نام رمان : زمهریر
نویسنده : نارینه
ژانر : عاشقانه. اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : ZrYan
تعداد صفحات کتاب : 228 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 28,236

رمان عاشقانه اجتماعی زمهریر روایتگر زندگی چندین خانواده از طبقات مختلف جامعه، با همهی تلخیها و شادیهایشان است.
رمان زمهریر
خلاصه:
شهرزاد، نویسندهی نمایشهای رادیویی است. در باور خود، نمایشنامه زندگیاش عاشقانه است؛
ولی با دادخواست طلاق از طرف همسرش، پرده تلخی از صحنهی زندگی برایش کنار میرود.
حال او مانده با پایان تئاتر زندگیاش، باورهایی که همچون سراب با آنها روبهرو شده است…!
وقتی در زمهریر زندگی، عشق رنگ میبازد، امید دوبارهای به شکوفایی و ماشُدن است؟
زمهریر روایتگر زندگی چندین خانواده از طبقات مختلف جامعه، با همهی تلخیها و شادیهایشان است.
.
مقدمه:
این زندگی، همهاش نمایش است!
آن هم به وقتِ عاشقانههای تلخ زمهریری.
اف.ام ردیفِ متضادِ مگاهرتز.
این جا، شهر واقعیت، سرزمینهای هزاررنگ است.
شنوندگان عزیز و گرامی!
شبتان خوش و آرام.
من، شهرزاد، همراه همیشهی شما با پردهای دیگر از نمایشنامه زمهریر در خدمتتان هستم.
.
قسمتی از رمان :
ساعتها به برگهی سفید زل زده بودم تا تو بیایی.
از صبح که در سرمای زیر صفردرجهی تبریز از خانه متواری گشتهام، کاغذ مچالهشدهی ته کیفم،
سنگینی هزاران تُن آهن را بر شانههای لاغرم انداخته است.
با یک لایه نازک مانتوی سبز بدرنگ، زیر باران، فقط قدم میزنم تا آتش درونم را خاموش کنم.
کلمات، فقط چند حروف نیست که کنار هم جمع میشوند، آنها قدرتی به ویرانگری یک طوفان دارند!
شال سیاهم، موهای رنگشدهام را نمیپوشاند؛ باران سرد آخر پاییز، تمام جانم را به آتش میکشد.
خودم را به زیر سقف شیروانی ساختمانی نیمهکاره میرسانم، باران روی سقف مثل موسیقیِ
وهمآورِ طبالهای عزاداری است.
گوشها اندام مهمی در بدن انسانها هستند. آنها توان شنیدن آواهای بیرونی را دارند؛
مثلا آوای دهل و ساز عروسی را حتی از دورترین فرسخ ها هم میتوانند بشنوند؛ اما
آنها توانایی شنیدن آوای درونی، مثل شکستن قلبها از غم و درد را ندارند.
به دریای خاطراتم که رجوع میکنم، چیزی جز طوفان و تاریکی نصیبم نمیشود. انصاف
نبود در این جنگ نابرابری که با “من” وجودی میکنم، دستاوردم فقط یک پوچ بزرگ باشد.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
من رمانهای خوب و آبکی خوندم ولی این رمان جز خوبهاش بود.بین این همه رمان آبکی و تکراری یه چیز جالب و قشنگ بود. عالی بود ولی دلم میخواست یه کم بال و پر بیشتری میداشت.انگار که یه فسنجون عالی میخوری فقط یه کم رب انارش بیشتر میشد بهشتی میشد
سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز
واقعا داستان قشنگی بود نویسنده رمان نابی رو طراحی کرد لحظه به لحظه اتفاقات داستان واقعا منو متعجب و شوکه میکرد این رمان طوری نوشته شده بودانگار دارم فیلم میبینم همه چیزش جلو چشمم بود فوق العاده بود احسنت به ذهن خلاق نویسنده براوو.
خیلی غم انگیز بود واقعا .ادم راحت میتونه با شخصیت دختر ارتباط برقرار کنه .رمان خیلی خوبی بود کاش جلد دوم داشت
نارینه جان دمت گرم این رمان رو می تونستی چاپ کنی خیلی لذت بردم قلمت رو دوست داشتم تک تک حوادث رو تونستم مجسم کنم لطفا بازم بنویس
سلام.دستتون درد نکنه نویسنده عزیز.خیلی خوب نوشتین.فقط اگه تکلیف شهرزاد و کامل مشخص میکردین که یا کامل دل از ارس میکشه یا میبخشدش بهتر بود .چون به نظر میاد هنوز ته دلش بهش حسی داره.کاش جلد دومش و هم بنویسین چون با این سبک نوشتتون هنوز جا داره که داستان و تو یه جلد دیگه هم ادامه بدین.دوست داریم دوباره نوشته هاتون و بخونیم.موفق باشین
نارین
قلمت خیلی خوبه و هر روز بهتر میشی
خوندن قصه زندگی شهرزاد لذت بخش بود
ممنونم ازت
با سلام خدمت همه عزیزانی که رمان رو خوندن و با نگاه پر مهرشون برام کامنت گذاشتن، گفتم چند نکته رو بگم. وقتی که شروع به نوشتن تو ژانر اجتماعی کردم و تحقیقات زیادی که در اطراف و حتی همسایه های خودم داشتم، استارت اولیه رمان رو زدم، عشق های که بی سرانجام می موندن و حتی آخرش با طلاق یا مرگ منجر میشه، همه تلاشمو کردم تا رمان روال منطقی داشته باشه، در مورد شخصیت شهرزاد که یه دختر سنتیه با همه وابستگی ها که به خانواده داره، پس بخشیدن و برگشتنش هم طبیعی بود. راستش پایان تلخ رو در نظر داشتم ولی گفتم بزارم طعم خوش هم داشته باشه، زمهریر قصه قهرمان پرور نبود، زندگی یه خانواده عادی تو دل یه جامعه سنتی بود.
