. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان سطح زیرین زندگی

انتشار توسط نگاه
۸ بهمن ۱۳۹۴

نام رمان : سطح زیرین زندگی

نویسنده : نارینه

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 102 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 11,405

1/5 - (1 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان سطح زیرین زندگی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

این رمان تصویری دیگر از زندگی به ظاهر معمولی اطراف ، کاملا متفاوت رو به قلم میکشه آشنایی قدیمی و شروع باز شدن رمز و راز های گذشته و قدیمی

این رمان تصویری دیگر از زندگی به ظاهر معمولی اطراف ، کاملا متفاوت رو به قلم میکشه آشنایی قدیمی و شروع باز شدن رمز و راز های گذشته و قدیمی

رمان سطح زیرین زندگی

رمان سطح زیرین زندگی

خلاصه:
باران سالهاست که تنهاست…با برادرش….شبیه دخترهایی اطرافمان نیست…یاور زنان ایدزی….با مردان….کودکان ولگرد…همسایه کامیاری می شود که نابغه است… باسحر….اینها در گردونه …زندگی…باهم روبرو می شوند…. و فرهاد که آشنایی قدیمی باران است…

سالهاست دنبال آرامشم…دستهای سردم را بگیر….. و مرا از تاریکی به روشنایی ببر…داستانی که میان سرمایی دردها و غمها باعشق ومهربانی تولدی دوباره میشود..زادن دوباره از خاکستر وجودی چون ققنوس…داستانی متفاوت با هر آنچه خواندید…و رازهایی که در انتها باز میشوند…پایان خوش

.

قسمتی از رمان:

..زمستان سردی است؛یخ همه جای سطح زمین را فرا گرفته.نور لامپ های رنگی به خیابان جلوه دیگری بخشیده است..سرما از میان لباسهایش به درون بدنش نفوذ وبه لرزش انداخت…صدای قدمهای را از پشت سرش حس می کرد…پیج خیابان را رد که کرد ..گوشه خیابان پناه گرفت…سایه های دراز روی زمین افتاده…صدای پچ پچ شان را می شنید..صدا که نزدیکتر شد..ضربه ای محکم به یکی از آنها وارد کرد…نعره مرد به آسمان رفت….چرخید و پنجه بوکس را به سینه مرد دیگر کوبید…جوان غافلگیر شده بود ..روی زمین افتاده…وناله می کرد…سیگاری روشن کرد وبند بارانی سیاه رادورش محکم کرد…قرمزی سیگار در تاریکی شب شعله می کشید.کوله را بر دوش انداخت ودر تاریکی نیمه شب دور شد
…حاجی می خندید…دستی بر ریشهای جو گندمیش کشید…..به سینه باند پیچی شده پسرش نگاه میکرد:-
کامیار واقعا طرف زن بود..
کامیار از درد چشمانش را تنگ کرد:-نخندد آقاجون..دختره سلمان را همچنان زد که فک کنم تا فردا هم رو به راه نمیشه..
تا شما باشید نصف شبی تو خیابون ولو نباشید…..
-ولی نامردی زد مگه نبینمش……

.

مقدمه
آشیانه….
دل نبندید به این خوابها
به این پنجره های بسته
و به این باران
که همیشه می بارید
و بر خیزید
ودستی برای آسمان تکان دهید
صدای آفتاب
و برای آن پر ند های مهاجر
که هنوز در ذهن ما آشیانه دارند…….
قضاوت کردیم انسانهای دردمند را
دل نمیدهیم به دلهایشان
زشت وکثیف میخوانیمشان
بادیدنشان میگریزم
وچه ناعادلانه….
چه زمزمه ها…
وچه طعن ولعن ونفرینها…
نمی گویم پشت سرشان…
بیایید مهربان باشیم و فقط اندکی درنگ…
اندکی مهر…
اندکی عشق…
نثارشان کنیم…
باران باشیم …
بی منت بباریم…

1/5 - (1 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

12 پاسخ به “رمان سطح زیرین زندگی”

  1. النا گفت:

    داستان رمانو دوست داشتم جالب بود وکلیشه ای نبود فقط یکم اولای رمان ادموگیج‌میکنه و یکمم رمانش کوتاه بود ومیتونست خیلی خیلی بهترباشه چون نویسنده قلمشون خوب بود داستانی که انتخاب کرده بودنم همینطور.. نویسنده عزیز امیدوارم توکارهای بعدیتون سعی کنین مسائلوبازکنین واز اینکه رمانتون طولانی ترشه نترسین….

  2. Dokhi _difooneh گفت:

    رمان قشنگی بود

  3. yas گفت:

    سلام.اسم رمان شهربازی است

  4. Maryam گفت:

    سلام کسی اسم این رمانو میدونه ؟؟یه رمان کوتاهه یه دختره اس ک تو پارتی یا جشنی فک کنم میبینه نامزدش یا کسی ک دوستش داشته بهش خیانت میکنه فک کنم همون شبم با یه روانشناس تصادف میکنه و تحت نظرهمون درمیاد و عاشق هم میشنو باهم نامزد میکنن ولی نامزدیشون بهم میخوره ک یادم نمیاد چرا کسی اسم این رمانو میدونه؟نگاه جون تو میدونی از همین سایت هم دانلودش کردم اگه اشتباه نکنم

  5. masomeh گفت:

    سلام نگاه جون مرسی اززحمتهایی که برای سایت میکشی ولی توروخدا یه رمان خوب که تکراری نباشه بزار چند وقته رمان خوب نخوندیم مرسی

  6. maryam گفت:

    دوستان اسمش چیه.رمان حتی تو پارک بهش میگه دوستتت ندارم

  7. maryam گفت:

    سلام من به دنبال رمانی هستم که دختره نخبه ی ریاضی هستش ودوتا بردارداره وخانواده اش براش اهمیت نمیدن وبردارش یکی دوست داره که دختره خودکشی میکنه بعد برداردختره ازدخترداستان انتقام میگیره ودختره میفهمه ومیره خارج …. اسمش چیه

  8. shabnam گفت:

    جالب نبود

  9. malihe Taheri گفت:

    سلام
    دنبال رمانی بودم با این داستان ک دختره از شوهرش ک از ی خونواده مذهبی بوده جدامیشه بعد ی جا مشغول میشه ک پسر صاحب کارش باهاش خوب نیست همیشه اذیتش میکنه بعد مجبور میشه با پسره ازدواج کنه پسر هم قبلا عاشقش بوده ک دختره بهش توجه نمیکرده پسره هم اذیتش میکنه پدر شوهر قبلش هم بهش پیشنها بی شرمانه میده
    میشه اسم رمان رو بگید من یادم رفته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت