نام رمان : جزای انتقام
نویسنده : شيرين کيومرثي
ژانر : عاشقانه-جنایی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : nilofar.gh و lam.mim
تعداد صفحات کتاب : 297 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 18,762

رمان جزای انتقام روایت زندگی شخصیت هایی است زخم خورده در پی یافتن فرصتی برام انتقام

رمان جزای انتقام
خلاصه:
داستان راجعبه یک دختر و پسر زخم خوردهست، دختر و پسری که چندین سال از بهترین سالهای عمرشون رو پر از سیاهی کردند فقط بهخاطر یک چیز؛ انتقام! این دو نفر دست در دست هم، در یک راه پر از فراز و نشیب قدم میگذراند؛ اما این ته داستان نیست. ته داستان تنها گرفتنِ انتقام نیست.
.
مقدمه:
به نام خدایی که امید است، در اوج ناامیدی.
زندگی پیچیدهترین چیزی است که فرزند آدم هرگز قادر به درک آن نیست، چنان در لحظهای که مطمئن هستی هیچچیز و هیچکس نمیتواند خوشبختیات را بههم بریزد ناگهان بانگ مصیبت به صدا درمیآید. میتوان بخشید، میتوان فراموش کرد تمام روزهای تلخ سختی را؛ اما ممکن است روح انسان آنقدر بزرگ نباشد که بتواند از خیر گرفتن انتقام و سیاه کردن قلبش بگذرد که اگر این چنین بود با ببخش؛ خیال خود را از یک عمر حرص و کینه و نفرت راحت میکرد.
.
قسمتی از رمان :
صدای فریاد بابا کل عمارت رو برداشته بود، یادم نمیاد هیچ وقت صداش تا این حد بلند شده باشه.
سر جام میخکوب شده بودم و نمیتونستم حتی یک میلیمتر هم تکون بخورم. انتظارم زیاد طول نکشید؛
چون در با صدای وحشتناکی به دیوار خورد و من مردی رو دیدم که تنها شباهتش به پدرم چشمهاش بود.
رعشه به تنم افتاد، بابا از چی اینقدر عصبی شده بود؟ عصبی که نه، دیوانه شده بود.
جلو اومد و من حتی نتونستم قدمی به طرفش بردارم. مقابلم ایستاد و چند عدد عکس مقابل چشمهام روی زمین انداخت
و فریادش بلند شد: – اینها تویی تو این عکسها، آره؟ این ها سند بیآبرویی منه؟ تو من رو بیآبرو کردی؟
دیگه صدای بابا رو نشنیدم. نگاهم رو عکسها قفل شده بود، عکسهایی که من بودم، من بودم و یک مرد؛ مردی که…
موهام تو مشت بابا جمع شد و از فکر خارجم کرد. با تمام توانش موهام رو کشید و من به موهایی فکر کردم که هرشب
مهماننوازِ انگشتهای پدرم بود.
– بیچارهت میکنم دخترهی بیآبرو. دیگه تف هم تو روت نمیندازم، برو از خونه من بیرون. هر کاری میخوای بکنی برو پیش
همینها که باب میلت هستن، اینجا جایی برات نیست.
نفهمیدم کی اشکهام جاری شد و به التماس افتادم:

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام رمان خوبی بود ولی خییییییییلی جای کار داشت.
ناپخته بود….جای کار زیاد داره..ولی در هر صورت موفق باشی نویسنده عزیز
من خیلی دوسش نداشتم رمانه لوووسی بود بیشتر تا جالب و هیجان انگیز … ولی جای پیشرفت داره این نویسنده عزیز
سلام رمان خوبی بود ولی خییییییییلی جای کار داشت. انگاری یک فیلم روی دور تند بود. خیلی همه چی سریع اتفاق می افتاد.روی شخصیت ها، موقعیت ها و…. میشد کار کرد
بد نبود