نام رمان : رقیب مرد من
نویسنده : بهاره.غ
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : -
تعداد صفحات کتاب : 186 صفحه پی دی اف، 1067 صفحه پرنیان
تعداد دانلود : 25,912

من زنی هستم که نیستم من! من شکست خورده ام… من رکب خورده ام! این منم؛ سِلْمه!
خلاصه: من زنی هستم که نیستم من! من شکست خورده ام… من رکب خورده ام! این منم؛ سِلْمه! سمله رضایی دختر حاج یونس رضایی. شوهرم! همسرم! همراه و همدم روزهای تنهایی ام… چرا پای رقیبی اینچنین را به زندگی مان باز کردی؟ رقیبی از جنس خودت… و من از خود بیزار شدم. همسرم… عشق جاودانه ی قلبم! زندگی مان را در آتش سوزاندی… و من باز هم از خود بیزار شدم. همسرم… مرد فرانسوی و رویایی من! چه شد آن عشق آتشینت؟ همسرم! عشق اول و آخرم…
معنی اسامی شخصیت های رمان به درخواست دوستان:
سِلمه= صلح و دوستی
یاسین=نام سوره ی سی و ششم قرآن کریم
آرژان=اسمی با ریشه ی فرانسوی به معنی نقره
.
مقدمه: سر انگشت اشاره ام را بر روی شیشه ی بخار گرفته ی اتاقم می کشم. نقش یک قلبِ گریان می گیرد… قلب ترک خورده ی من! از پشت شیشه ی بخار گرفته، سایه ی مردی را می بینم. همان مردی که منتظر آمدنش هستم. دستم را بر روی نقش قلب می گذارم و با دست دیگرم بخار شیشه را می گیرم… او نیست! دستم را از روی نقش قلب بر میدارم. حرارت کف دستم، حرارت درونم… قلبم را از بین برد. مروارید های اشک، قطره قطره از چشم هایم به روی گونه هایم می لغزند و طعم شوریِ تلخی را بر روی لب هایم حس می کنم. رقیب مردِ من… چرا به زندگی ام آمدی؟ رقیبِ مرد من تو رفته بودی… چرا آمدی و آتش به زندگی ام انداختی؟

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام .من دنبال یه رمانم .دختر چاق و دبیرستانی هست.و با یه پلیس سیاه پوش که اطراف مدرسه ماموریت داشت ازدواج میکنه کسی میدونه اسمش چیه؟
سلام من دنبال یه رمان هستم که اسمش یادم نمیاد
(…) لطفا اگه کسی اسم رمان رو میدونه اعلام کنه، مرسی.
سلام. اینجا خلاصه رو بگید شما رو راهنمایی میکنن: https://forum.negahdl.com/threads/244696
سلام خسته نباشید
من اسم رمانی رو که قبلا خوندم یادم رفته موضوعش راجب یه دختره که مادرش ایرانی و پدرش چینی بوده بعد از چند سال خانواده ی پدرش میان دنبالش و ادامه ش هم تو همون کشور اتفاق میوفته
اگه اسمشو بهم بگین ممنون میشم …
@fatemeh,
اسم رمان blue price هست
سلام واقعا و از ته دل شیفته این رمان شدم
کاش امکان داشت تا به یک طریقی با نویسنده ارتباط برقرار میکردم
سلام ..من هم نمیدونم
@وحید مهدوی,
سلام. من نویسنده رمانم. چی شده میخواین رمانمو چاپ کنید؟ :دی
blue prince
@ati,
وای دختر ایول دستت درد نکنه
خیلی وقته دنبالشم جلد دومشم اومده مرسی مرسی گلم
سلام سلام
ببخشید من دنباله یه رمانیم که اسمش انگیلیسی بود و یادم نیس ولی اسمه تمامه شخصیت ها رو یادمه
اسمه دختره پریاس اسمه پسره فرهاد فرهاد فوتبالیسته پریا و دوستش میرن ازش امضا بگیرن و دعوا میشه و خلاصه
فرهاد با پریا صوری ازدواج میکنه ولی بعد از یه مدت عاشقه هم میشنو پریا حامله میشه و عشقه قبلیه پریا میاد به فرهاد شلیک کنه به پریا میزنه و پریا بچه ها رو میاره و قطع نخاع میشه
همون کسی که پریا رو دوست داشته همیشه زنگ میزنه به فرهاد میگه که زنت با منه داره بهت خیانت میکنه وووو….
خدایی خیلی قشنگ بود فقط یادمه نوشته بود به قلم عسل هر چقدرم میزنم نمیاد
توروخدا هر کی میدونه بگهههه مرسی
سلام دوستان.من دنبال دوتا رمان میگردم که قبلا خوندم اما الان هرچی فکر میکنم اسم رمانا یادم نمیاد!! ممنون میشم اگه راهنماییم کنید:
1-اولین رمان: یه پسری به اسم یاسر که خلافکاره و به یاس معروفه.توی ماشین یه دختر مواد جاسازی میکنه و دختری فراری میشه و به باند اونا رو میاره(دقیق یادم نیست ولی فکر کنم همینطور بود) بعدشم عاشق هم میشن.ولی بعدا برای اینکه یاس به خطر نیوفته(دست پلیسا) زیر دست یاس یه گلوله خالی میکنه تو مغز دختره جلوی یاس…
2-دومین رمان: یه دختری که اسمش یادم نمیاد(!) وارد یه باغ بزرگ میشه.باغ عموی پدرش.این دختر از پدربزرگش خیلی وحشت داره و فکر میکنه برادر پدربزرگش هم به همون وحشتناکیه.اولین باره که میاد این باغ چون مادرپدرش و خواهرش اینجا اومدن مهمونی…اسم خواهرش فکر کنم هدیه بود.میخواسته وارد سالن بشه که یه پسر که نوه ی اون عموئه هست میاد و میگه لباست مناسب نیست و میبردش زیرزمین و براش لباس انتخاب میکنه…بعدها که روابطشون ادامه پیدا میکنه همه ی افراد خانواده دوست داشتن اون پسره با هدیه(خواهر دختره) ازدواج کنن اما پدربزرگ پسره اون دختر رو برای ازدواج انتخاب میکنه و دختره چون جرئت مخالفت نداشته و میترسیده از اون عموئه بعد از یه مخالفت شل و ول موافقت میکنه….
#####
مردم تا تعریف کردم یه ذرشو! آخه داستانا کامل یادمه اما اسم رمان و اسم شخصیتا یادم نبود! 🙁 حالا من اینقد دختره پسره کردم شما نخندین 😀
سلام.اولی هیچ وقت دیرنیست.دومی چیزهایی هم هست
اسم رمان اول غلطه
@ترنج, سلام اسم رمان دومین رمانی که تعریف کردین چیز هایی هم هست..هستش
سلام نگاه جون فرزند اتش جلد 2 چی شد؟سایت 98یا کتاب رو گداشته اما فقط می شه انلاین خوندش لینک دانلود نداره لطفا لینک کتاب رو بذار مرسی عزیزم خسته نباشی
سلآم . هنوز تموم نشده تموم شه میذارمش .
سلام شادان جون خسته نباشید اگر امکانش هست رمان مجنون تر ازفرهاد رو بزارین
سلآم . ممنون . متاسفانه اجازه گذاشتن رمانای چاپی رو نداریم .
سلام نگاه جان.ممنون بابت رمان های قشنگی که میذاری.میشه رمان زیتون وبانوی قصه ازbesteروهم نسخه اندرویدبذاری؟
سلام..خواهش میکنم…هردو قبلا گذاشته شده
سلام خسته نباشید….
اسم یک رمانی رو فراموش کردم خلاصش این بود که یک دختری چون با پدرش مشکل داشته برای زندگی میره خونه عموش ،و عموش عموی واقعیش نبوده و خود دختر نمیدونسته..از طزفی عموش عاشقش بوده و نمیدونسته چجوری بگه بهش.
@طلیعه, رمان سرگیجه های تنهایی من از سید آوید محتشم
یک رمانی خوندم که دختر فکر میکنم برای پرستاری وارد خونه ای میشه و پسر یا نوه خانواده بعد یه مدتی متوجه میشه وقتی خارج از کشور بوده از دختری که باهاش دوست بوده بچه داره و اون بچه رو پیش خودش میاره و با کمک این پرستار نگهداری میکنه ازش و….
کسی یادش هست اسم این رمان چیه؟
@pari,
فکرکنم اسمش (از نگاهم بخوان)باشه
نه اسم رمانش این نیست اگر کسی میدونه لطفا کمک کنه؟