. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان برای من بخون برای من بمون

انتشار توسط نگاه
۲۲ مهر ۱۳۹۳

نام رمان : برای من بخون برای من بمون

نویسنده : هاوین امیریان

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 532 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نودوهشتیا

تعداد دانلود : 133,943

4.1/5 - (80 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان برای من بخون برای من بمون روایتگر عشقی است عجیب نسبت به خواننده محبوب اما آیا این عشق سرانجامی خواهد داشت

رمان برای من بخون برای من بمون روایتگر عشقی است عجیب نسبت به خواننده محبوب اما آیا این عشق سرانجامی خواهد داشت

 

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت – negahdl.com

خلاصه :

رمان برای من بخون برای من بمون ، داستان زندگی یه دختر نوزده ساله به نام عاطفه است که عشق شدید و عجیبی به یک خواننده داره . تا اینکه یک روز اتفاقی از قاب تلوزیون برق حلقه ازدواج رو تو دست خواننده محبوبش میبینه و بعد متوجه میشه که همون روز ، روزه عقد اون خواننده بوده .
دقیقا توی اولین سال و اولین ترم به طور اتفاقی با پسری همکلاس میشه که … (ای بابا همچین میخونی که انگار انتظار داری کل رمان همینجا باشه …. همه رو که نمیتونم همینجا بگم . خودتون بوخونید …)
تا اینکه توی یه شب فوق العاده ، قشنگترین و زیباترین اتفاق زندگی عاطفه با یه تلفن رقم می خوره ….پایان خوش

مقدمه :

( عاشق این مقدمه خودم هستم  … توی رمانم روی همین جمله مانور دادم و بهش ایمان دارم ….)

صدای خنده خدا را می شنوی؟ …
دعاهایت را شنیده …
و به آن چه محال می پنداری می خندد …

 

                                                                                 

 

4.1/5 - (80 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

179 پاسخ به “رمان برای من بخون برای من بمون”

  1. فاطمه گفت:

    املای رمان خوب نیست ولی وسطاش خیلی جالب میشه ⁦(^^)⁩

  2. فاطمه گفت:

    رمان خیلی خوبیه دارم برای دومین بار میخونمش ، پیشنهاد میکنم حتما بخونید

  3. zoheir71 گفت:

    سلام.ممنون از نویسنده عزیز
    اول رمان واقعا حوصله مو سر برد زیاد خوشم نیومد اما چون دسترسی به اینترنت نداشتم تا رمان دیگه ای دانلود کنم و به شدت احتیاج به خوندن داشتم ادامه دادم
    خیلی قشنگ بود خوشحالم که خوندمش تا بحال شاید ۵ بار خونده باشم و امروز میخوام دوباره شروع به خوندن کنم.
    جلد دومش هم خوبه اما جلد اول خیلی دوست داشتنی تره.

  4. Samiye گفت:

    من چن صفحشو بیشتر نتونستم بخونم…خوب نبود

  5. الهه گفت:

    عالییییییی عالیییییه بهتر از این رمان پیدا نمیشه بیشتر از ۲۰ بار خودندمش ولی اصلا برام تکراری نشده حتما بخونیوش نویسنده عزیز خسته نباشی جلد یک و دو فوق العاده بود

  6. منا گفت:

    سلام
    من چند صفحه از این کتاب رو بیشتر نخوندم و پیشنهاد من اینه که نخونین.این رمان بیشتر از اینکه یه داستان جالب و دوست داشتنی باشه بیشتر داره نشون میده نویسنده چقدر تو فکر حامد زمانیه تو فانتزیای خودش سیر میکنه.خوندن فانتزیای دیگران چیز جالبی نداره.

    • زهراسادات گفت:

      خانوم گل چون شما کامل نخوندی و فقط وقتی متوجه شدی شاید ایده نویسنده از حظور و جود اون خواننده ریشه گرفته خوندن رو قطع کردی و قضاوت کردی که خوب نبست..اتفاقا این رمان فقط شروعش با این به قوا خودت فانتزی بود و در ادامه جوری وارد چیزا و فرار و ننشیب ها شد که کلا حظور و فانتزی بودن از بین رفت و فراموش شد…اتفاقا حظور اون به قول خودت فانتزی اخرش یه ایمانی قلبی و یه شادی رو به ادم هدیه میکرد..
      من پیشنهاد میکنم رمان رو کامل بخون قول میدم اخر کلا فراموش میکنی اون چیزی رو که به خاطرش الان این رمان رو بد می نامی

  7. حنانه گفت:

    کسی خبر داره این رمان و جلد دومش چاپ شده یا نه؟هیچ راه ارتباطی با نویسنده نیست فقط تو یه مصاحبه گفته بودن داره برای چاپ آماده میشه 

  8. مهدیه گفت:

    چ طرز فکر جالبی داره این نویسندهآدم امیدوار میشه

  9. بنده خدا گفت:

    سلام رمان خیلی قشنگه اما آخه آبجی کم مونده بود بگی  اسم  خواننده رو  تنها خواننده ای که در این کره خاکی دستبند فیروزه میبنده حامد زمانیِ  کسی هم به شما توهین نکرد که این طور جو میگیری کسی که باید ناراحت شه  شما نیستی  جناب آقای  زمانی و طرفدار هاشون هستند

  10. Fatemeh81 گفت:

    به شخصه عاشق این رمان شدم. رمان خیلی خیلی قشنگی بود و جلد دومش هم بر خلاف اون چیزی که فکر می کردم نبود چون بسیار عالی بود. حتماً بخونیدش.

  11. F.fn گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود فقط کسی نمیدونه که نویسنده این رمان رمان دیگه ای داره یانه؟؟؟

  12. یه طلبه گفت:

    خیلی دلم میخوادنویسنده راپیداکنم.دنبالش گشتم تواینستاگرام وتلگرام اماپیدانشد.هم کلی تشکردارم هم کمی انتقاد.اگربعضی مسایل جزئی حل بشه خیلی خوب میشه.اگرکسی میتونه کمک کنه پیداش کنم ,ایمیل بزنه
    F.bahraminia.hf@gimail.com

  13. هدیه گفت:

    عاااااالیییی اصلا هرکی نخونه نصف عمرش برفناست متفاوت و غیرتکراری من که غرق شدم توش انگار خودم اونجا بودم!

  14. زهرا گفت:

    انقد زیبا بود که دوست دارم همه بخونند و از ته قلب به مقدمه رمان ایمان بیاورند.ممنون

  15. زهره گفت:

    به خاطر رعایت اصول شرعی در رمان نویسنده ثابت کرد برای یک رمان خوب قیافه ومیزان پولداری شخصیت ها مهم نیست بلکه اعتقادت هستند که ما انسان ها را به وجود می اورند.به امید روزی که انسانیت ارزشمند شود.
    توصیه به نویسنده:لطفا همین راه را ادامه بده و از خط قرمز ها نگذر ممنونم.
    یاحق.

  16. هانیه گفت:

    جلد دو «صدای بارون عطرنفسهات» خیلی وقته به چاپ رسیده بخونید قشنگه

  17. رکسان گفت:

    سلام…اول تشکر میکنم از نویسنده ی عزیز بابت رمان زیباشون و دوم اینکه از ادمین های سایت نگاه دانلود بابت قرار دادن این رمان زیبا در سایت…ممنون میشم چند تا رمان عاشقانه_مذهبی زیبا و رمان هایی که محرم و نامحرمی در اونها رعایت بشه رو معرفی کنید …تا یه جورایی با اعتقادات ما جور در بیاد و بابت خوندن رمان مشکلی نداشته باشیم …با تشکر

  18. yalada گفت:

    رمان این مدلی هرکی داره لطفا معرفی کنه
    ایدی تلگراممpax_nab

  19. Eli گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود…من عاشق رمان بودم…خیلی جاهاش گریه کردم…
    مرسی از نویسندش❤

  20. یه دوست گفت:

    فقط میتونم بگم عاااااالی بود
    ممنون از شما و نویسنده این رمان جذاب

  21. Sahba گفت:

    رمان یک چیزه کاملا سلیقه ای هستش
    من نمیخوام جانبداری نویسنده یااشخاصی که رمان نقدکردن رو بکنم…ولی اینکه بخوایم بگیم شخصیت محمد نصر شباهت داره به آقایه حامد زمانی وهمچنین خانومشون ازاین بابت ناراحت شدن یکم بچه گانه تلقی نمیشه؟؟…اصولا خصوصیات بطوره منحصر به کسی آفریده نمیشه چه بسا خیلی از کسانی که اطراف ما هستن و مابخاطره اینکه مارو باخصایصشون یاده اشخاصه مهمی که تو زندگیمون داشتیم میندازن حالا چه بارفتا و چهره وچیزهایه دیگه …اتفاقا از نظره من رمان جالبی بود …شخصیت رمان که نباید صد در صد یه پسره مغرور سخت قلب باثروت آنچنانی باشه؟؟
    درضمن کسایی که ادعایه شباهت شخصیت این داستان به خواننده حدودا معروف ایرانی دارن باید توجه کنند که ما از اخلاق و رفتاره آقای زمانی تو خانوادشون باخبر نیستیم !پس نمیشه از رویه زادگاه و تاریخ تولد شخصیت ساخته شده افکار نویسنده واسه خودمون نتیجه گیری کنیم☺

  22. atefe گفت:

    سلام من این رمان رو پارسال خوندم خیلی خوب بود من که ازش خوشم اومد ولی از نظر من یکم ضعف داشت بعضی جاهاش در کل خوب بود

  23. nhl گفت:

    این رمان رو دوست داشتم خیلی زیاد!
    درسته یکم قبول این ماجرا روی زندگی معمولی ما امکانش سخته اما به نظرم دیگه بد تر از رمان های امروزیمون که نبود!
    رمان هایی که الان هر دو شخصیت اصلی مخصوصا پسر تو پول غرق ان!
    مغرور و لجبازن! پسراش شبیه مانکنای اروپایی و دختراش الهه زیبایی!
    کلی ام خاطر خواه و کشته مرده دارن و پشت سرشون آمبولانسه!!!
    این رمان به دلیل مذهبی بودن شخصیت پسر وخواننده بودنش کمی به آقای زمانی شباهت دارن … چون شاید باید بگیم متاسفانه در حال حاضر توی عرصه موسیقی فقط ایشونن که مطرحن … اما این دلیل نمیشه که شخصیت محمد همون آقای زمانی باشن!
    از نظر ظاهری که توی رمان به محمد نسبت دادن هم میشه گفت هیچ شباهتی به ایشون ندارن!
    فکر نمیکنم قد بلند و موهای خرمایی و غیره صفات بارز خواننده مطرح کشورمون باشه!
    کمی تفکر و تامل لطفا!
    از نویسنده نهایت سپاس رو دارم برای این رمان زیبا و اجتماعی که احساس میکنم این رمان با واقعیت زندگی ما خیلی نزدیکتر بود تا امثال این رمان های خشن ، مغرور، خر پول و …
    موفق باشید

    • آرال گفت:

      دوست عزیز در تیکه ای از رمان شعری خونده میشه گه مثلا از کارهای محمد نصر رمانه ولی باید بگم اون شعر شعر یکی از کارهای بسیار معروف حامد زمانی که اتفاقا تیتراژ تلویزیونی هم بودا… در ضمن قد بلند و موهای خرمایی که از مشخصه های بارز ظاهری آقای زمانیه هیچی… تصبیح فیروزه ای مشخصه ای که فقط آقای زمانی داره

  24. nhl گفت:

    @MAHYA,
    نه عزیزم . نویسندشون خانوم عاطفه امیریان هستن که با اسم هنری هاوین امیریان کار میکنن

  25. ریحانه گفت:

    امیدوارم رمان خوبی باشه چون جدیدن هر چی رمان می خونم چرته

  26. امیرحسین گفت:

    محمد نصر همان حامد زمانی

  27. رویای پرواز گفت:

    سلاام..منم این رمان خوندم خیلی قشنگ بود ولی یه کوچولو بچگانه بود!!
    و اینکه محمد نصرشون خیلی بیشتراز خیلی شباهت داره به خواننده ی کشورمون..هم از لحاظ محل تولدش هم اعتقاداتش و خیلی چیزای دیگه که کاش اینطوری نبود!حتی جاییکه عاطفه برای اولین بار سرک میکشه تو اتاق مرموزشون یه خواننده میبینه که اسمشا تو رمان اوردن ولی نوشتن از اوردن فامیلیش معذورن..ای کاش اینطورنبود چون من خودم گاهی وقتا این اقای خواننده رو که میبینم نگاهم نسبت بهشون کلا عوض شده و ممکنه این اتفاق واسه خیلی از دوستان دیگه بیافته!حداقل میشد محل تولدشونا یه شهر دیگه عنوان کنن

  28. نازنین گفت:

    ببخشید این داستان واقعی هستش؟؟؟؟

  29. پریا گفت:

    سلام.دوستان لطفا رمان هایی توی همین سبک که توش محرم نامحرمی رو رعایت میکنن رو معرفی کنید
    رمان هایی مثل رمان فرصتی دیگر

  30. هليا گفت:

    خیلی بچه گانه بود
    من که خوشم نیومد
    بیشتر به رویاپردازیهای نوجوونی میخورد تا واقعیت!

  31. raha.1996 گفت:

    سلام خیلی رمان خوبیه من چند ماه پیش خوندم لطفا جلد دومشم بزارین .

  32. zahra گفت:

    عالی عالی بهتر از این نمیشه ممنون نگاه جوووووووووون واقعا من از این سایت بهتر پیدا نکردم خیلی سایتتون عالی

  33. Maede گفت:

    نگاه جان لطفا از نویسنده خواهش کنید جلد دومشو بذارن و اینکه اسم بقیه رمان هاشونم بگین

  34. faezeh گفت:

    سلام. اول از همه به نگاه,جون خسته نباشید میگم. دوم اینکه شاید صدتا رمان خونده باشم ولی خدا باسر شاهده از مهر ماه که این رمان رو از سایت گرفتم تاحالا چهار پنج بار خوندمش و هربارم برام تازگی داره … شاید تنها رمانی بود که تونستم خودمو کامل و عمیق جای شخصیت داستان بزارم… یه دختر چادری با اعتقادات و حجابی که گورگورانه نیست و با تحقیق به دست اومده…. دختری که عاشق اعتقادات و راه محمدنصر قصه اش میشه… همه جذابیت این داستان توصیف یه دختر بود از جنس ما چادریا… چیزی که کمتر تو رمان ها بهش توجه میشه…. هاوین عزیز دوستت دارم و خودمو همه دوستام مشتاقانه منتظر جلد دوم این رمان فوق العاده هستیم. یاعلی

  35. MAHYA گفت:

    من یسوال دارم خواهشا جواب بدین.نویسنده مرد بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  36. خ رحیمی گفت:

    سلام آقای امیریان
    بعداز خوندن رمانتون سوالهای زیادی ذهنم رو مشغول کرده چطور میتونم سوالهامو ازتون بپرسم ؟

  37. خ رحیمی گفت:

    رحیمی 16 فروردین 1394 گفته :
    سلام آقای امیریان
    من هم به تازگی جزو طرفداران شما شدم حدود یه هفته هست که رمان شما رو خوندم نه یک بار بلکه چند بار . واقعا عالی بود . تا وقتی نویسنده های خوبی مثل شما هست دیگه نیازی نداریم که وقتهامون رو با رمان های خارجی پر کنیم پس الان وقتشه بگم “خدا قوت”
    من هم جزو همکاران شما هستم سال 1389 این ایده به ذهن من هم رسید شروع به نوشتن کردم ولی به خاطر سن کم وکمبود اعتماد به نفس با اولین انتقاد تمام برگه ها را پاره کردم البته قلم من به اندازهی قلم شما عالی نبود گفتم که سن کمم هم یکی از دلایلش بود . وقتی رمان شما رو خوندم احساس کردم نوشته های خودمه . برای همین چندبار خوندم واقعا کارتون عالیه البته این رو هم باید بگم اگه انتقاد های اطرافیانم نبود الان پیشرفت نمی کردم اگه اون موقع برگه هامو پاره نمی کردم الان بهتر نمی نوشتم .فکر کنم شما خوب درکم میکنید .
    آقای امیریان آدم های که به نوشته های من گفتند عالیه باعث پیشرفت من نشدند انتقاد های کوبنده ی خواهرم و خالم باعث پیشرفت الان من شدند البته این رو باید به همه بگم که انتقاد باید سازنده باشه نه اینکه الکی گفته شه “اینها همش مزخرفه” مزخرف یعنی چی ؟ باید دلیل بد بودن رو توضیح داد البته دلیل عقلانی . آقای امیریان شاید بهتره ما زیاد خرده نگیریم نسبت به این دوستان خیلی ها درست نقد کردن رو بلد نیستند این ما هستیم که باید در مقابل این خوانندها صبوری کنیم

  38. پانیا گفت:

    سلام نگاه جون رمان های سایت رو خیلی دوست دارم اگه میشه یه رمان خوب و جذاب بهم معرفی کن و در آخر عیدت مبارک و سال
    خوبی داشته باشی گلم بای

  39. بیتا گفت:

    وااااااااااااااااااااااای عالیییییییییییییییییییییی بود.خیلییییییییییییی قشنگ بودششششششششش محشر بوووووووووووووود.
    ممنون از نویسنده عزیز و نگاه جان.

  40. محيا گفت:

    سلام ى سوال خواهشا جواب بديد.من نمى دونم ينى نفهميدم به کى شباهت داره.تا حدودى شبى يکى هست ولى شک دارم اون باشه.لطفا بگين همه راجب شباهتش به کى مى گن.و اينکه رمان محششششششششششر بود.بايد دست نويسنده رو طلا گرفت.خدا شاهده من فکر نمى کردم بعد رمان بگذار امين دعايت باشم رمانى قشنگ تر باشه ولى اين داشتان ثابت کرد که امين هيچه.داستان فوق العاده بود.حلال نويسنده باشه.شخصيت ها فوق العاده و غير طبيعى عالى بودن!واى نمى دونم چى بگم فقط مى گم معععععرکه بود.خوشحال مى شم با نويسنده ارتباط برقرار کنم♥♥♥♥♥♥♥♥

  41. نفس گفت:

    سلام با تشکر از هاوین جان نویسنده ی این رمان خوشگل.ببین هاوین اصلا به چرندیات اینا که نقدت میکنن گوش نکن و جلد دومش بنویس که خیلی منتظرم.فقط مثه رمانای دیگه نباشه که پسره اول داستان بمیره ها. این آدما که نقد الکی میکنن فقط منتظر یه اتو از دیگرانن خواهش بعضی ها کاسه داغ تر از آش نشن .من به عنوان همشهری آقای خواننده ی اصفهانی که 22بهمن هم تو شهرمون اومد میگم که به نظرم هیچ توهینی بهشون نشد و اصلا منظور نویسنده ایشون نبوده که بخوان ناراحت هم بشن. ایرانیان همینن.تا مرتضی پاشایی مریض بود همه میگفتن همه طرفدارش واسه بیماریشه و وقتی که مرد یهو واسه همون آدما عزیز شد.

  42. nazanin گفت:

    فقط هر شخصی باید بدونه که هر کار مهمی که میکنه اندازه ای که برای خودش ارزش داره شاید برای دیگران اونقدر ارزش نداشته باشه

  43. صبا گفت:

    واقعا رمان بی نظیری بود. بعد مدت ها واقعا بهم چسبید.
    بنظر من این شباهت عمدی نبوده. از این موارد گاهی اوقات پیش میاد و ما حق نداریم در حالی که اطلاعاتمون از واقعیت کم و محدود و گاهی صفره در موردش قضاوت نابجا داشته باشیم. این که خصوصیات شخصیت های داستان نمود بیرونی پیدا میکنن دلیل نمیشه که بگیم نویسنده عقده هاشو به تصویر کشیده.
    چیزی شبیه به این مورد برای من هم پیش اومده. منم تو یکی از رمانام اسم شخصیت اصلی داستانو که یه پزشک بود، یه چیزی انتخاب کردم که بعدا فهمیدم که دقیقا یه پزشک با همون اسم تو مشهد هس. حالا این دلیل نمیشه که بگیم عمدی در کار بوده. (البته من اقدامی برای انتشار رمان نکردم :))
    واقعا برای کسانی که بدون آگاهی قضاوت میکنن باید متاسف بود نه برای کسی که داستانی به این زیبایی رو نوشته.
    من شخصا منتظر جلد دومش هستم.
    با آرزوی موفقیت

  44. سودا گفت:

    سلاااام عالی نوشته بود مثل خودت بود متین و با وقار و سنگین
    …………….. ممنون

  45. zohre گفت:

    بسیار رمان زیبایی بود واقعا ممنونم از سایت خوبتون,متشکرم,رمان هم خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوب بود

  46. غریبه گفت:

    liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiike

  47. ترنم گفت:

    سلام اگه امکانش هست این رمان برای من بخون برای من بمون رو بفرستید تو ایمیلم …..یه دنیا تشکر

  48. ghazal گفت:

    سلام به نظرم من رمان خیلی قشنگی بود ما چیکار به لین داریک ک واقعی یا واقعی نیست مهم موضوع و نوع نگارش ک عالی بود. ممنونم از نویسندهی خوبش و همچنین نگاه جون

  49. ghazal گفت:

    سلام به نظرم من رمان خیلی قشنگی بود ما چیکار به لین داریک ک واقعی یا واقعی نیست مهم موضوع و نوع نگارش ک عالی بود

  50. دل آرام گفت:

    ممنون نویسنده عزیز عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود

  51. دل آرام گفت:

    باسلام وخسته نباشی خدمت نویسنده محترم واقعاممنون از رومان قشنگتون عالی بود از همه نظر.تنها رمانی بود ک توش محرم و نامحرم رعایت میشد تا ب حال همچین رمانی نخونده بودم بازم ممنون.امیدوارم موفق و پیروز باشین و بازم از این رمانای قشنگ بنویسین.

  52. zeynabnabavi گفت:

    خیلی عالی بود.من خیلی خوشم اومد.بازم ازاین رمان هااگه امکانش هست بزارید.عالی بود.

  53. باران گفت:

    میدونستی یه خواننده به نام محمد نصر هست؟ناراحت نشیا رمان زیبایی بود عزیزم

  54. میگ میگ گفت:

    خیلیم قشنگه چشه حسودا کـــور

  55. شیرین گفت:

    سلام , عزیزم من رمانت رو خوندم و باید بگم رمانت واقعا خوب بود .داستانت قشنگ بود ولی به نظر من سعی کن توی داستان هات چند تا چیز را رعایت کن … 1 هیچوقت صورت خیلی خیلی خیلی زیبای شخصیت دخترت رو توصیف نکن ! نگو که مثلا چشمانی به رنگ اسمان و لب های خدادای قرمز, موهایی به رنگ شب و… چون اصولا خواننده های رمان خودشون رو جای شخصیت اصلی می ذارن که ما بهش می گیم همزاد پنداری.. در کل خیلی خوشم اومد که این کار رو توی داستانت رعایت کردی 2 هم این که هیچوقت تو ی داستان در مورد یه مسئله تاکید یا زیاده روی نکن .. مثلا هی نگو نماز از وضع لباس پوشیدن شخصیتت نگو بذار خواننده خودش رویا ببینه اصلا مزه ی داستان همینه ,که تو بتونی خودت رو بذاری جای شخصیت حالا اگه نویسنده اون شخصیت رو خیلی خوشگل , خیلی خوش هیکل یا خیلی با دین و اصول بسازه… ممکن خواننده این شخصیت ها رو نداشته باشه و نتونه همزاد پنداری کنه !
    البته این مورد ها وقتی اثر داره که کل محور داستانت بر این مبنا نباشه مثلا داستانت داره روی محور یه چشمای آبی می گرده .. خب این مشکلی نداره چون موضوع اصلی داستانت .
    در هر صورت عزیزم داستانت واقعا خوب بود امیدوارم توی کارت موفق بشی و همینطور یه نویسنده موفق!

  56. سولی گفت:

    سلام به همگی وخسته نباشید. دوستان این رمان واقعا یک توهم بود من اولین بارم نبود که رمان میخوندم این مسخره ترین داستانی بود که تاحالا خوندم حتی توهمشم خوب نبود واقعا متاسفم برا فرهنگ کشورمون که هر کسی دست به قلم میزنه وبا وقت مردم بازی میکنه متاسفم برا نویسنده عزیز که انقد اعتماد به نفسش بالاس که توهماتشم ثبت میکنه وبه خورد مردم میده این رمان توهین بود به آدم های مشهور به برخی از استانها و …

  57. N گفت:

    رمان عاااااااااااااالی بود خیلی دوستش داشتم . یه رمان عاشقانه ی عالیییییییییییی

  58. morvarid گفت:

    رمان بسیار زیبایی بود
    یه عاشقانه اروم وروح نواز
    واقعا تشکر میکنم از هاوین عزیز
    بچه ها یه نویسنده برای رمانش زحمت میکشه
    از ذهنش واقعا کار میکشه
    این واقعا بی انصافی که تمام زحمتهایی که در برابر این اثر هنری که بصورت رایگان هم در اختیارمون قرار گرفته اینطور جواب بدیم وباعث ناراحتی نویسنده بشیم

  59. havin amirian گفت:

    سلام…
    من… هاوین امیریان… نویسنده رمان برای من بخون برای من بمون هستم.
    اولش میخوام ی تشکر اساسی کنم از همه کسایی که همراهم بودن و بهم اطف داشتن و ی دنیا ممنون از همراهی چشمای قشنگتون…
    و نگاه عزیزم…. خدا قوت…
    راستش من همیشه سکوت رو ترجیح میدم ولی اینبار مجبورم که ی سری حرفایی ک تا حالا در برابرشون سکوت کردم رو ب زبون بیارم…
    روی صحبتم با اون کساییه که کارشون قضاوت کردن ادم ها و افکار و علایقشونه…
    و پیشاپیش از بقیه دوستای گلم عذر میخوام اگه لحنم تنده…. چون در مقابل حرفای بی ادبانشون مجبورم ک اینطور رفتار کنم…
    این رمان… سومین داستانی بود که من نوشتم و متاسفانه خیلیا اومدن و محمد قصه من رو به کسایی که خودشون میشناسن ربط دادن… و من از این بابت واقعا ناراحت و دلشکسته ام…
    چیزی ندارم ب بعضی از دوستان بگم جز اینکه اونقدر شعور و شخصیت دارم که اونطور ک شما قصاوتم کردین ننویسم…
    یه نویسنده… ازاده… مختاره که هر جور دلش میخواد تخیل کنه و بنویسه… و اتفاقا و شخصیت هاش رو بسازه…
    حالا ممکنه این قصه و ادماش ب زندگی و سرگذشت و شخصیت هزاران نفر تو این دنیا ربط داشته و شبیه باشه ولی این دلیل نمیشه که منظور نویسنده شخص خاصی باشه….
    این یه قصه است… مثل همه رمانای دیگه و تمام و کمال ساخته ذهن خودم…
    و من دلم شکست از کسایی که خوندنش و به ناحق… بدون اینکه از چیزی مطمعن باشن قضاوتم کردن…. و بعد بهم گفتن که برات متاسفم…
    مهم نیست…
    متاسف باشید…
    اون بالاسری شاهد و گواه همه چیزه…
    گذشتم ازتون….
    ان شالله که خدا هم ازتون بگذره…
    دیگه حرفی نیست…
    یا علی!

    • نگاه گفت:

      سلام نویسنده ی عزیز…من هم بعضی از نظرات ناراحتم میکنه متاسفانه ما ایرانی ها فقط وفقط بلدیم قضاوت کنیم همیشه همینطوره …ببخش که کاربرای من ناراحتت کردن…من رمانتو خوندم صرف نظر از همه ی این چیزا برخواسته از ذهنته و خوب اتفاقا رو کنارهم چیدی ..خسته نباشی…

    • رمیسا گفت:

      با سلام و تشکر از قلم خوبت هاوین جان…..
      حق بده به بعضیا که به علت شبهت زیادی که بین محمد قصه ی تو ویکی از خواننده های کشورمون هست دچار همچین سو تفاهمی بشن….
      کاش شهر تولد- سبک خوندن یا حداقل اعتقاداتش رو شبیه اون بنده خدا معرفی نمیکردی که این اظهار نظرات کاربران پیش نیاد……..!!!
      ممنون از رمان فوق العاده ات……

    • شاهده گفت:

      سلام من این رمانو خوندم به نظرم از بین رمانهایی ک تا الان خوندم این داستان با بقیه فرق داشت یکی از خوبی هایی ک داشت این بود ک قصه از زبان هردو شخصیت اصلی روایت میشد و از نظر من یه طرفه به قاضی نرفته بود و هم داستان به طور جامع روایت شد و آخرش به یه نتیجه خوب رسید ازنمادهای دین هم توش استفاده شده بود ک در بسیاری از رمانها اثری ازش نیست مرسی از خلاقیتتون و از انتقادات بیمورد بعضی ها هم ناراحت نشید منتظر کارهای بعدیتون هستم موفق باشید.

    • سمانه گفت:

      هاوین عزیز من یکی از منتقدین رمان شما بودم ,اگر دقت کرده باشید من حتی اسم خواننده رو هم نبردم , ولی باور کنید که این شباهتها زیاده و چیزی نیست که با خوندن کل کتاب بدست بیاد بلکه با همون یکی دو فصل اول این ذهنیت در خواننده ایجاد میشه و من به عنوان خواننده ای که هیچ شناختی از هاوین ندارم و این اولین نوشته ایه که دارم ازش میخونم مطمئنا نمیتونم تصور کنم که این شباهت سهوی بوده و حس خوبی رو از نوشته با وجود نثر کم نقصش نمیگیرم
      خوشحال میشدم اگر کامنت قبلی رو به صورت خصوصی بهتون میدادم و و انقد باعث ناراحتیتون نمیشدم
      اگر اشتباهی مرتکب شدم حلالم کنید

    • طرفدار حامد زمانی گفت:

      سلام با عرض پوزش من نمی خوام ناراحتتون کنم ولی خب فک نمی کردم این کارتون رو انکار کنید ،خوشم نمی یاد زیاد مطلب رو کشش بدم اما خودتون مجبورم می کنید که بگم ،خب اغلب کسایی که گفتن منظور شما خواننده ی خاصی بوده این رمانرو با دقت مطالعه کردند .خودتون بگید کدوم خواننده است که ارزشی بخونه تسبیح ببنده اصفهانی باشه وتولدشم بیست فروردین باشه و خیلی چیزای دیگه که مطمینم خیلی ها بهش پی بردن .پس لطفا حداقل کاری رو که انجام دادین به گردن بگیرید و تا دیر نشده جلوی انتشار بیشترش رو بگیرید.
      یاعلی

    • حامی حامد زمانی گفت:

      منم حرف برخی از دوستان رو تایید می کنم و خب به جز چیزایی که اکثریت گفتن یه سری چیزای دیگه هم بود که باعث می شد به یقین برسم این رمان راجب شخص خاصیه مثلا این که شما یه جایی
      از رمان نوشته بودید ( یا مولا یه نگا کنی تموم همه ی غم و دردا ) که خب مال آقای زمانیه
      وخیلی چیزای دیگه
      من نمی خوام به شما تهمت بزنم ولی دوست دارم یا واسه این کارتون دلیل بیارید یا اگه این کار رو نکردید ما رو توجیه کنید .چون بعضی جاها واقعا خیلی ضایع بود
      یا حق

    • nazanin گفت:

      @havin amirian, به نظر من خیلی زیبا بود رمان شما ولی خیلی از انسان ها هستن که میخوان از کار دیگران ایراد بگیرن ولی کار خودشون هیچ گاه هیچ ایرادی نداشته باشه از اون موقع که من رمان شما رو خوندم حتی با خواننده کشورم محمد نصر اشنا شدم ارزوی موفقیت میکنم بازهم بابت این رمان زیبا ممنونم

    • RMMLMH گفت:

      ببخشین ولی خیلی شخصیت های رمان واقعی هستن یعنی هم محمد نصر وجود داره که خواننده هم عاطفه رادمهر که نویسنده واقعیه و جالبیش اینجاست که این دو واقعا زن و شوهر هستن توقع ندارید که باور کنیم این همه شباهت کاملا اتفاقیه

  60. مریم گفت:

    چرت چرت چرت همین

  61. الی بانو گفت:

    سلام.با تشکر از نگاه جون بخاطر سایت خوبشون و همچنین نویسنده این رمان.من که واقعا از خوندنش لذت بردم.واقعا مرسییییییییییییییی

  62. رها گفت:

    سلام نگاه عزيز دست گلت درد نكنه اين بهترين رمان عمرم بود ازت ممنونم

  63. mahshad گفت:

    عاااااااااااااالي….خيلي خوب بود…توصيه ميكنم هركي نخونده بخونه.واقعا لذت بردم

  64. فاطمه گفت:

    سلام
    خسته نباشید عالی بود.
    آخرش خوب تموم شد مرســــــــــــــــی

  65. فاطمه گفت:

    سلام
    خیلی زیبا بود دوسش داشتم
    آخرش خوب تموم شد مرســــــــــــــــی

  66. فاطمه گفت:

    رمانش واقعاقشنگ بود.فقط یه سوال این رمان براساس زندگی واقعی یک خواننده نیس؟؟؟؟؟

  67. پریسا گفت:

    با عرض پوزش بابت اشتباه تایپی اسمتون نگاه جوون
    بووووووووووووسسسسسسسسسسسسسس

  68. پریسا گفت:

    سلام نگار جوون من بیش از 3ساله که با سایت عالی و کتابهای فوق العاده قشنگ تون آشنا شدم و تنهایی هام رو با شما پر کردم و خیلی های دیگرو با شما آشنا کردم میخواستم ازتون به خاطر همه چی تشکر کنم خیلی دوستتون دارم امیدوارم همیشه در پناه حق تندرست و موفق باشید

  69. ملیسا گفت:

    واقعا عالی بود!×!
    خیلی قشنگ و زیبا!×!
    چی می شد جلد دوم هم داشته باشه؟؟؟

  70. ati گفت:

    من کلأ سخت جذب رمان میشم ولی این عالی بود پیشنهاد میکنم حتمأ بخونین , شخصیت هاشو میشه پیدا کرد و درک کرد , ممنون عالی بود

  71. طرفدار حامد زمانی گفت:

    واقعا واضح بگد این رومان درباره ی چه کسیه
    فقط می تونم بگم متاستفم براتون
    واین که همسر اون خواننده ی مورد نظرتون اون رمان رو ظاهرا خونده وا اصلا هم خوششون نیومده
    ایشون خواستن جلوی انتشار این رمان گرفته بشه
    اگه امکانش هست

  72. گمنام گفت:

    داستانش واقعیه؟

  73. باران گفت:

    عااااااااااااااااالی بود
    بخونین همگی
    بهترین رمانی بود که تو عمرم خوندم

  74. baran گفت:

    سلام من این رمان رو تازه دانلود کردم امیدوارم مثل بقیه رمانهای این سایت قشنگ باشه مرسی نگاه عزیز واقعا سایت خوبی دارین.. ریحانه ار اهواز

  75. ghazal گفت:

    تعریف قشنگ بودن این داستانو از دوستم شنیدم و میخوام بخونمش چون شبیه ب شرح حال منه
    راستش ب نظر منم عشق ب یک ادم معروف کسی ک میدونی میتونی در هر حال دوستش داشته باشی ولی نمیشناسیدش
    ارزوی شناختشو دارید
    ولی امکان نداره ، غم انگیزه
    میشه براش گریه کرد از خدا خواهش کنی تا فقط بشناسیش
    ولی احساس کنی خدا هم از حماقتت سرشو ب حالت تاسف تکون میده
    راستش منم ی شخصیت معروفو دوست دارم
    چقدر خوب میشد اگر یه نویسنده ی داستانی از ما میساخت
    تا تو داستانی هم ک شده باهم باشیم ولی من مث عاطفه کارکتر داستان شانسی ندارم تا اون فردو ببینم اهای نویسنده کاش ی راهی هم برای من داشتی

  76. یه خواننده گفت:

    خیلییییییی قشنگ بود!!!!!!!!!!مرسی دمتون هاااااااات.فقط احساس میکنم خیلی واقعی بود!درست حدس زدم نه؟!

  77. یه خواننده گفت:

    خیلیییییییییی قشنگ بوووووود!!!!!!!!!!!!!!!!واقعی بود نه؟!!!!میتونم حدس بزنم در مورد کی بود؟!!!!!!واقعا کارتون عالییییییییی بود!!!!!!!

  78. غزال گفت:

    قشنگگگگگگگگگگگ بود…مخصوصا آخراش..دوسش داشتم

  79. سمانه گفت:

    با عرض پوزش***نگاه***

  80. سمانه گفت:

    ممنون که نظر قبلی منو تایید نکردین و نگذاشتید پگاه عزیز,اگر شما صلاح دونستید که نظر من مناسب برای مخاطبینتون نبوده حتما همینطوره و من به نظر شما هر چند احساس کنم جانب دارانه بوده و بی طرفیی که از یک مدیر سایت انتظار میره در اون نبوده احترام میزارم حقیقتا که من بی احترامیی به کسی در نقدی که ارائه داده بودم نکردم و ترجیح میدم بعد از اینکه نوشته های این عزیزانو خوندم به جای به به و چه چه یه نقد واقعی ارائه بدم که نقاط ضعفو قوتشون رو بشناسند

  81. لیلا گفت:

    سلام رمانتون قشنگ بود ممنون از زحمتی که کشیدین فقط یه سوال داشتم دانشگاهی که عاطفه توصیف کرد دانشگاه زنجان نبود؟

  82. سوفیا گفت:

    سلام مرسی نگاه جون خیلی دوستت دارم مانش عالی بود

  83. مبینا گفت:

    سلام رمان قشنگی بود لطفا رمان کل کل بزاریدممنون

  84. فائزه گفت:

    سلام.نگاه جون میشه یه آدرس ایمیلی وبلاگی چیزی از نویسده این رمان برام بفرستی… خیلی ضروریه تو رو خدا….ممنون

  85. زهرا گفت:

    امیدوارم رمان قشنگی باشه.خلاصه اش ک جالب بود

  86. mika گفت:

    مرسی نگاه جون واقعا قشنگ بود توصیه میکنم حتما بخونین

  87. mahtab گفت:

    جلد دومشو بنویسیییییییییین خیلی قشنگ بود حیفه تو یه جد تموم بشه

  88. zahra❤ گفت:

    سلام
    این رمانتون خیلیییی قشنگ بود، واقعا لذت بردم..
    موفق باشین❤

  89. سمانه گفت:

    رمان زیبایی بود اگر
    انقد شخصیت خواننده شبیه یکی از خواننده های خیلب خوبو مذهبی کشورمون نبود
    بهتر نبود نویسنده ی عزیز از یک شخصیت کاملا تخیلی استفاده میکردن؟
    این همه شباهت واقعا ازار دهندست، خواننده ی ارزشی و مورد قبول ،شعرای مذهبی که همشون دو صدا و سیما اجرا شدن،سکونت در اصفهان، خوندن یه شعر خاص درباره ی ازدواج امام علی و جضرت زهرا
    با خوندن این رمان این احساس به ادم دست میده که فردی یک عشق محال رو در خودش پرورش میده و و چون ناکام مونده دربارش تخیل کرده و اون رو به نثر در اورده ،و اگه واقعا اینطور باشه غیر از این که بگم متاسفم چیز دیگه ای نمیتونم بگم
    هر کس این خواننده رو بشناسه برداشت دیگه ای از این داستان نخواهد داشت

