. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان بیگناه

انتشار توسط shadan
۱۶ شهریور ۱۳۹۴

نام رمان : بیگناه

نویسنده : estahrij

ژانر : ، عاشقانه، پلیسی،جنایی

سطح رمان : -

ویراستاران : -

تعداد صفحات کتاب : 319 صفحه پی دی اف، 1184  صفحه پرنیان

تعداد دانلود : 15,805

3/5 - (1 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان بیگناه
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

یک رمان پلیسی جنایی و ماجرایی یک آدم بیگناه که برای اثبات بیگناهیش همه کاری میکنه...

یک رمان پلیسی جنایی و ماجرایی یک آدم بیگناه که برای اثبات بیگناهیش همه کاری میکنه…

 رمان بیگناه

رمان بیگناه

خلاصه:
درمورد دودوسته که پلیسن.با دودنیای متفاوت.یکی بدشانس ودیگری خوش شانس (البته تاحدودی).
اسمش رو بیگناه گذاشتم چون تو این رمان همه بیگناهن..میگم همه چون همه به یه نوعی درگیر این پرونده میشن..هرکدوم یه دغدغه ای دارن که هبچکدوم مسبب اتفاق افتادنش نبودن..همه دارن از دست یک نفر که داره بازی رو می چرخونه,بازی می خورن و خودشون نمی فهمن.نمی فهمن که همه این کارا هیچه..فقط نجات دادن مهمه.نجات عزیزانی که وارد این جریانات شدن.خواسته یا ناخواسته.

این رمانم, برخلاف رمانای دیگه ام از یک زبان نیست.بلکه از سه زبان گفته میشه,به همراه راوی.
این رمان غمگین نیست.شادم نیست.معتدله..گاهی آرام وگاهی طوفانی..

.

قسمتی از متن :

وارد خونه شدم.مثل همیشه بوی غذا رو استشمام کردم.با وجود خستگی زیاد,یه لبخند روی لبم اومد.
داشتم کفش راحتی پا می کردم که صدای ساناز رو شنیدم:سلام بابایی.
نگاش کردم.با یک عروسک توی دستش,وسط هال ایستاده بود.کفشمو پا کردمو رفتم سمتش.
کیفمو گذاشتم زمینو بغلش کردم:سلام مخمل بابا.خوبی عزیزم؟
بعد صورتشو بـ**وسیدم.خنده شیرینی کرد که دلم ضعف رفت براش:مرسی بابایی.خوب خوبم.
نوک دماغشو گرفتمو گفتم:قربون حرف زدنت بره بابایی.
همونطور که بغلم بود,رفتم سمت آشپزخونه.
گفتم:مامانی کجاست؟
بادستش به بالا اشاره کرد:اتاقتون. …

 

 

3/5 - (1 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

3 پاسخ به “رمان بیگناه”

  1. Zahra.khani779 گفت:

    سلام یه رمان بود که دختره معماری میخوند و توی یه شرکت کار میکرد عاشق رئیسش شد ولی چون بابای دختره و پسره از قدیم باهم قهر بودن اینا نمیتونستن باهم ازدواج کنن.بعد دختره الکی به خانوادش گفت باید از طرف شرکت برم خارج ولی با پسره رفت و یه ماه توخونه ی پسره زندگیکردن ولی دعواشون شد وپسره تنها اومد ایران.اسم این رمانو میدونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. shabnam گفت:

    قشنگ بود بازم بیشتر رمان های پلیسی عاشقانه که پایانش خوشه بزارین ممنون میشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت