نام رمان : چیک چیک ... عشق
نویسنده : Patrishiya
ژانر : اجتماعی،عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 1242صفحه پرنیان
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 10,435
رمان چیک چیک … عشق رمانیست عاشقانه در دل یک ساختمان خانوادگی پر از اتفاق شیرین و تلخ
خلاصه:
الهام دختری که در یک ساختمان 4طبقه همراه خانواده ی عمو و عمه و مادبزرگش زندگی میکنه …و همه ی بچه ها در کنار هم بزرگ شده و با هم دوست هستند در این بین الهام با پسر عمه ی سربه زیر و ارومش لجه تا اینکه ….پایان خوش…
.
قسمتی از رمان:
_سلام عزیزم … بفرمایید داخل . آقای نبوی نیستند رفتند چاپخونه اگر میخواید طرح رو خودشون بزنند باید یکم صبر بکنید
ماشالا پشت هم توضیح میداد . همین که نشست رفتم کنار میزش و گفتم
_ببخشید اما من برای طراحی اومدم
_بله متوجه ام اما گفتم که آقای نبوی نیستند خانومی
_منظورم اینه که من برای کار اومدم از طرف آقای جلیلی .
داشت با بی سیم توی دستش شماره میگرفت قطع کرد و گفت :
آهان شما خانوم صمیمی هستین ؟
لبخندی زدم و گفتم : بله صمیمی هستم الهام
_خوشبختم منم میترا محمودی … میتونی منتظر بمونی تا نبوی از چاپخونه بیاد این روزا کار زیاده و کارمند کم ! اینه که این بنده خدا یه تنه همه مسئولیتها رو داره به دوش میکشه .
_درسته … منتظر میمونم
_زود میاد … بفرمایید
تشکری کردم و روی صندلیهای چرم کنار سالن نشستم …….
از محیطش خوشم اومد یه جورایی گرم و فانتزی بود .
شیشه شکسته میز وسط سالن توجه ام رو جلب کرد . فکر کردم اگر اینجا برای من بود اول از همه این شیشه رو عوض میکردم که هر روز نره روی اعصابم !
خانوم محمودی بلند شد و رفت سمت دستگاهایی که کنار هم گوشه سالن بود . اسماشون رو دقیق بلد نبودم اما یکی دستگاه کپی بود اون یکی هم گمونم برای چاپ رنگی و این چیزا بود .
توی نیم ساعتی که اونجا نشسته بودم بنده خدا اصلا فرصت نکرد با من حرف بزنه تمام مدت با تلفن مشغول بود
البته

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
ممنون از همه زحماتت نگاه جان
خیلی وب خوبی داری
خیلی راحت دان میشه
بازم ممنون
خواهش میکنم…ممنون لطف داری
آخه چرا جلد دوم رمان کی فکرشو میکرد رو نمیشه دانلود کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب اگه هنوز ننوشتینش خوب بگین ننوشتیم به خدا مردم اینقدر حرص خوردم که جلد دومش رو دانلود کنم ولی نشد که نشد
هنوز تمو نشده تایپش …وطبیعتا برای دانلود هم هنوز نگذاشتم
سلام تروخدا انقدر تشکر و تعارف برا هم تیکه پاره نکنید اینجا نظر سنجی برای کتابه بگید قشنگه یا نه .باتشکر از چند نفر
سلام نگاه جون ممنون از زحماتت مثل همیشه عالی بود
پاسخ نگاه:سلام عزیزم…لطف داری …خواهش میکنم
سلام….رمان خوبیه بخونیدش….!!
پاسخ نگاه:سلام عزیزم…مرسی ازنظر
سلام ممنون از سایت جدیدتون موفق باشی با کارهای بهتر ، از رمانت هم ممنون
پاسخ نگاه:سلام/…خواهش میکنم …به جمعمون خوش اومدی
سلام مرسی کتاب قشنگی بوووووووووووووود
مـــــــــــــــــــــــــــــرسی
پاسخ نگاه:سلام عزیزم….خوااااااااااااااااااااااااااهش
ممنون عزيزم(بوس)
جوونى شى دخملم:-D
پاسخ نگاه:خواهش میکنم عزیزم…مممرسی ننه جون
سلام نگاه جون خسته نباشی خوبی عزیزم.رمان قشنگی بود مرسی.گلم خواهشارمان خاله بازی عاشقانه روبذار…قربونت خوشگل خانم.بوووس.
پاسخ نگاه:سلام عزیزم…خواهش میکنم….اگه فرصتم بدی اونم میگذارم..لطف دای….بوس
سلام.مرسى از زحمتى كه ميكشى و رمانها رو آماده ميكنى دوست عزيز
پاسخ نگاه:سلام…خواهش میکنم عزیزم…
سلام
من قلم این نویسنده رو خیلی دوست دارم.
ممنون که این رمانو قرار دادی.
میشه لطف کنی اگر بازم رمانی از ایشون بود بذاری؟
بازم ممنون
پاسخ نگاه:سلام
خواهش میکنم عزیزم…
باشه هنوز که رمان جدیدننوشته
سلام نگاه جان………..
مرسی از زحماتت……..
رمان قتل سپندیار خیلی وقته تموم شده.چرا نمیزاری؟؟
پاسخ نگاه:سلام عزیزم شماببین من چقدرسرم شلوغه هم باید به درخواستهای شما برسم هم انتقال مطالب مهلتم بده عزیزم…به چشم طی دوروز اینده حتما میگذارمش
سلام- ممنون ميشم داستان هاي دلتنگي و درياي عشق و با لينك مستقيم جار بزاريد چون من با گوشي دانلود ميكنم
پاسخ نگاه:سلام بارها گفتم درحال انتقالم سرم شلوغه..کارم تموم شد..ویرایش میشه ولینک مستقیم
سلام نگاه جان، خوبى عزیز؟
میخواستم اگه ممکنه رمان “طواف و عشق” رو هم در نظر داشته باشی و قرار بدی برامون. راستی دیدم یه نفر دیگه هم به اسم ” صبا ” هست.اما فکر کنم برات از از روی ایمیلها قابل تشخیصه..هر جند تفاوت نمیکنه در کل ولی خب دیگه برا روز مبادا گفتم : دی
ممنون گلم
پاسخ نگاه:سلام عزیزم..مرسی توچطوری؟….عزیزم اگه نویسنده اش اجازه دادمیگذارم
سلام
خسته نباشی نگاه جون
لینکای این رمان نیستن اگر میشه بزاریشون
ممنون
پاسخ نگاه:سلام عزیزم…سلامت باشی..اون موقع هنوز نگذاشته بودم داشتم درستش میکردم الان گذاشتمش…خواهش
عزيزم ميشه رمان پسران بد روهم براي دانلود بذاري.
پاسخ نگاه:سلام عزیزم..متاسفانه دسترسی به نویسندهه اش ندارم که ازش اجازه بگیرم