امیدوارم نواقص رو با نگاه پر مهرتون ببخشین، به دیده یه نویسنده که در حال تجربه کردن نگاه کنین…نارینه
سلام
رمان خوبی بود ولی حقیقتش در اون حد عالی که انتظار داشتم نبود!!
الان همه ی رمان ها درمورد خیانته…
ای کاش یه رمانی بنویسن که با خوندنش به این باور برسیم که هنوز عشق و اعتماد و خوشبختی وجود داره ! 🙂
محشر بود.با تشکر از نویسنده عزیز.اگه میشه رمانهای دیگه ی نویسنده رو معرفی کنید.ممنون از سایت خوبتون!☺
قلمش خوب بود ولی خب هنو جای کار داشت!!خو چطور ی دختر میتونه ب این راحتی بیخیال تهمتهایی ک عزیزترین کساش بهش زدن بشه هنو رمان میتونست ادامه ویدا کنه و اخرش بهتر تموم بشه ولی در کل رمان خوبی بود
رمان دوست داشتنی بود ولی اون عشق بی منطق شهرزاد و نامردی های ارس واقعا حرص ادمو درمیاورد
سلام؛ رمان زمهریر پره از فراز و نشیب های دل نشین. اتفاقاتی که توی جامعه مشهوده و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد. این رمان میتونه چشم و گوش خیلیا رو باز کنه و کمک حالشون باشه.
قلم نارین عزیز عمق خاصی توی ذهن مخاطب ایجاد میکنه و باعث درگیر مخاطب با نوشته ها میشه. هر لحظه با هر صحنه ادم رو درگیر خودش میکنه و این باعث لحظه های لذت بخشیه که با خوندن رمان حس میشه.
زمهریر رمانی متفاوت و خاصه که هر خواننده ای نمی تونه اونو دریافت کنه و نیاز به تفکر و تمرکز داره.
شدید پیشنهاد میشه تا این رمان بی نظیرو همراه با قلم قوی و روان نارین بخونید.
امیدوارم بازم با این قلم قوی ، بنویسید.
سلام رمان زیبایی بود ؛ ایا جلد دوم هم داره ؟؟؟
سلام .واقعا زیبا بود.بعد از مدتها یه رمان خوب خوندم.متشکرم از نویسنده عزیز.
واقعا زیبا بود.و ارزش اون همه مدتی که طول کشید داشت.خیلی خوب نوشته شده بود
سلام.. ببخشید من یه سوال داشتم، چند روزه که فرمت apk مشکل داره مثل اینکه.. من هرچی رمان با apk میخوام دان کنم نمیشه!! دلیل خاصی داره یا سرور مشکل داره؟
سلام. نه دوست عزیز لینک ها مشکلی ندارند. الانم تست شد و دانلود شد.
خیلی عالی بود.قلمت پایدار و پاینده و موفق باشی نارینه جان❤لطفا بازم برامون بنویس
زمهریر مثل بچه ای بود که توی زمان نوشتن رشد می کرد،من اثر قبلی این نویسنده رو مطالعه کردم شاهد تلاش و زحمتش برای پیشرفت قلم هم بودم برای همین میگم زمهریر یه چیز دیگه ست،سبک نوشتن رمان سنگین بوده و این خاصش می کنه چون توانایی بالای قلم نارین عزیز رو نشون میده،من واقعا لذت بردم جوری که فکر میکنم بر خلاف صفحه های کمش عمری گذشته تا تموم بشه،امیدوارم همه مثل من با دیدی بی طرفانه زمهریر رو قضاوت کنند!
خسته نباشی نارین جان قلمت پایدار و موفق
سلام به نویسنده عزیز و گرامی نارین مهربون خودم
تبریک میگم نارین جون مهربون . هم به خودت هم به قلم پر از احساس و لطیفت
خیلی خوشحال شدم که برای چندمین بار اسم قشنگت رو روی صفحه می بینم و باز شاهد موفقیتی دیگه از شما هستم . بهترینها رو براتون آرزو دارم
خسته نباشی گلم . م . م
سلام به نویسنده عزیز رمان خوبی بود جاهایی از رمان اشکم دراومد قلمت دوست داشتم ای کاش یکم بیشتر ادامه میدادی دوست نداشتم تموم شه قلمت سبز.
سلام من چجوری میتونم حساب کاربریم رو در نگاه دانلود پاک کنم؟؟؟
سلام. چنین چیزی امکانش نیست؛ شما میتونی دکمه خروج رو بزنی و دیگه وارد انجمن نشی.