نام رمان : سوگند شکن
نویسنده : الناز حاجیان
ژانر : اجتماعی،عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 162 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 11,353
رمان سوگند شکن قصه داشتن صبر بسیار برای نرم کردن قلبی سنگی است
خلاصه داستان:
در مورد سه تا آدم که زندگیشون مثل یه زنجیر بهم پیوسته شده یه دختر زیبای شرقی و یه پسر عاشق و یه مــــــرد که نقابی از غرور و سردی باطن پر رازش رو پوشونده مردی که میتونه برای هر دختری آرزو باشه همون مردی که باید با اسب سفید بیاد و بانوی خودش رو به قصر ببره اما این مرد نافذه ، اونقدر که پا گذاشتن به قصرش یه قلب صبور میخواد یه دل پر جرئت…
.
مقدمه:
سوگندی بستم ازجان و دل
سوگندی به بزرگی دریا
به وسعت صحرا
شکسته شدسوگند مقدس
ولیکن من میروم راه عشق را
تا این نفس خسته پابرجاست
تاخون در رگهاست
من میمانم پای این سوگند
تا آنروزیکه درگوشم خواندی
درقانون سوگندشکن هاعشق،ممنوع ست!
(نویسنده)
.
قسمتی از داستان
نگاه منتظرمادرمدام درسالن شلوغ ميچرخيد. به گلهاي در دستش نگريست به محض بلندکردن سرش پسرش راديدوبي هيچ تلاشي براي محاراشکهايش با قدم هايي بلندبسمت عزيزترين کسش رفت.
ارشياخود را از آغوش مادرش بيرون کشيدوگفت:
ميبينم که مادموازل کياني روزبه روز زيباتر ميشن. من پسرتم ياپدرت؟ خانم کياني مستانه خنديدوگفت: توعزيزمني.حالاشيطوني رو بزار کنار که کلي مهمون منتظرتن جناب مهندس.
– مامي مگه من نگفتم وقتي ميام خستم؟الانم اول بايدجايي برم.
– شوخي کردم نورچشمم فقط خالت اينان.بخاطرتوراضيشون کردم نيان استقبال.مهسابامن اومداما نيومداينجا. تو ماشين .
حالاديگربيرون ازفرودگاه بودند.ارشياروبه مادرش گفت: شما لطف کنيد بريد چمدوناروهم ببريدمن خودم باتاکسي ميام اوکي؟
.
برای دانلود این رمان در فرمت دلخواه به باکس دانلود مراجعه کنید.
.
نگاه منتظرمادرمدام درسالن شلوغ ميچرخيد. به گلهاي در دستش نگريست به محض بلندکردن سرش پسرش راديدوبي هيچ تلاشي براي محاراشکهايش با قدم هايي بلندبسمت عزيزترين کسش رفت.
ارشياخود را از آغوش مادرش بيرون کشيدوگفت:
ميبينم که مادموازل کياني روز به روز زيباتر ميشن. من پسرتم ياپدرت؟ خانم کياني مستانه خنديد و گفت:

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام دوستان… ممنون از نظراتتون..
مرسی نگاه جون از سایت خوبت
من هر وقت بخوام رمانی بخونم. اول سرچ میکنم و همش امیدوارم رمان مورد نظرم رو سایت شما باشه..تا نظر دوستان رو بخونم..این نظرات خیلی تو انتخاب و خوندن رمان بهم کمک میکند..
ممنون از همه دوستانی که نظراتشون را می ذارن….
سلام نگاه جون-بی زحمت بنویس پایانش تلخه
چشم
خوف بودش دستت مرسی نگاه جان
خواهش
کاش میگفتید که پایانش تلخه.من اصلا رمان ناراحت کننده دوست ندارم
سلام مرسی از زحماتت ولی ای کاش مینوشتین پایانش تلخه
خسته نباشی نگاه جون
Salam negah jon.jelde 2 roman sedaye eshgh key miad???!!
هر وقت تموم شه واجازه بدن هنو تموم نشده
سلام واقعا سایتتون عالیه خیلی دوست دارم میشه رمان ما شه نفر…… رو هم بذارید؟! ممنونم
اجازه بدن چشم
پایانش تلخه:-(
پایانش چه طوره؟
سلاااااااام
میشه رمان عشق یا عذاب رو بزاری؟جلددوم تب نگاهت هستش
ممنون میشم
سلام…هنوز تموم نشده..خواهش میکنم
سلام نگاه جان واقعا خسته نباشی…رمان هایی که میزارید قشنگه اما بعضیاش زیادی کل کل داره و خسته کننده میشه با عرض معذرت مثل رمان وصیت سرنوشت ساز و شوخی شوخی عاشق شدم…خواهشا سلیقه افرادی مثل من که رمان کل کل دوست ندارن رو هم در نظر بگیر…قسمت دوم رمان کی فکرش رو میکرد رو کی میزارید؟
سلام..من اونچه نوشته میشه رو میگذارم یا درخواستی من که نخوندم نمیدونم محتواش چیه.. هروقت تایپش تموم بشه
سلام نگاه جون..من دارم رمان مينويسم وديگه ميشه گفت آخرشه!!! من اگه بخوام رمانم معروف بشه بايد چيكار كنم….. مرسي از سايت خوبتون
سلام فایل notepadرمان رو به همراه خلاصه وعکسایی که میخوای جلد ازش بسازم برام ایمیل کن تا برات بسازمش
سلام عزيزم.ميشه لطفا اندرويد رمان سفيدبرفي رو بذاري؟اصلا پيداش نميکنم.مرسي ازت.خسته نباشي
سلام..گذاشتم…خواهش میکنم..ممنون
سلام نگاه جون
خسته نباشيد…
ميشه رمان پوكر رو در سايت قرار بديد؟؟؟
ممنونم
سلام اجازه ندادن دوست عزیز
قشنگه.مرسی از نویسنده
خواهش میکنم
میشه رمان لالایی بیداری رو بذارید
نویسنده میخواد چاپش کنه وازاینترنت برداره اجازه نداد
سلام مرسی از زحماتت
سلام..خواهش میکنم…