. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان شراره ی عشق

انتشار توسط نگاه
۳ بهمن ۱۳۹۳

نام رمان : شراره ی عشق

نویسنده : پریسابیات

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد دانلود : 57,763

3.5/5 - (4 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان شراره ی عشق
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان درباره ی دختریست  که بسیار شیطون و سرزنده است وزندگی خوب وارامی دارد ولی زندگی ارام این دختر با رفتن به دانشگاه به هم میخورد

داستان درباره ی دختریست  که بسیار شیطون و سرزنده است وزندگی خوب وارامی دارد ولی زندگی ارام این دختر با رفتن به دانشگاه به هم میخورد

 

 رمان شراره ی عشق

رمان شراره ی عشق

حالا میریم سرخلاصه داستان:
داستان درباره ی دختری به نامِ پریاست که بسیار شیطون و سرزنده است وزندگی خوب وارامی دارد ولی زندگی ارام این دختر با رفتن به دانشگاه به هم میخورد واین دختر برای پرداخت بدهی پدرش مجبور میشود با استاد دانشگاش که پسر یکی از دوستایِ پدرشِ است که از قضا دشمن پریاست به مدت یک سال به صورت صوری ازدواج کند ولی توی این ازدواج اتفاقاتی می افتد که ………….پایان خوش

مقدمه:

من مرغ آتشم
می سوزم از شراره ی این عشق سرکشم
چون سوخت پیکرم
چون شعله های سرکش جانم فرونشست
آنگاه باز ازدل خاکستر
باردگر تولد من
آغاز می شود
ومن دوباره زندگی ام را
آغاز می کنم
پر باز می کنم
پرواز می کنم

 

3.5/5 - (4 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

38 پاسخ به “رمان شراره ی عشق”

  1. غزال گفت:

    سلام
    اولش همه چیو خوب شرح میدم، که خسته کننده میشه
    آخرای رمان که میرسعذانقدر خلاصه و مختصر به نتیجه رسید و جمع بندی کرد که هنگ موندم.
    فصل آخرش بعد از سفر شمال خیلی همه چیر یهویی اتفاق افتاده…
    معلومه که نویسنده فقط خواسته یه چیزی رو سرهم بندی کنه

  2. shabnam گفت:

    قبلا خوندم قشنگه

  3. پردیس گفت:

    فعلا اولای رمانم…
    جمله سازی های نویسنده زیاد تعریفی نیس بعدبعدکردناشم خیلی رو اعصابه…!
    یعنی ارزش داره بقیشم بخونم؟منکه پشیمون شدم از دانلودش..

  4. سارا گفت:

    سلام دوستان
    رمان خوبی بود ارزش خوندنو داره
    اما اولاش زیاد همه چیزو شرح میداد ظوری که اولاش کمی قلم ناپخته بود ولی به مرور داستان پخته تر میشد مخصوصا جایی که پوریا معتاد شده بود
    با تشکر از نگاه جون

  5. ترلان گفت:

    Slm link kharabe dl nemishe

  6. سحر گفت:

    سلام وخسته نباشید میگم خدمت نگاه عزیزم…رمانش خیلی خسته کننده بود خیلی وارد جزءیات شده بود و کوچکترین حرکتی رو نوشته بود..مث برداشتن کیف..بستن در.پوشیدن کفش..من که تا نصفه خوندم و دیگه ادامه ندادم چون خیلی خسته کننده و بی روح بود..امیدوارم در رمانهای بعدی این نویسنده این اشکالات برطرف بشه…با تشکر از سایت خوبتون

  7. عارفه گفت:

    سلام لطفا در نوشتن تاریخ روز پایان دقت کنید تاریخش مال یکم اسفند 1393 هست که هنوز نیومده !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  8. آتریسا گفت:

    سلام نگاه جون میخاستم یه پیشنهاد بدم توی یه قسمت از سایتت یه نظرسنجی بزن که کدوم رمانای که خوندین قشنگتر بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟شطوربو؟میدونم بابا تکراری بود ولی امکانش هست عملی کنین تاما هرچرت پرتی نخونیم واللله!!

  9. سهیلا گفت:

    رمان جذابی نبود..طرز بیان نویسنده ب هیچ وجه خواننده رو جذب نمیکرد…

  10. mina گفت:

    سلام نگاه جاااااان
    ممنون از رمانای خوبت
    رمانش خیلی تقلید داشت به خصوص از رمان قرار نبود
    ولی به هرحال خوب بود ممنون

  11. ندا گفت:

    شرمنده ممنون از نویسنده که زحمت کشیدن ولی واقعا بد بود

  12. dandelion گفت:

    سلام واسه چی هرکاری میکنم دانلود نمیشه

  13. مهدیه گفت:

    قلم نویسنده خیلی ضعیف بود
    بعد اینه را باز کردم ،بعد اینه را بستم ،بعد ریمل زده،بعد …..
    انگار رمان نوشتن واسه نشون دادن لباس و ظاهر

    چندصفحه بیشتر نتونستم تحمل کنم

  14. zahra گفت:

    به نظر من قلم نویسنده خیلی ضعیف بود. یه نویسنده باید دستور زبان فارسی رو به خوبی یاد داشته باشه. توی کتاب یه جا نوشته بود (در رو ) و یه جا نوشتی ( خبر را که گرفتی ) عزیزم تکلیف خودت رو مشخص کن یا از زبان محاوره استفاده کن برای رمان مناسب تر هستش یا کتابی بنویس. در ضمن کفش های ال استارم، نه مفش ال استارهایم. طبق دستور زبان فارسی هسته گروه اسمی که کفش هست جمع بسته میشه، نه مضاف الیه. این نظرات من بود امیدورام نویسنده ناراحت نشه. درضمن موضوع ازدواج با استاد به خاطر پول کمی تکراری شد.

  15. Mahla گفت:

    من فعلا20درصدشوخوندم طرز نوشتنش که جالب نیست.بعدشم اخه تو کدوم دانشگاهی زنگ تفریح میزنن!!!!!!!!

  16. راضی گفت:

    سلام .نویسنده عزیز اگه سعی کنی رمان هاتو به زبان عامیانه بنویسی فکر کنم خوانندهی بیشتری داشته باشه .درمورد یه چیز یا کاری که پریا میخواد بکنه مثلا لباس پوشیدنش خییییلی وارد جزئیات میشی .مثلا اینا برداشتم ان راگذاشتم ……ممنون از نگاه جون ونویسنده عزیز

  17. آرزو گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشی دست نویسنده هم درد نکنه ولی رمان جذابی نبود نسبت به دیگه رمانا

  18. ریحان گفت:

    سلام نگاه عزیزم.خسته نباشی…..چرا در قسمت سرچ که میرم بهد از پارد کردن رمان مورد نظر وارد سایت مه تیک می شود؟؟؟من نمیتونم رمان مورد نظرمو پیدا کنم….

  19. shima گفت:

    اهل توهین کردن و اینا نیستم و میدونم هرچی باشه نویسنده زجمت کشیده و گرنه میتونم به اندازه صفحات ازش ایرادای بزرگ و کوچیک در ارم!
    امیدوارم در اینده کارای بهتری ببینیم و همچنین فارغ از اشکالا ا ا ا ا ا ا ا ت کتاب برای دونستن خودتون میگم که دانشجوها ترم اول حق انتخاب رشته ندارند و خود دانشگاه کلاسای اونارو تعیین میکنه!!!!

  20. فرینا گفت:

    سلام نگاه جان میخواستم بگم سایت خیلی قشنگی دارین و رمان هاتون هم بسیار قشنگه ولی نمیدونم چرا جدیدا این قد کیفیت رمان هاتون اومده پایین امیدوارم این مشکلم بزودی حل بشه

  21. ghazal گفت:

    بد نبود اما بنظرم همش تقلىد از قرار نبود پور اصفهانى بود

  22. شانی گفت:

    رمان بانمکی بود…ولی ماجرای خواستگاریش خیلی به چشمم آشنا اومد.نظر شما چیه دوستان؟

  23. نوشين گفت:

    سلام دوستان
    رمان قشنگي بود توصيه ميكنم حتما بخونيد

  24. BASIRA گفت:

    تازه دانلود کردم………………

    امیدوارم زیبا باشه…………….باتشکر

  25. kimia گفت:

    نخونده ته شو میدونم فقط امیدوارم کل کل هاشون جالب باشه

  26. شیرین گفت:

    سلام خسته نباشی نگاه جون من تازه دانلود کردم امیدارم اینم مثل همه ی رمان های داخل سایتت زیبا باشه!امکانش هست رمان منشی مدیر و هم بذاری؟بازم ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت