. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان بانوی کوچک

انتشار توسط نگاه
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

نام رمان : بانوی کوچک

نویسنده : سیبا

ژانر : اجتماعی، عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 1073صفحه پرنیان،245صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t1133892.html

تعداد دانلود : 51,862

3.9/5 - (22 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

یک رمان با عاشقانه آروم دختر و پسرمون که با نهایت آرامش دارند زندگی میکنند ولی عشق در خونشون رو میزنه و...

یک رمان با عاشقانه آروم دختر و پسرمون که با نهایت آرامش دارند زندگی میکنند ولی عشق در خونشون رو میزنه و…

دانلود رمان بانوی کوچک-negahdl.com

دانلود رمان بانوی کوچک برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

خلاصه :ما تواین رمان یه ساره خانم داریم که حدودا21 سالشه ویه اقا شهروز داریم که سنش 37-38ساله.این رمان یه رمان ارومه.قراره همه چیز اروم پیش بره قراره تنش کمی داشته باشیم ودر ضمن قول میدم که همه تون عاشق شخصیتها مخصوصا شهروز بشید

.

قسمتی از داستان

بازم نگاه خسته مومیدوزم به دورتادورباغ.بایه نفس عمیق حجم زیادی از هوای سرد اواخرپاییزو وارد ریه ام میکنم.من عاشق این باغ شده بودم.روی تاب نشسته بودم که درب اتوماتیک عمارت بازشدوماشین مشکی رنگ بزرگی وارد حیا ط شد .من این ماشینو خوب میشناختم.به راننده نگاه کردم سعید بود پسر مشهدی رحیم ورباب خانم که حالا بعداز سربازی شده بود راننده ی اقا.نگاه متعجبموبه ماشین دوختم سابقه نداشته اقا بدون خبر واسه ناهاربیادخونه حالا لابد خبری شده بود که اقا واسه ناهار اومده.ماشین جلوتراومد و نزدیک من ایستادودرماشین بازشدواول ازهمه کفشهای مشکی واکس زده اش روبیرون گذاشت بعدپیاده شدمثل همیشه تیپش عالی بود باکت وشلوار اب نفتی براقی که پوشیده بود واقعاجذاب شده بود.سرموبالا اوردمو چشم دوختم به موهای مشکی براقش که فقط کمی اطراف شقیقه هاش سفید شده بود نگاهمو اوردم پایین ترو دوختم توچشماش وغرق چشمای مهربونش شدم صورت جذابش که هنوز تومرز40سالگی می تونست خاطرخواه های زیادی رو دنبال خودش بکشه ومن دختر 22ساله ای بودم که هنوز…

 

3.9/5 - (22 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

36 پاسخ به “رمان بانوی کوچک”

  1. سلام خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز
    رمان جالبی بود شخصیت شهروز آروم و صبور بود و من دوس دارم رمانایی که میخونم مرداشون همچین شخصیتی داشته باشن .موضوع رمانتون هم جالب بود .قلمتون کاملا روان بود و من اینو دوس داشتم و به دوستان پیشنهاد میکنم که بخونند و مثل من لذت ببرن
    از نگاه جان هم ممنونم بابت رمانای قشنگی که تو سایتشون میزارن

  2. Najla گفت:

    با عرض خسته نباشید به نوسنده عزیز ریتم اروم رمانتون و تنش های کمی که داشت واقعا ارامش بخش و دلنشین بود و مخاطب رو پای داستان به واسطه ی همین انرژی مثبتی که منتقل میکرد میخکوب میکرد من که به شخصه واقعا لذت بردم اما بعضی از جاهای داستان جای سوال داشت و جواب این سوال ها گرفته نمیشد مثلا چرا ساره از داییش کمک نمیخواست؟؟ یا اینکه چرا یه دفعه دوتا عموی دیگش برسر فروش عمارت تغییر عقیده دادن و اینکه چرا یه دفعه اون همه احترامی رو که برای پدر ساره قائل بودند زیر پا گذاشتن و با ساره اون کار رو کردند؟؟ همینطور شهروز که یه پسر تحصیلکرده و دنیا دیده بوده با اینکه سنش کم بوده چطور دروغ سیمین رو درمورد ناباروریش و باور میکنه و ازش رو دست میخوره و در اخر قضیه ی اناوا ؛ چی شد که یه دفعه توی اسایشگاه بستری شد ؟ ولی درکل خوب بود و دلنشین داستان های اینطوری نسبت به رمانهایی که دختره و پسره سر مسائل لوس و بی مزه با هم کل کل دارن ویا اینکه اتفاقات پرتنشی مثل خیانت و انتقام و ربوده شدن دختره توسط خلافکارها و…کشش بیشتری دارن چون به زندگی عادی نزدیک ترند ممنون از نویسنده عزیز.

  3. لی لی فر گفت:

    سلام دوستان کسی میتونهپچند تا رمان تو مایه های بانوی کوچک بهم بده .
    به نویسنده ،اقدام پایانی ساره اصلا از هر نظر غیر منطقی به نظر می رسید ،شاید اگه دختر یه آدم غیر چادری با آداب دیگری بود قابل باور تر بود تا یه آدم چادری و مقید بیاد دستش دستی خودش ذو از بین ببره ،کاش آخرش رو جور دیگه ای و یا به نوبه دیگه ای به خواننده القا می کردی و با همان هیجانات داخل رمان.

  4. باران گفت:

    سلام خیلـی قشنگ بود ممنون

  5. نگین گفت:

    سلام خیلی رمان قشنگیه ممنون واقعا ارزش خوندن داشت

  6. mahsa69 گفت:

    سلام نگاه جون…رمان خوبی بود

  7. Sad گفت:

    سلام،مرسي از رمانهاي زيباتون، راستش يه رمان خيلي قبل خونده بودم ک اسمش يادم نيست داستانش درباره يه دختره که باباي پولداري داره !!! دوست باباهه به دختره نظر داره و يه روز که تنها بوده اتفاقي که نبايد ميافته و اين باعث فرار دختره از خونه ميشه تا اينجاش که پرستار يه پسر فلج ميشه يادمه … اگه کسي اسمشو ميدونه ممنون ميشم.
    از شمام تشکر نگاه جان.

  8. مهدیه گفت:

    رمان شبیه داستان بانوی کوچک کسی سراغ داره؟؟ ممنون میشم معرفی کنید بهم

  9. هانی گفت:

    با سلام و خسته نباشی خیلی خوب بود

  10. مهسا گفت:

    سلام و خسته نباشید به نگاه جون و همه نویسنده ها
    من به جرات میتونم بگم به اندازه موهای سرم یا بیشتر رمان خوندم تا حدی که از 10 صفحه اولش بخونم اخرش برام مشخصه
    اکثر رمان ها یا زیبایی افسانه ای قدرت افسانه ایی دارن
    این رمان منطقی بود و همراه با ارامش زندگی که عقل و احساس برابری میکنه
    گاهی داستان پردازی زیاد خواننده رو خسته میکنه
    یه مثال ساده اگثرا در مورد فیلم های ماهواره اطلاعاتی دارین تجربه ثابت کرده که با کشش زیاد فیلم مخاطب خسته شده و تغییر جهت میده
    رمان برای سرگرمی و گاهی عبرت اموزی هستش تشنج زیاد و خیانت مخاطب و از بین میبره.
    مرسی از زحمات همتون دوستون دارم

  11. @s@l! گفت:

    خبلییییی خوب بود واقعا عالیییییی بود من ک خیلی خوشم اومد.
    ممنون بابت رمان های قشنگ تون اگ لطف کنید ی چندتا رمان تو این سبک یا تو سبک عشق ب توان شش بگید ممنون میشم.
    مرسییییییی بابت زحماتتون<3

  12. دوست گفت:

    سلام خیلییییییییییی خوب بود .اولش که گریم گرفت ولی بقیش عالییییییییییییییییی بود

    ممنون .

  13. خیلی رمان قشنگیه ممنون که تو سایتون گذاشتید

  14. ملیکا گفت:

    رمان داستان خامی داره…یه رمان یه طرفه ی گنگ….دختریکه همش تنگی نفس داره و کرور کرور عشق دریافت میکنه
    حاضر نیست به داییش بگه که داره بدبخت میشه و کمکی بگیره…یجورایی خودآزاره مخصوصا وقتی لج میکنه و داروهاشو نمیخوره!!!!
    شهروز هم کسیه که تو داستان همش عشق میده….و سعی می کنه محبت به دست بیاره …
    و خوی چند صفحه سعی میشه نصف متجرای یه شخصیت که به کتاب آورده شده،آناوا حل و فصلدبشه….نمیدونم اگه قرار بوده بهش نپردازیم خب نقش رو کمرنگ میکردیم نه اینکه کم لطفی کنیم….
    نویسنده ی عزیز متشکرم بابت وقتی که گذاشتی و کاش این رمان خوب پرداخته میشد…نه فقط قلم فرسایی…ببخشید اگه نقد میکنم چون تک تک کساییکه نقد میذارن مسئولند در مقابل شخص بعدی که به صرف نقدشون میخواد کتاب رو دانلود کنه

    ممنون از نگاه و رهای عزیز

  15. parya گفت:

    سلام رمان خوبی بود
    ارزش خوندن رو داره

  16. سارا گفت:

    سلام عزیزم خسته نباشی.عالی بود پر از احساس و آرامش ممنون از نویسنده ی عزیز.

  17. نسترن گفت:

    سلام بابت همه چی ممنون .کتابش ارزش خوندن داره ?اگه اره بهم بگید هر کی خونده

  18. ♥Donya♥ گفت:

    عاااالی بود حس آرامش خاصی داشت مررررسی از نویسنده و نگاه جان

  19. ava joooon گفت:

    عاللللللللللللی.مررررررررسی نگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت