نام رمان : با یادت زندگی کردم
نویسنده : س.شب.
ژانر : عاشقانه
سطح رمان : عادی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 298 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 64,207

داستان درباره ی عشقی دیده نشده از دختری سرخورده از عشقه که پس از سالها دوری از عشقش زمانه دوباره اونو مقابل عشق قدیمیش قرار میده.
رمان با یادت زندگی کردم
خلاصه :
داستان درباره ی عشقی دیده نشده از دختری سرخورده از عشقه که پس از سالها دوری از عشقش زمانه دوباره اونو مقابل عشق قدیمیش قرار میده.
باتنی خیس عرق از خواب پریدم.بازم همون کابوس تکراری.
نمیدونم کی قراره از شرش خلاص شم.باگذشت۸ سال هنوز دست از
سرم برنمیداره.بازم اون خندهای لعنتی.خیلی وقت بود که کابوس
نمیدیدم.
ولی انگار دوباره شروع شده بود .اوایل هرشب کابوس میدیدم .ولی
کم کم کابوسام کم شده بود.ولی چند وقته دوباره به سراغم امده.
انگارهمون شب بود.هنوز صدای خندهای اونو.گریه های خودم تو سرمه
…
از روی تخت بلند شدم ساعت هنوز ۵ نشده بود.اروم به طرف دستشویی رفتم.
بصورتم اب زدم .به چهره ی پریشونم نگاه کردم.چقدر با خودم غریبه بودم.
به اتاق برگشتم.
دوباره روی تخت دراز کشیدم.به سقف خیره شدم.
-کی میخوای دست از سرم برداری.من واقعا عاشقت بودم.چرا باهام اون کارو کردی.
اینقدر به سقف نگاه کردم که کم کم چشمام بسته شد.
….
با صدای در بیدار شدم.مامان امد تو اتاق.
-بیتا جان مادر بیدار شو امروز مگه کلاس نداری.
– مامان بیدارم.امروز صبح کلاس ندارم.
بابا رفته.
-نه ….. .باز کابوس دیدی؟
-نه.
-پس چشمات چرا قرمزه.
مجبور بودم بهش دروغ بگم.نمیخواستم نگرانش کنم.
-بخاطر ریمل جدیده .فکر کنم جنسش زیاد خوب نبود بهش حساسیت پیدا کردم
-مگه نمیگم اینقدر از این اشغالا به چشمات نزن اخر کور میشی.
-باشه سعی میکنم کمتر بزنم.
حالا شما برید پایین من الان میام .
مامان از اتاق بیرون رفت.
اون اوایل که کابوسام بیشتر بود.مامان در اره

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
اصلاً اصلا پیشنهاد نمی کنم مخصوصاً کسانی که رمان هایی با سطح بالایی می خواهند بخونند
رمان خیلی بد بود اصلاً نگارش صحنه نداشت همشم دختر داشت فرار میکرد خیلی چرت بود سر و ته نداشت
کاملا قابل پیش بینی ولی باز برای یه بار خوندن خوبه☺
با ایکه رمان قابل پیش بینی بود اما خدایش رمان قشنگی
با اینکه رمان موضوع قابل پیش بینی داشت اما زیبا بود
با اینکه اتفاقات قابل پیش بینی بوداما رمان زیبایی بود
سلام نگاه عزیز
سایتتون واقعا عالیه
ممنون که ادامه میدین !!!❤❤
من دنبال یه رمانی هستم که اسمش یادم نیست ولی خلاصش اینه که (…)
خیلی ممنون میشم اگه اسمشو میدونین بهم بگین !!
سلام. خواهش می کنم دوست عزیز.
اینجا خلاصه رو بگید شما رو راهنمایی میکنن: https://forum.negahdl.com/threads/244696
تشکر برا رمان های زیبا و سایت خوبتون علاقه زیاد به خواندن رمان دارم و وقت بیکاری با خواندن رمان مشغول میشم و دوس دارم زندگی خود را در سبک رمان بنویسم اما افسوس که بلد نیستم طرز نوشتن رو.رمان حصار تنهایی من یکی از رمانهای مورد علاقه منه.
خیلی مسخره و ابکی بود
رمان جالبی بود
سلام وقت بخیر ببخشید رمان های در حال تایپ رو میشه خوند
سلام بله در انجمن عضو بشید وبخونید
بخونم قشنگه؟
دوسش داشتم
انکار نمیکنم که اتفاقاتش کاملا قابل پیشبینی بودن ولی با این وجود خوندنش واقعا لذت بخش بود.
رمان قشنگی بود من دوستش داشتم
خیلی قشنگ بود.
سلام نگاه جون خیلی ساله با سایت خوبتون آشنام و رمانام و فقط از اینجا دان میکنم از شما و نویسنده ها و دوستای عزیز که کمکتون میکنن خیلی خیلی خیلی تشکر میکنم دوستون دارم هزار تا متشکر از همتون در پناه حق باشید
با تشکر یه دوست قدیمی
سلووووم،خسته نباشین!
همهٔ لینکای دانلود اِرور میده نگاه جون…
اگه وقت داشتی یه چک بکن دخی!!!
سلام اصلاح شد
سلام لطفا فرمتpdfرا درست کنید خرابه
سلام اصلاح شد
سلام نگاه جان سایت خیلی خوبی داری چشم من حتما پنج شنبه و جمعه ها به سایت و کانال سر میزنم ممنون از سایت خوبت؟؟؟فقط یه سوال من پریروز تو سایت عضو شدم الان عضوم یا نه؟؟؟؟
سلام…خسته نباشید به نگاه عزیز و نویسنده ی محترم…
با عرض پوزش از نظر صریحم…
این رمان فوق العاده آبکی و ساده اتفاقات قابل پیش بینی و بی نهایت تکراری…بدون پختگی قلم و جملات…
به نظر من که به خواننده قهار رمان های عاشقانه ام حتی ارزش یک بار خوندن رو هم نداشت…متاسفم…
یاعلی…
من خیلی دوستش داشتم به نظر من قشنگ بود .