. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان تو را باید پرستید

انتشار توسط نگاه
۲۱ آبان ۱۳۹۴

نام رمان : تو را باید پرستید

نویسنده : azinaz

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 1525 صفحه پرنیان،351 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t1499634.html

تعداد دانلود : 23,664

4.5/5 - (2 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان تو را باید پرستید
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان بر گرفته از زندگی دختری که دچار مشکلاتی روحی شده و برای اینکه از این وضع خارج شود پیش روانپزشکی میرود و...

داستان بر گرفته از زندگی دختری که دچار مشکلاتی روحی شده و برای اینکه از این وضع خارج شود پیش روانپزشکی میرود و…

 رمان تو را باید پرستید

رمان تو را باید پرستید

 

خلاصه:

پرستش دختري است شاد و سرزنده كه با عمه و پسر عمه اش زندگي مي كند. او درگير احساسي است كه عمه را وادار مي كند او را به نزد روانپزشكي حاذق بفرستد و داستان و رازها اينگونه يكي پس از ديگري خود را نشان مي دهند…پایان خوش

.

“به نام لایقترین برای پرستش”
خدا وقتی نخواهد عمر دنیا سر نخواهد شد،
گلوی خشک صحرایی به باران تر نخواهد شد،
و تا وقتی نخواهد برگی از کاجی نمی افتد..
و باغی از هجوم داس ها پر پر نخواهد شد،
خدا وقتی نخواهد دانه ای کوچکتر از باران،
گلی بالا رونده مثل نیلوفر نخواهد شد..
و کرم کوچکی…پروانه ای زیبا….و کوهی سخت….
عقیق و شیشه و آيينه و مرمر نخواهد شد….
خدا وقتی بخواهد می شود وقتی نخواهد نه…
گلی بازیچه ی طوفان غارتگر نخواهد شد..
خدا وقتی بخواهد غیر ممکن می شود ممکن….
ولی وقتی نخواهد واقعا دیگر نخواهد شد….
با تشكر از سراينده شعر سركار خانم مريم سقلاطوني

 

4.5/5 - (2 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

27 پاسخ به “رمان تو را باید پرستید”

  1. Sani گفت:

    جلد دوم داره؟؟؟

  2. ازاده گفت:

    @miss maria,

    بسیار سپاسگزارم دوست نازنینم

  3. ازاده گفت:

    @فری فرشته,

    سپاس عزیز مهربون از محبتتون و خواندن رمان من
    امیدوارم ک همیشه سالم باشید و موفق
    و پیشنهادات شما رو هم با گوش جان شنیدم و لذت بردم
    ب خود می بالم از داشتن خوانندگانی چون شما
    پایدار باشید

  4. miss maria گفت:

    عااااااااااااااااااااااااااااااالی

  5. فری فرشته گفت:

    وای هر چی بگم کم گفتم از خوبی و جذابیت رمان منی که هر رمانی جذبم نمیکنه واقعا دوسش داشتم قلم بیسیار بسیار گیرایی داشت اولاش برام کمی خسته کننده بود طبق معمول ی دختر شکست خورده و عاشق و دلشکسته ولی شوکه شدنم اول از پیشنهاد پوریا شروع شد بعد دومین شوک هم شخصیت آروم و ب دور از شخصیتای مرد رمانای دیگه که مغرور و بدون عیب و نقص و پولدار و اینا مخصوصا با اون شکم جلو اومدی پوریا خیلی حال کردم واقعا نمرت بیسته من از دبیرستان تا الان که بیست و چهار پنج سالمه رمان میخونم طوری که هر رمانی جذبم نمیکنه و گذشته از این نود درصد از رمانا رو انگاری بچه ی دوازده تا پونزده ساله نوشته و تعداد قابل توجهی هم پورن نویس شدن ک خیلی خوشحالم ک توی رمان شما خبری از این چیزا نبود من تو سال شاید ده تا رمان شاید کمتر بخونم که واقعا جذبم کنه و لذت ببرم ازش ولی کاش یکم دیگه ادامش میدادی مثلا اتاقاشون یکی میشد و یا یکم از دردسرای دوتا بچه آوردن و مثلا ی چیز کلیشه ای مثه برگشتن نامزد قبلی دختره که یکم خواننده رو بترسونه میدونم یکم کش میاد ولی ب نظر من کمی فقط کمی اضافه میشد عالی میشد ولی بازم میگم رمان خیلی خو بی بود و از خوندنش لذت بردم و چیزای خوبیم یاد گرفتم مرسی ان شاءالله همیشه موفق باشی و شما نگار جان از سایت خوبتون تشکر میکنم و زنده باشی

  6. fatima گفت:

    از خوندن رمان لذت بردم خیلی چیزا ازش یاد گرفتم ممنون از نویسنده رمان بسیاااااااار زیبایی بود وممنون از نگاه عزیز

  7. ليلا گفت:

    سلام
    جالب بود
    يه عاشقانه آرام بود و خيلي هم شبيه به داستانهاي زندگي
    نميدونم چرا بعضيها انقدر تو داستانهاشون اغراق مي كنند
    زندگي هم روتينه و اتفاقات محيرالعقول كه توش نمي افته
    اين سبك رو پسنديدم و از خوندنش لذت بردم واقعا
    ممنون از شما
    و ممنون از نويسنده محترم
    زيبا بود واقعا
    بازم ممنون

  8. علي گفت:

    ببخشيد منظورم قلم خوشگلش بود
    هاهاهاها

  9. علي گفت:

    فوق العاده بود
    شخصيت پوريا رو دوست داشتم
    و البته به نظرم به عنوان يه مرد خيلي خيلي باشخصيت و بافكر بود
    ممنون از نويسنده و قلب خوشگلش
    كاراي بيشتر ازش بذاريد اگه داريد

  10. پرستش گفت:

    سلام
    وااااااااااااااي محشر بود از نظر من
    نه اين كه اسم شخصيت اولشم مثل اسم من بود
    اما در مجموع روون بود و خوب
    جملات هم قشنگ رديف شده بودن
    مرسيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي

  11. ترسا گفت:

    رمان معمولی وخسته کننده ای بود
    به امید کارهای بهتر
    ممنون ازنویسنده

  12. hejran گفت:

    سلام خیلی ممنون بابتت زحماتت نگارجون. میگم رمان ارباب مغرور کی میزارین روسایت خیلی وقته منتظرم

  13. آزاده گفت:

    سلام دوست عزيز و ممنون از قرار دادن رمان من..

    چند تا پيشنهاد و البته ي كم گله داشتم…(اگر بشه رفع بشه ك خيلي عاليه)
    گله اين ك كاش اسم كاملم رو به عنوان نويسنده مي نوشتيد روي جلد رمان و نه آي دي سايتم رو…دوست داشتم اسم خودم روي جلد باشه…

    و پيشنهاد اين ك اگر بعد از صفحه بندي يك نسخه رو براي نويسنده ارسال مي كرديد تا مثلا راست چين و چپ چين نوشته ها رو درست كنه (مثل شكلي ك در صفحم تايپ كردم) براي خوندن خيلي چشم نوازتر مي شد…

    همونطور ك مي دونيد نحوه چينش خطوط و سطر بندي خيلي جذابيت ميده به نوشته…من كمي روي نوع خط و پررنگ و كمرنگ بودن و راست چين و وسط چين برخي جملات دقت ب خرج دادم ك متاسفانه توي صفحه بندي نيست…

    اما تشكر ويژه اين ك واقعا از جلد كتاب راضيم..خيلي پرمحتوا و زيبا شده عزيزم…

    • REZA گفت:

      سلام
      طبق اسمی که در سایت شما دارید طبق اون ما روی جلد میزنیم
      ان شالله سری بعد بگید انجام میشه ما اجرای دستور میکنیم

  14. Eli گفت:

    آاااااااخ ببخشیید. حواسم نبود گذاشتین ^-^

  15. Eli گفت:

    میشه تعداد صفحاتشو بزارید . با تشکر^‍‍‍‍-^

  16. shabnam گفت:

    جالب نبود رمان های جدید که تازه میزارین جالب نیستن رمان های قبلیاتون خیلی قشنگترن

  17. sara گفت:

    سلام لطف کنید رمان دژ کوب از مدیا خانم بزارید ممنون از سایت خوبتون نگاه جان

  18. فهیمه گفت:

    سلام چرا تعداد صفحات نذاشتین قبلا قسمت دانلود خوشگلتر بود الان زیاد جالب نیست با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت