. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان بگذار ستایشت کنم

انتشار توسط نگاه
۱۴ آذر ۱۳۹۴

نام رمان : بگذار ستایشت کنم

نویسنده : غزال۷۱

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 1275 صفحه پرنیان ، 452 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t1219125.html

تعداد دانلود : 94,813

3.7/5 - (11 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان بگذار ستایشت کنم
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

یک رمان عاشقانه از جنس اجبار و استبداد که سد راه شخصیتهای رمان میشه و اونا برای بر طرف کردن این مشکلات راهایی رو انتخاب میکنند

یک رمان عاشقانه از جنس اجبار و استبداد که سد راه شخصیتهای رمان میشه و اونا برای بر طرف کردن این مشکلات راهایی رو انتخاب میکنند

 رمان بگذار ستایشت کنم

خلاصه:

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است….مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی قابل مشاهدس و ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن
که داشته باشه و اما
داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی
(نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده
تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..

.

قسمتی از داستان:

با امروز فکرکنم ۵روزه این جام….اصلا نمیدونم چرا منو اینجا آوردن….نمیدونم گناه من چیه.
خدایا گناه من چبه که از بچگی تا حالا باید اینطور تحقیر بشم….توی سرم بزنند….چطور باید این همه درد رو تحمل کنم.
حداقل تا وقتی بی بی گل نسا جونم زنده بود یکی رو داشتم که باهاش دردو دل کنم و اون بهم روحیه بده….اما انگار دنیا همیشه با من سر لج
داره….از وقتی توی اون تصادف لعنتی با عمو حسین فوت شدند از همیشه تنهاتر شدم….از ۲سال پیش شدم خودم و خودم….بدون هیچ یار ویاوری
تنهایی من از این نیست که آدمای هم خون ندارم.
تنهایی من از این نیست که خانواده ندارم.
نه من کنارهمون هم خون ها از همه تنهاترم
پدر و برادری که من رو نمیخوان.
فامیلی کهمنو شوم و بد میدونند
حتی از اینکه چشماشون به من بیفته متنفرند
پدرم با اون همه ثروت و کاخ نشینی اما من توی اتاق ته باغ پیش بی بی گل نسا و عمو حسین بزرگ شدم و تنها بودم.
با زحمت ها و پادرمیونی عمو حسین تونستم دیپلم ریاضی بگیرم….همیشه دوست داشتم معماری بخونم….اما فکر نمیکنم هیچوقت به آرزوم برسم.
تنها خوش شانسی که داشتم این بود که از بی بی گل نسا خیاطی و گل دوزی یادگرفتم و بعد از فوت شدن از تولیدی لباس می آوردم و

 

3.7/5 - (11 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

45 پاسخ به “رمان بگذار ستایشت کنم”

  1. Maryam گفت:

    رمان فوق العاده ایه اگه ریج سنیتون ۱۶ تا ۲۰ ساله عاشق این رمان میشین …و خدمت اونایی که این رمان رو جالب نمیدونن باید بگم که زندگی واقعی به اندازه کافی تلخ هست و من به شخصه با رمان دوس دارم کمی از واقعیت فاصله بگیرم..با تشکر ار نویسنده عزیز

  2. نازنین گفت:

    اصلا توصیه نمیکنم. به شدت تکراری کلیشه ای و متناقض

  3. […] دانلود رمان بگذار ستایشت کنم | نگاه دانلود […]

  4. لی لی فر گفت:

    سلام ،میشه یکسری رمان معرفی کنید که حول مسائل بعد از ازدواج باشه ،در صورت امکان رمان هایی رو هم معرفی کنید که شخصیت خانم لجباز و رو اعصاب نباشه و بتونه واقعا آموزنده باشه ّممنونم

  5. Roya گفت:

    عااااالی بود … حتما بخونید

  6. میشا گفت:

    سلام واقعا عالیییییییی بود لطفا اگه میشه به جز رمان بگذار امین دعایت باشم رمان های این سبکی رو بهم معرفی کنید

  7. Mahshid گفت:

    وای خدا بعد خوندنش هنوز گیجم
    این همه اسم این همه داستان واسه انتقام !
    خیلی چیزاش زیادی کش دار بود مثلا
    مخفی شدن مهرسا به مدت بیست سال
    یه کم خنگی ستایش به خاطر اینکه همه میگفتن تو مهرسایی بعد یه بارم به مخش خطور نکرد شاید نسبتی با اینا داشته باشه
    سوتی اون جایی که ارسلان سر یه موضوع مسخره ( اومدن یاور رضا) به ستایش میگه میخام مردت بشم به إصطلاح زن و شوهر میشن حتی صبحش میگه اذیتت کردم ؟ بعد پنج سال بعد عروسی میکنن دوباره همینو میگه بعد ستایش میگه همه ی دخترا بار اول درد دارن !!!!
    قضیه ازدواج و شرط ارسلان به ماندانا مجهول موند
    کلا میخاست زیادی پلیس بازی در بیاره ولی خیلی کیدار بود و پر از موضوع های مختلف و سردرگم که حتی نویسنده هم خودش قاطی میکرد

  8. سارا گفت:

    رمان از تو می گریزم از مهسا آرامش خیلی با خلاصه ای که از این داستان شنیدم شباهت داره

  9. نیلوفر گفت:

    داستان اوایل شبیه رمان بگذرد آمین دعایت باشم بود..ولی مسیر وسیر داستان تغییر کرد وبه سمت معمایی رفت که واقعا مثل یک کلاف سردرگم وگیج کننده شد..معمایی بودن داستان معلوم بود اما درک وفهمیدنش خیلی سخت….
    به امید کارهای بهتر ازنویسنده عزیز باتشکر اززحماتش برای این رمان….

  10. Najla گفت:

    سلام اول تشکر میکنم از نویسنده ی عزیز بابت زحمتی که برای این رمان کشیدن اما باید بگم که این رمان یه سری اشکالات داره یکی اینک از یه جایی به بعد سبک قلم نویسنده عوض میشه دوم اینکه راوی داستان که عوض میشه اصلن مشخص نیست چون پشت سرهم نوشته شده سوم اینکه شخصیت ارسلان یه دفعه ای عوض میشه چهارم اینکه در طی رمان سوالای زیادی ذهن خواننده رو درگیر میکنه که با جلو رفتن داستان و پیچیده شدنش به بهشون جواب داده من که خودم اخر نفهمیدم چرا ارسلان به ماندانا دوباره درخواست ازدواج داد و بعد جواب این پیشنهاد ازدواجه چی شد که ستایش بره خارج بعدم بگه برا محافظت از خانواده رفتم منظورم اینه که دلایل قانع کننده نبود و اینکه من اخر نفهمیدم خصومت اصلی منصور خان و فرید با اینا سر چی بود و دیگه اینکه اوایل داستان اصلن علت گریه ها و ناراحتی های ستایش رو درک نمیکردم اینکه چرا استرس داشت میخواد دختر سینا خان بشه و … توی رملن های بن بست و اسطوره واقعا شرایط بد درک میشن و روت تأثیر میذاشت و دلایل افراد برا عکس العمل هاشون قانع کنندست خیلی مسایل رو بغرنج نشون میداد درحالی که خواننده اینو درک نمیکرد چرا ستایش نمیپرسید واسه چی باید دختر سیناخان بشه و سالار بشه داداشش بعدم یه چیز دیگه اینا که همون اول باهم … که ارسلان گفت به خاطر اینکه میخوام تکیه گاهت باشم و میخوام زنم باشی و… بعد دوباره که عروسی کردن احساس میکنم اینقدر ماجرا پیچیده شد که خود نویسنده هم خیلی از چیزا رو فراموش کرده بود. بازم ممنون از نویسنده به امید کارهای بهتر

  11. aleksandra گفت:

    قشنگ بود اما به نظرم دیگه بودن راز تو رمان هم حدی داره من خیلی جاهاش قاطی میکردم اصلا!

  12. Mona گفت:

    سلام مرسی قشنگ بود

  13. آسمان گفت:

    سلام
    نگاه عزیز چرا از قسمت دانلودها جاوا-پرنیان رو برداشتین
    لطفاٌ دوباره این فرمتو بزارین—با تشکر از سایت خوبتون

  14. Zahra banoo گفت:

    سلام خسته نباشید…اولش کپی رمان بگذار آمین دعایت باشم بود…واقعیتشو بخواید من تا آخرش نخوندم بدلیل اینکه انسجام نداشت و شخصیت پردازی جالبی هم نداشت و خواننده رو سردر گم میکرد و مشخص بود اصلا ویرایش نشده…بعداز خودن دو سه فصل خسته شدم از خوندنش…به امید روزی که انشاالله رمان های بهتری رو ارائه بدن

  15. بهاره گفت:

    نمیدونم نگاه جون مشکل از تایپ بود یا دانلود ولی تو داستان مشخص نبود علامتی نداشت که از زبان چ کسی گفته شده پشت سرهم سطرا بود ….و داستان اصلا شبیه امین نیست موضوع جالبی دارع ولی ایراداش مشخصه اینکه اززبان چه کسی داره صحبت میشه مشخص نیست .علامت گذاری نداره .سطرا معلوم نیست مثلا میخوان شام بخورن یهو تو اتاق خوابن وکلا نگارش جالبی نداره و نویسنده رو نوشته کارکنه میتونست رمان قوی باشه و همین سبک نوشتن رمان هارو متمایز میکنه وگرنه بغضی از موضوعا عالی هستن

  16. عاطفه گفت:

    سلام.میخواستم یه انتقادی بکنم .نویسنده خیلی داستان رو کش داده بود واز یجایی به بعد داستان خسته کننده میشه و بنظرم رمان بگذارآمین دعایت باشم از هر لحاظ ازین رمان بهره…

  17. میترا گفت:

    سلام ممنونم از نگاه عزیز و نویسنده محترم
    به نظرم بی انصافیه که بگیم داستان کپی بگذار آمین دعایت باشم بود،اوایل داستان شباهت زیاد بود ولی خیلی سریع مسیر داستان تغییر کرد،موضوعی که در نظر گرفته شده بود خوب بودو این که تلاش شده بود حالت معمایی داستان تا به انتها حفظ بشه جای تحسین داره،اما من کل رمان رو نپسندیدم،به نظرم شخصیت پردازی ها ضعیف بود،انسجام داستان و وقایع خوب حفظ نشده بود،افراد بی دلیل یهویی عاشق هم میشدن و حتی هم رو میبخشیدن،علتی هم که برای خطاها شون میاوردن به نظر من قابل درک نبود،در کل داستان منو جذب نکرد. هر چند که به نظر خیلی از دوستان عالی اومده و حتما نقاط مثبت زیادی داره که به چشم من نیومده! از نگاه و نویسنده عزیز برای وقتی که گذاشتن ممنونم خسته نباشید

  18. لیلا گفت:

    سلام
    رمان خیلی قشنگی بود
    تشکر از نویسنده عزیز
    و ممنون نگاه جان

  19. انیتا گفت:

    سلام خسته نباشید.راستش لینک epub این رمان واسه من ارور میده .خاستم ببینم واسه من این طوره یا مشکل داره.ممنونم

  20. فاطمه گفت:

    رمانش قشنگه؟

  21. مهرسا۷۹ گفت:

    این رمان عالیه حتما بخونین ممنون نگاه جون

  22. Jila گفت:

    با سلام و تشکر از نگاه عزیز این کتابو دوست نداشتم به قو ل دوستان کپی ضعیفی از بگذار امین دعایت باشم بود .به امید کتاب های بهتر و پخته تر از این نویسنده عزیز

  23. Bande khoda گفت:

    سلام ممنون از رمان عاليي بود وأي اولش شايد مثل رمان بگذارامين دعايت باشم اونجوري ولي همش كپي رمان بگذار …. نيست در كل عالي بود

  24. zahra گفت:

    رمان زیبایه توصیه میشه…. نگاه جان میشه چندتا رمان به همین سبک وموضوع معرفی کنی…البته به جز بگذار امین دعایت باشد چون خوندم…. خبلب ممنون گلم

  25. ژاله گفت:

    سلام نگاه جون لطفا رمان روشنایی مثل آیدین رو بزارین لطفا خیلی دوسش دارم

  26. لیلا گفت:

    سلام.حتی اسم رمان هم شبیه اسم رمان “بگذار آمین دعایت باشم “هست

  27. حدیث گفت:

    به جز اینکه….داستانش کپی بود….شخصیت پردازی نشده بود….نویسنده سعی کرده بود معما گونه باشه….ولی متاسفانه اصلا موفق نبود….به امید کار های بهتر

  28. Eli گفت:

    واااااای این رمان معرکهسسسسس باید به نویسنده آفرین گفت :))

  29. هلیا گفت:

    مرسی از نویسنده عزیز با این حال یک کپی عیف از رمان بگذار امین دعایت باشم بود که به شکلی ادم رو تا اخر گیج نگه می داشت به امید کارهای بهتر

  30. shabnam گفت:

    خیلی قشنگ بود هم عاشقانه هم معمایی هم پلیسیب واقعا دست نویسنده درد نکنه توصیه میکنم بخونید

  31. نازنین آقایی گفت:

    اینکه عینه بگذار امین دعایت باشمه

  32. زویا گفت:

    ممنون بابت گذاشتن این رمان
    قشنگه توصیه میکنم بخونید

    لطفا رمان های قمار سیاه از سروش.م
    یک مشت خالی از زندگی از yegane ● رو بذارید

  33. ساقی گفت:

    شاید در ادامه کار متفاوت بشه …تا اینجای کار دقیقا مث رمان آمینه یه دختر که پدرش یه مرده پر نفوذ و ثروتمند هست و دزدیدن که ته باغ خونه شون تو یه الونک زندگی میکنه و خانوادش دوسش ندارن و شخصیت مرد داستانم یه ادم عصبیه که یه پسر بچه 6 ساله ( به جای 6 ماهه) از یه ازدواج ناموفق داره…

  34. Eli گفت:

    سلام.پایانش خوشه؟؟؟

  35. ساقی گفت:

    با تشکر از نگاه عزیز ولی در مورد رمان باید بگم ک تا 30 ص اولش ک خوندم یه کپی ازاد از روی رمان زیبای بگذار آمین دعایت باشم هست…در هر صورت نویسنده عزیز خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت