نام رمان : اسیر درون
نویسنده : خانومی
ژانر : عاشقانه. اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 150 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 17,939

این رمان درباره چالشی بزرگ در زندگی بین عشق و وظیفه است و دردسرهایی که این چالش در پی دارد

دانلود رمان اسیر درون
خلاصه :
سونیا صدف تبار ، کارگزار بورس اوراق بهادار است ،او در انجام وظایفش بسیار مقرراتی عمل میکند اما پیشنهاد کاوه معماران ، دردسر عظیمی برای او بوجود می اورد و این چالشی ست بزرگ میان عشق و وظیفه !..پایان خوش
.
قسمتی از رمان:
امروز از آن جمعه های لعنتی ست ، همان ها که انگار با زمان هم سر جنگ دارند ، الحق که مقاومتشان ستودنیست ، چرا که برای تمام نشدن ،حتی با عقربه های ساعت هم دست به یقه شده اند و در این بین ، انسان هیچ چاره ای جز سرگرم کردن خودش ندارد ….
نیم ساعتی هست که روی کاناپه تپل و پفکی خودم ، دراز کشیده ام ، چشمهایم روی قاب عکس مامان و بابا میخ شده است ، پوزخندی روی لبم نقش بست ….. چرا در این عکس دو نفره هم اثری از من نیست ؟
یعنی چه کسی این عکس بسیار خندان را ، آنهم بدون حضور من ! از آنها گرفته است ؟
بابا دستش را دور شانه مادرم حلقه کرده و او هم سرش به سمت شانه های پدرجان متمایل است ، در پشت چهره شادشان انگار هیچ غمی وجود ندارد ،گویی در این دنیای دو نفره ، فقط من ! یک موجود اضافی و بی مصرفم که اگر هم نباشم ،خللی در چرخه زندگیشان وارد نمیشود …..
آهی از سر سوز ،کشیدم ، دوباره سردردم شروع شده بود ، با دست شقیقه هایم را ماساژ دادم اما فایده ای نداشت ، طبق عادت همیشگی ،گوشت بین انگشت شصت و اشاره ام را گاز گرفتم تاکمی آرام بگیرم ….صدای آلارم گوشی ، توجه ام را به خود جلب کرد ، دکمه “snooze ” را زدم و با خود فکر کردم اگر یاد اوری نمی شد ، باز هم به خاطر می آوردم که امروز مهمان دارم ؟

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام. رمان خوبیه ولی بد تموم میشه ینی نامعلوم
من داشتم دنبال جلد دومش میگشتم نگو ادامه نداره خخخخ
قلم خوبی داشت….ولی جای کار داشت…به نظرم تا قبل از دزدیدن دختره عالی بود…دختره…خیلی بی مقدمه عاشقش شد…ویکباره داستان تمام شد به نظرم نویسنده باید جلد دومش رو بنویسه
قلم خوبی داشت….ولی جای کار داشت…به نظرم تا قبل از دزدیدن دختره عالی بود…دختره…خیلی بی مقدمه عاشقش شد…ویکباره داستان تمام شد به نظرم نویسنده باید جلد دومش رو بنویسه
سلام خوبید ?اصلا رمان خوبی نبود در واقع رمان نبود داستان کوتاه بود از کوتاهم کوتاهتر بود نویسنده بیان خوبی داشت اولش ولی من وقتی رمان تموم شد شوکه شدم چون تازه فکر میکردم این شروع داستان من خودم لیسانس روانشناسی دارم بیشتر شبیه مثالای استادامون تو دانشگاه بود
عزیزم راز یک سناریو اسم رمان درخواستی شماست بسیار رمان زیباییه
سلام دوستان اسم رمانی میخواستم که دختری خاله اش فوت میکنه وبخاطر نگهداری ازنوزاد خاله اش ،باشوهر خاله صیغه میشه وبعد میفهمه شوهر خاله قبلا این خانم دوست داشته .لطفا اسم رمان بگوید ممنون
من دنبا لکتابیم که پسربرای اینکه گیرنیوفته میره خونه یهدختره کهدختر اون مینداز تو داستشویی تاصبحکهبد باهم دوست میشن
سلا م اصلا از کتاب راضی نبودم با این که اول داستان فکر کردم خیلی جالبه و کنجکاو شدم ببنم اخرش چی می شه اما مثل اینکه نویسنده هم خودش مونده بود چه جوری داستان رو تموم کنه
بااین حال توصیه می کنم اخرش رو عوض کنید خیلی فانتزی تموم شده
سلام نگاه عزیزم خسته نباشی ممنون به خاطر رمان زیبای اسیر درون بسیار زیباست و نویسندشم بسیار توانا ممنون بخاطر سایت خوبتون و مدیریت عالیتون موفق باشید
سلام دوستان اسم رمانی ک ی دختر اشتباهی سوار تاکسی میشه و قصد تجاوز بهش دارن اما مردی ک زن داره برای نجات جونش باهااش رابطه برقرار میکنه دختر حامله میشه ؤ…
رو میخواستم
ممنون
@ع.م,
سلام …….اسم این رمان “راز یک سناریو” هستش…..
<راز یک سناریو