  90. مطهره گفت:

    خخخخخخخییییییییییییییییییلییییییییییی قشنگ بود
    اولین رمانی بود که خوندم درست مطابق عقایدم بود
    ممنون از نویسنده
    وسایت نگاه دانلود

  91. مرضه گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود درسته دورازتصوره ولی اتفاق همیشه آدم روغافلگیرمیکنه ممنون ازنویسندش من خیلی خوشم اومد ممنون موفق باشب انشالله رمان های بعدی

  92. النااااز گفت:

    عاشقه خودتو سایتتم بابا نگار جوووون

  93. ice گفت:

    خیلی قشنگ بود و نثر فوق العاده ای داشت مرسی از هاوین عزیز و نگاه عزیز مرسی

  94. ترانه گفت:

    خیلی خیلی خیلی عالی و قشنگ بود
    خیلی دوسش داشتم
    اگه نویسنده نظرات رو میخونه لطفا در صورت امکان جلد 2 این رمان رو بنویسه
    ممنون از قلم زیبای نویسنده و نگاه عزیز
    :*

  95. marzie گفت:

    قشنگ بود ممنون نگاه جون

  96. نفس گفت:

    فقط میتونم بگم عالیییی بود

  97. fa_nevisandeh گفت:

    اول از همه از خانم هاوین امیریان تشکر میکنم واقعا قلم رسایی داشتن من خودم به عنوان یه نویسنده از خوندن این داستان واقعا لذت بردم و به بقیه دوستان هم پیشنهاد میکنم که
    این رمان و بخونن .
    اگر به دنبال یه عاشقانه رمانتیک همراه با کمی درد عشق میگردید من این رمان و پیشنهاد میکنم بهتون
    واقعا زیبا بود .
    با تشکر از نگاه عزیزم به خاطر سایت خوبش

  98. عاطفه گفت:

    سلام
    از نظر من عالی بود..
    همین که مقدمه ی زیبا تو ثابت کردی عالی بود
    عـــــــــــــــالی

  99. نگار گفت:

    سلام نگاه جون ممنون از بابت رمان های قشنگی که می ذاری

  100. دختر مغرور گفت:

    سلام خانومی رمانایی ک میزاری همشون عالین لطفا رمان های کل کلی بزار ممنوم راستی هر روز رمان بزار

  101. شادی گفت:

    سلام خانومی رمانایی ک میزاری همشون عالین لطفا رمان های کل کلی بزار ممنوم

  102. محبت گفت:

    سلام نگاه جونی
    مرسی بابت زحماتت
    رمانش توپه
    عاله
    معرکست
    خیلی دوستش دارم
    جز بهترین رمان هاست حتمن بخونیدش از دستش ندین

  103. blue گفت:

    negah jan roman neqab sheytanat ro bezar

  104. نیلوفر گفت:

    نگارجون ازرمان هایی که مینوسی ممنون ولی من رمان بباربارون خیلی تعریفش روشنیدم میشه توسایتت بزاری
    ازت ممنون میشم

  105. مهری گفت:

    لطفا رمان شاید تلخ شاید شیرین رو بگذارید ممنون از سایت خوبتون

  106. فایزه گفت:

    سلام عزیزم .من خیلی علاقه به رمان نوشتن دارم می خواهم بدونم چطوری براتون رمان بفرستم ؟البته من کامپیوترندارم میشه ازموبایل تایپ کنم رمان وبعدبراتون بفرستم لطفاراهنمایی ام کنید

    • bright گفت:

      سلام فائزه عزیز به نظر من چون از موبایل استفاده میکنید بهتره عضو انجمن نگاه دانلود شده و رمانتون رو اونجا تایپ کنیددر این صورت هر وقت تموم شد روی سایت قرار می گیره اینطوری اذیت هم نمیشین . موفق و پیروز باشید.

  107. هانیه گفت:

    سلام عزیزم مرررسی از رمانات لطفا رمان نفس کشیدن برای تو را بزار اسمشو مطمعن نیستم همونیه ک دختره تو ازدواج اولش موفق نیست و بعد معشوقه یکی دیگه میشه

  108. محدثه گفت:

    ممنون نگاه جان به خاطر کتاب های زیبایت من همیشه از اینجا کتاب میگیرم ممنون بارم کتاب بزار (:

  109. saye گفت:

    سلام نگاه جون رمان بسیار زیبایی بود از نویسنده شم تشکر میکنم بابت این رمان زیبا

  110. shadi گفت:

    کاشکی لیست رمانهایی که داخل سایت میذاری رو برامون با ایمیل میفرستادی

  111. ترسا گفت:

    این رمان قشنگه؟؟؟؟

  112. ( esmartis) گفت:

    سلام خیلی خیلی ممنون از سایت خوبتون رمان رو تازه دانلود کردم امیدوارم قشنگ باشه

  113. Me گفت:

    به نظر من كه رمان قوي اي نبود.
    خيلي كم پيش مياد رماني رو نصفه رها كنم ولي اين رمان رو واقعا نتونستم تا آخر بخونم.
    در هر صورت مرسي از نويسنده و سايت عالي شما!

    • کیمیا گفت:

      بچه هاااااا
      هاوین جون دخترن! معنی اسم ایشون یعنی تابستان ک ی اسم اصیل کردی هست!با تشکر از رمان خوبشون

  114. narsis گفت:

    ولی به نظر من اینکه یه دختر 19 ساله بخواد به خاطر رویایه ازدواج با یه خواننده گریه کنه زیاد جاب نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت