. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان با یادت زندگی کردم

انتشار توسط shadan
۲ مهر ۱۳۹۵

نام رمان : با یادت زندگی کردم

نویسنده : س.شب.

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : عادی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 298 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 64,207

3.7/5 - (18 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان با یادت زندگی کردم
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان درباره ی عشقی دیده نشده از دختری سرخورده از عشقه که پس از سالها دوری از عشقش زمانه دوباره اونو مقابل عشق قدیمیش قرار میده.

داستان درباره ی عشقی دیده نشده از دختری سرخورده از عشقه که پس از سالها دوری از عشقش زمانه دوباره اونو مقابل عشق قدیمیش قرار میده.

رمان با یادت زندگی کردم

رمان با یادت زندگی کردم

خلاصه :
داستان درباره ی عشقی دیده نشده از دختری سرخورده از عشقه که پس از سالها دوری از عشقش زمانه دوباره اونو مقابل عشق قدیمیش قرار میده.

باتنی خیس عرق از خواب پریدم.بازم همون کابوس تکراری.
نمیدونم کی قراره از شرش خلاص شم.باگذشت۸ سال هنوز دست از

سرم برنمیداره.بازم اون خندهای لعنتی.خیلی وقت بود که کابوس

نمیدیدم.
ولی انگار دوباره شروع شده بود .اوایل هرشب کابوس میدیدم .ولی
کم کم کابوسام کم شده بود.ولی چند وقته دوباره به سراغم امده.
انگارهمون شب بود.هنوز صدای خندهای اونو.گریه های خودم تو سرمه

از روی تخت بلند شدم ساعت هنوز ۵ نشده بود.اروم به طرف دستشویی رفتم.
بصورتم اب زدم .به چهره ی پریشونم نگاه کردم.چقدر با خودم غریبه بودم.
به اتاق برگشتم.
دوباره روی تخت دراز کشیدم.به سقف خیره شدم.
-کی میخوای دست از سرم برداری.من واقعا عاشقت بودم.چرا باهام اون کارو کردی.
اینقدر به سقف نگاه کردم که کم کم چشمام بسته شد.
….
با صدای در بیدار شدم.مامان امد تو اتاق.
-بیتا جان مادر بیدار شو امروز مگه کلاس نداری.
– مامان بیدارم.امروز صبح کلاس ندارم.
بابا رفته.
-نه ….. .باز کابوس دیدی؟
-نه.
-پس چشمات چرا قرمزه.
مجبور بودم بهش دروغ بگم.نمیخواستم نگرانش کنم.
-بخاطر ریمل جدیده .فکر کنم جنسش زیاد خوب نبود بهش حساسیت پیدا کردم
-مگه نمیگم اینقدر از این اشغالا به چشمات نزن اخر کور میشی.
-باشه سعی میکنم کمتر بزنم.
حالا شما برید پایین من الان میام .
مامان از اتاق بیرون رفت.
اون اوایل که کابوسام بیشتر بود.مامان در اره

3.7/5 - (18 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

26 پاسخ به “رمان با یادت زندگی کردم”

  1. mina گفت:

    اصلاً اصلا پیشنهاد نمی کنم مخصوصاً کسانی که رمان هایی با سطح بالایی می خواهند بخونند

  2. eli گفت:

    رمان خیلی بد بود اصلاً نگارش صحنه نداشت همشم دختر داشت فرار میکرد خیلی چرت بود سر و ته نداشت

  3. مریم گفت:

    کاملا قابل پیش بینی ولی باز برای یه بار خوندن خوبه☺

  4. سولی98 گفت:

    با ایکه رمان قابل پیش بینی بود اما خدایش رمان قشنگی

  5. سولی98 گفت:

    با اینکه رمان موضوع قابل پیش بینی داشت اما زیبا بود

  6. سولی98 گفت:

    با اینکه اتفاقات قابل پیش بینی بوداما رمان زیبایی بود

  7. مریم گفت:

    سلام نگاه عزیز
    سایتتون واقعا عالیه
    ممنون که ادامه میدین !!!❤❤
    من دنبال یه رمانی هستم که اسمش یادم نیست ولی خلاصش اینه که (…)
    خیلی ممنون میشم اگه اسمشو میدونین بهم بگین !!

  8. Negar گفت:

    تشکر برا رمان های زیبا و سایت خوبتون علاقه زیاد به خواندن رمان دارم و وقت بیکاری با خواندن رمان مشغول میشم و دوس دارم زندگی خود را در سبک رمان بنویسم اما افسوس که بلد نیستم طرز نوشتن رو.رمان حصار تنهایی من یکی از رمانهای مورد علاقه منه.

  9. Ss گفت:

    خیلی مسخره و ابکی بود

  10. Erfan گفت:

    سلام وقت بخیر ببخشید رمان های در حال تایپ رو میشه خوند

  11. Hadislove گفت:

    بخونم قشنگه؟

  12. Nazi.fa گفت:

    دوسش داشتم

  13. Dorsa گفت:

    انکار نمیکنم که اتفاقاتش کاملا قابل پیشبینی بودن ولی با این وجود خوندنش واقعا لذت بخش بود.

  14. ندا گفت:

    رمان قشنگی بود من دوستش داشتم

  15. هستی گفت:

    خیلی قشنگ بود.

  16. tabi banoo24 گفت:

    سلام نگاه جون خیلی ساله با سایت خوبتون آشنام و رمانام و فقط از اینجا دان میکنم از شما و نویسنده ها و دوستای عزیز که کمکتون میکنن خیلی خیلی خیلی تشکر میکنم دوستون دارم هزار تا متشکر از همتون در پناه حق باشید

    با تشکر یه دوست قدیمی

  17. الهه گفت:

    سلووووم،خسته نباشین!
    همهٔ لینکای دانلود اِرور میده نگاه جون…
    اگه وقت داشتی یه چک بکن دخی!!!

  18. هما گفت:

    سلام لطفا فرمتpdfرا درست کنید خرابه

  19. فاطمه گفت:

    سلام نگاه جان سایت خیلی خوبی داری چشم من حتما پنج شنبه و جمعه ها به سایت و کانال سر میزنم ممنون از سایت خوبت؟؟؟فقط یه سوال من پریروز تو سایت عضو شدم الان عضوم یا نه؟؟؟؟

    • Sabrina گفت:

      سلام…خسته نباشید به نگاه عزیز و نویسنده ی محترم…
      با عرض پوزش از نظر صریحم…
      این رمان فوق العاده آبکی و ساده اتفاقات قابل پیش بینی و بی نهایت تکراری…بدون پختگی قلم و جملات…
      به نظر من که به خواننده قهار رمان های عاشقانه ام حتی ارزش یک بار خوندن رو هم نداشت…متاسفم…
      یاعلی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت