. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان رمان مَردِنفرین شده

انتشار توسط shadan
۱۸ خرداد ۱۳۹۵

نام رمان : مَردِ نفرین شده

نویسنده : بهارین

ژانر : ترسناک تخیلی

سطح رمان : حرفه ای

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 185 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 18,752

2/5 - (1 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
مرد نفرین شده
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان مرد نفرین شده داستانی است که با خوندنش دلهره و ترس و رو تو وجودتون تزریق میکنه و البته در این داستان عشق هم هست عشقی دلهره اور ودردناک

رمان مرد نفرین شده داستانی است که با خوندنش دلهره و ترس و رو تو وجودتون تزریق میکنه و البته در این داستان عشق هم هست عشقی دلهره اور ودردناک

رمان مرد نفرین شده

رمان مرد نفرین شده


خلاصه ی رمان:

رمان مرد نفرین شده داستانی است که با خوندنش دلهره و ترس و رو تو وجودتون تزریق میکنه و البته در این داستان عشق هم هست عشقی دلهره اور ودردناک که مَردی نفرین شده و مُرده دچارش میشه، این مَردِمُرده عاشق میشه اما نه یه عشق معمولی یه عشق ممنوعه که هیچ وقت فکرشو نمیکرده دچارش بشه، عاشق میشه عاشق دختری زِنده و این دو تا راه شون از هم جداست و برای رسیدن به هم یا باید اون زنده بشه یا دختر بمیره حالا به نظرتون میشه یه مُرده رو زنده کرد؟؟ و در طول داستان اتفاق هایی میوفته که*…….
زهرا سرش رو تو گوشم فرو برد و زمزمه کرد:هورام نگاه کن اون مرد رو که کنار ستون ایستاده
پوفی کردم گفتم:وای زهرا بیچارم کردی تو از وقتی که اومدیم این مهمونی هی میگی اینو نگاه کن اون و نگاه کن. خسته شدم بابا.
عقب کشید و با خشمی ساختگی تو چشمام زل زد:نه بابا زبون دراوردی.
من:چشماتو برای من اون جوری نکنا.
دوباره حرفش رو از سرگرفت:جون زهرا نگاهش کن.
سرمو با تاسف تکون دادم و گفتم: کو کجاست؟
خیلی ضایع دستش رو دراز کرد و با نوک انگشتش یه مردی و بهم نشون داد که محکم زدم رو دستش و گفتم:ای خدا خفت نکنه. چرا اینجوری نشون میدی؟
ایشی گفت و دستش رو مالش داد.
زهرا:خدا بگم چیکارت نکنه دستم رو شکستی.
من:حقته اصلا من چرا خر شدم و با تو به این پارتی اومدم.من و چه به این کارا.

2/5 - (1 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

19 پاسخ به “رمان رمان مَردِنفرین شده”

  1. Ghazal گفت:

    وای خیلی مسخره بود تا وسط هاش خوب بود ولی هم خیلی اتفاقا میتونست نیوفته هم خیلی اتفاقا میتونست بیوفته یکی از اونا که میتونست نیوفته این بود که زهرا دوستش نمیره خب اینا مگه کاری نکردن زهرا هورامو بیرون کنه میتونستن کاری کنن دوتاشون با هم بیرون بیاین یا مصلا برا چی مامان زهرا هورامو قاتل میدونست اصلا چرا باید هورامو شروین تو اون مهمونی با هم دعوا کنن یا مصلا مگه شروین نگفت دختره رو میگیرم و پدرشو در میارم رمان خیلی نقض ها داشت فاحش ترینش تموم شدنشبود همه چیز داشت کند پیش میرفت که یهو گفت امیر اومد سوگندم اومد بعد سوگند امیرو بخشید با هم به آسمون رفتن خب خیلی کلیشه‌ای بود پس تکلیف هکرام چی شد هادی و هدا اصلا سهراب کی بود امیر چیکار به شوهره داشت که بکشتش این عشق سوزان امیر به هورام چی شد . و……
    در کل همینطور که میبینید جمع بندی کنیم خیلیییی بد میشه

  2. Fati گفت:

    لطفا یه رمان خوب معرفی کنید

  3. Maryam گفت:

    اولش جوری شروع کرده بود که من واقعا مجذوب رمان شده بودم اما در ادامه به معنای واقعی کلمه گند زد به رمان…متاسفم واقعا

  4. سمانه گفت:

    آقا اخرشو خیلی مزخرف تموم شدکلی سوال تو ذهنم گذاشت بعدم هورام چی میشه؟اصن واااای روانی شدم.نویسنده اخرشو بد تموم کرد.بعدم این همه هورامو بوسید عاشقش شد دختره اصن انگار ن انگار؟ شهره رو چیکار داش؟چرا ب مادرش میگف خراب؟اصن واای خل شدم خدایی

  5. مارینا گفت:

    سلام و خسته نباشید به نویسنده این رمان. این رمان با اینکه از لحاظ املایی و دستور زبان پر مشکل بود اما رمان خوبی بود و ای کاش اینجوری تموم نمی شد. به نظرم نویسنده میتونه ادامه ی این رمان رو بنویسه. چون خیلی از سوالهای بدون جواب داره. چرا به مادر هورام می گفت خیانتکار؟ حالا هادی و هدی که دلیل برزخی شدن شون معلوم بود ولی این وسط سهراب کی بود و قضیه ی اون چی بود؟ چرا امیر می خواست شهره رو بکشه؟ و … چون رمان خوبیه به نظرم نویسنده ادامه اش رو بنویسه ممنون می شم.
    با سپاس

  6. آیدا گفت:

    قلم ناپخته و مبتدی
    اصلا اینکه دختره تمام سبک رقص هارو بلده اصلا جالب نبود چون باید با توجه به رمان خصوصیات و اعمال شخصیتا صورت بگیره ولی شخصیتای رمان زیادی لوس بودن رمان جوری بود که حوصله خواننده رو سر میبرد
    به امید برطرف کردن ایراد ها تو رمان بعدیت
    موفق باشی نویسنده عزیز

  7. pari گفت:

    مرسی از رمانت ♥♥♥♥♥♥♥

  8. لیدا گفت:

    سلام میشه رمان دروازه نفرین شده (جلد دوم رمان نفرین تاریکی)رو بزارین هرجا گشتم پیدا نکردم خواهشششش میکنم

    • نیل گفت:

      فک کنم رمان دروازه نفرین شده مربوط به رمان بازمانده از طبیعت باشه جلد چهارمش نیستا ولی خودم نویسندس گفته به اون مربوطه یه جوری تازه در حالا تایپ هم هس
      ولی مطمعنم برا نفرین تاریکی نیس

  9. شقایق گفت:

    موضوع رمان جالب بود منتتای امر اینکه خیلی زود تموم شد،خییییلی جای مانور داشت !

  10. سدنا گفت:

    سلام
    کلیت رمان نسبتا خوب بود مخصوصا حل معماش.ولی قسمتهای عاشقانش قشنگ نبود و داستان کوتاه بود
    ممنون از تلاش نویسنده عزیز

  11. beesaaye گفت:

    ممنون از نویسنده ولی رمانش زیاد جالب نبود خیلی گنگ بود و البته زیادی عاشقانش کرده بود که برای رمانی با این ژانر زیاد جالب نیست

  12. zhraabanoo گفت:

    رمانش جذاب بود به طوری که من دنبال حل معما بودم …..رمان عاشقانه نیست اما بسیار بسیار جذاب …..و اموزنده برای بعضی زوج ها …..با اینکه تخیلی بود قشنگ بود

  13. yasaman گفت:

    سلام چرا هیچ کس درباره این رمانهای ک گذاشته میشه نظری نمیده بابا حداقل میخونینش بنویسین باحال بود بد بود یا ی چیز دیگ تا ماهم ترغیب بشیم بخونیمش

  14. رزالین۱ گفت:

    سلام دوست خوبم رمانت قشنگ بودش ولی یکم زود تمومش کردی و میتونست خیلی بهتر از این هم باش در هر صورت مرسی ل *ذ* ت بردم

  15. Melody گفت:

    پایانش خوشه؟

  16. الناز گفت:

    چرا دانلود نمی شهههههههه

  17. saba گفت:

    خواهشمندم نظر من گزاشته بشه تا بغیه وقتشون تلف نشه فوق العاده رمان چرت و مسخره ایی بود اصلا ارزش خوندن نداشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت