زودتر به خونواده خودش گفته بود اصلا تاابنجا پیش نمیرفت .حالا این هیچی وقتی برای بابای رادین تعریف میکردن آخر سر خندید و گفت پسرمنه دیگه عاشق شده( مثلا عاشق ترنمه و اینکارا کرده )

    5. ترنم گفت:

      قشنگ بود. خسته نباشی وممنون از سایت قشنگت

    6. حمیده گفت:

      سلام خسته نباشید ایا در ایام عید نوروز هم رمان جدید در سایت می گذارید اگه میشه جلد دوم صدای عشق را بگذارید ممنون نگاه جان سال نو هم به شما مبارک باشد

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم…سلامت باشی…اره میگذارم اما این رمان هنوز تموم شده..ممنون..سال نوتوهم مبارک

    7. نگار گفت:

      سلام عزیزم
      ببخشید نیشه ازت خواهش کنم رمان محکومه شب پر گناه و عشق توت فرنگی نیست رو بزاری
      من در قسمت جستجو گشتم ولی چیزی پیدا نکردم
      ممنون میشم عزیزم

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم…این درخواستتون هم میره تولیست درخواستها منتظرباشید ومهلتم بدید نوبتت که شد میگذارم این رمانوبرات..خواهش میکنم عزیزم

    8. zeinab.73 گفت:

      سلام عزیزم ممنون بابت زحمتات میشه اگه وقت کردی لطفا pdf رومان محکومه ی شب پر گناه (جلد دوم قدیسه ی نجس)
      و پارادوکس عشقو برام بزاری لطفا ممنون میشم

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم…خواهش میکنم…قبلا گذاشتم عزیزم..خواهش میکنم

    9. بلوط گفت:

      سلام خسته نباشی.خیلی کلکلی بود. دست شما درد نکنه

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم.سلامت باشی..ممنون

    10. هانی گفت:

      سلام ممنون از رمانای قشنگتون اگه میشه رمان نه من عاشق نیستم و رمان زندگی جاریست و رمان خون اشام ایرونی و دنیای کثیف رو بزارین میدونم پررو ام ولی پنجشنبه جمعه تعطیله ادم حوصلش سر میره

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم…خواهش میکنم….اولی هنوز نویسنده اجازه نداده بهم…دومی باشه میگذارم…سومی نویسنده اجازه ندادچون میخوادچاپش کنه….چهارمی هم منتظرم نویسنده جواب پیاممو بده که اجازه میده یانه….ببخش دیرجواب دادم سرم شلوغه

    11. atmin گفت:

      نگاه جون ترول بذار تو سایت.باحاله میخندیم دور هم.راستی رمان بیشتر بذار افسونگر همارم بذار.

      پاسخ نگاه:خانمی من یک نفرم ..منم کاروزندگی دارم ماشالله شما هم پشت سرهم درخواست دارین منم دونه دونه میگذارم نمیرسم همه روباهم بگذارم درکم کنید

    12. باران گفت:

      ممنون عزیزم..

      پاسخ نگاه:خواهش میکنم

    13. فرشته گفت:

      سلام نگاه جان,خسته نباشی گلم و ممنون از کتابای قشنگی که برامون میزاری.عزیزم خواستم خواهش کنم در صورتیکه برات مقدور باشه رمان من عاشق نیستم و یا رمان تاوان بیگناهی رو بزاری.دوست دارم گل مهربون.

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم….سلامت باشی…خواهش میکنم…باشه اگه نویسنده اش اجازه بده…ممنون نظرلطفته عزیزم

    14. آوا گفت:

      سلام عزیزم.نگاه جون ازت خواهشی داشتم میشه برایم.برنامه بازکردن فایل های ‏jar,rar,zipبرای موبایل بافرمت جاوارواپلودکن تابالینک مستقیم دانلودکنم وبه گوشیم نصبش کنم..؟خودم باموبایلم ازاینترنت دانلودش کردم ولی گوشیم بازش نمیکنه.گوشیم نوکیاست.اگراین برنامه رونصب کنم ممکنه فایل های جاررودرگوشیم بازکنه.من خودم رایانه ندارم تاآپلودکنم.سرت هم بااین درخواست هاخیلی شلوغه.اگه برام این کارروکنی ممنونت میشم گلم.گوشیم فرمتش جاواست ولی لینک های جارروبازنمیکنه.

    15. سیمین گفت:

      سلام نگاه جون میشه رمان سها رو بزاری؟؟؟

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم..نه متاسفانه چون نویسنده هاش اجازه ندادن

    16. عرفانه گفت:

      سلام نگاه جون..
      بابت رمانایی ک میزاری ممنونم..
      گلم حالا منم یچی میگم میگی هر کی میاد ی دستوری میده ولی معذرت میشه اینقد تند تند رمان نزاری؟؟؟؟
      خدایی بچه ها میرسند ک بخونند؟
      من یکی دان میکنم میرم بخونمو بیام سه چهارتا دیگه گذاشتین..
      ب هر حال بازم مرسی از زحمتات

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم…خواهش میکنم…چه عجب یکی اومد اینطوری بگه..همه که ادعا دارن من دیربه دیررمان میگذارم….والا من نمیدونم به چه سازشما برقصم…منم توهمینش موندم چطور کسی میرسه روزی چندتارمان بخونه که ازم میخوان چندتا چندتا بگذارم…خواهش میکنم عزیزم

    17. یاسمن گفت:

      مرسی نگاه جان دستت درد نکنه گلم

      پاسخ نگاه:خواهش میکنم عزیزم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین کتابها

    • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

      رمان زاده ایل قشقایی

      روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

    • رمان از تجریش تا راه آهن

      رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

    • رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

    • یادبود آخرین مرقومه

      رمان یادبود آخرین مرقومه

      این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

    • پایان‌نامه مقدونی

      داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

      پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

    • رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

    ×

    منوی سایت