نام رمان : شروعی دیگر
نویسنده : فاطمه زهرا ربیعی
ژانر : عاشقانه. درام
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : *بانو بهار* . Aster
تعداد صفحات کتاب : 527 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 32,319

این رمان روایت یک اتفاق است اتفاقی که زندگی را زیر و رو می کند یک اتفاق در خاص ترین روز زندگی روز عروسی
رمان شروعی دیگر
خلاصه:
داستان راجع به یه دختره، دختری که روز عروسیش اتفاقی میافته که کل زندگیش از این رو به اون رو میشه،
دختری که تا اون روز معنی درد و غم رو نمیدونست، حالا با این اتفاق غم با زندگیش عجین میشه؛ ولی قرار
نیست این تغییرات تو زندگیش همیشگی باشه، قرار نیست غم شریک لحظه لحظه ی زندگیش باشه؛ اما…
آیا دختر قصه میتونه از پس این فاجعه بربیاد؟
باز هم صدای خندهاش گوش فلک رو کر میکنه؟
باز هم چشمای غمگینش ستاره بارون میشه؟
باز هم قلب یخزدهاش گرما رو حس میکنه؟
.
مقدمه :
گاهی اتفاقی میافته که از زندگی خسته میشی.
میگی ایکاش اصلا پا توی این دنیای بی رحمِ نامرد نمیذاشتم.
میگی ایکاش همین لحظه یه اتفاقی میافتاد و این زندگی لعنتی تموم میشد.
میگی ایکاش خدا منم ببینه و ببره پیش خودش، تا از شر این دنیا و آدماش راحت بشم.
ولی از قدیم گفتن :«در رو یه پاشنه نمیچرخه.»
زمانی میرسه که از تمام گفتههات پشیمون میشی.
زمانی میرسه که میگی خدایا اشتباه کردم، دلگیر بودم از دست دنیات و از سرِ ناراحتی اون حرفا رو زدم، تو نشنیده بگیر.
نشنیده بگیر؛ چون دلم نمیخواد، دل از این دنیات بکنم.
نشنیده بگیر؛ چون دلم نمیاد، کسایی که دوسم دارن و دوسشون دارم و تنها بذارم.
تحمل دوریشون و ندارم؛ حتی فکر لحظهای دور موندن ازشون عذابم میده.
نشنیده بگیر؛ چون دلم میخواد دوباره شروع کنم.
پشیمونم از تمام گفتههام، پشیمونم.
و این پشیمونی چقدر شیرینه!
.
قسمتی از رمان:
*پانیذ*
با صدای دستیار آرایشگر که میگفت :«داماد اومد» بلند شدم و به کمک مامان شنلم رو پوشیدم و به طرف در خروجی آرایشگاه رفتم.
با هر قدم قلبم تندتر از پیش میزد، هیجان داشتم، دستام عرق کرده بود و لرزششون رو به خوبی حس میکردم.
مهران پشت به من ایستاده بود و سرش رو پایین انداخته بود.
نفس عمیقی کشیدم و به سمتش قدم برداشتم.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام …کسانی که رمان خون حرفه ای هستن و در سن مقبولی به هیچ وجه توصیه نمیشه این رمان رو بخونن…یه رمان فانتزی و کلیشه ای و بچگانه! رمان انلاین دیگر این نویسنده البته اگه خونده باشید متوجه میشید قلمش پیشرفت کرده اما در سوژه و بنیان های اجتماعی و تربیتی حرفی برای گفتن نداره هیچ بلکه بدآموزی داره! زاویه دید هم همگی در یه حد هستن!شخصیت پردازی ها که خوب در نیومدن!نه ارسلان و شاهرخ نه حتی مهران! ارسلان که بیشتر دختر بود تا پسر با دیالوگ هاش! مهرانم کلا از اون ور بوم افتاده،یه هو تغییر شخصیت ته داستان! و شاهرخم که نگیمم… بیشتر از همه چیز اون کلمه حوری که دختر داستان موقع عروسیش استفاده کرد باعث شد بفهمیم با چه تیپ داستانی روبرو هستیم.بنده ۱۰یا ۲۰ درصد داستانم نخوندم از اول و وسط و آخر اما توصیه نمیکنم! مرسی
سلام دوستاناصلا دلم نمیخواد با تعریفای الکی باعث بشم کسای دیگه ای هم وقتشون رو تلف کنن پس بهتره رک بگم و از این بابت از نویسنده محترم عذر میخوام به نظر من رمان فوق العاده مسخره و بچگانه ای بود البته منکر این نمیشم که قلم نویسنده عزیز خوبه و با مطالعه و تمرین و ممارست میتونن رمان های خوبی ارائه بدن و در میان رمان های خواندنی حرفی برای گفتن داشته باشن
من نمی دونم ما تو یه دنیای دیگه ایم یا این نویسنده ها از فضا اومدن.تو جامعه ایران کدوم پسرخاله به دختر خالش میگه پانیذی قشنگم عزیزم فدای چشات بشم و… حالا بگیم طرف خیلی راحته و خانواده هام همه بی درو پیکر خیلی عادی برخورد میکنن ولی این که یه پسر یه دختر و که بعد چندین سال دیده و عین ذوق زده ها بگه سوگولی تویی این دیگه خیلی عجیبه .خداییش تو ایران هرچقدرم همه راحت باشن یه خط فاصله ای بین دختر و پسر هست چه بدنی چه کلامی .نمیدونم این نویسنده ها چه فکری میکنن!حتی پسر غریبه هم نباشه حتی دو تا دخترم زشته این نحوه ی صحبت کردن .اخه کی اینجوری حرف میزنه با دوستش که عشقم قربون چشات بشم که دنیای منه !!یه ذره واقع گرا باشید تو رو خدا.این جا ایرانه با فرهنگ سنتی
سلام من نمیتونم دانلود کنم میشه راهنمایی کنید
سلام. کدوم فرمت؟
نظر به اینکه اولین رمانتون بود در حد متوسط بود،خیلی جاها دیالوگا تکراری بود ،ولی موضوع نسبتا جدید بود اگر فاکتور بگیریم که جاهایی هم شبیه فیلمای ایرانی میشد،به امید رمان های بهتر وکلام پخته تر شما نویسنده عزیز
خوب بود به عنوان اولین کار و ارزش یک بارخوندن داشت. اما یه جاهایی زیادی شبیه فیلم ها میشد فیلم های غیر ایرانی میشد که باعث میشد از جذابیت رمان و مهمتر از اون قهوه تخیلت که مهمترین قسمت نویسندگی هست کم کنه. امیدوارم تو کارای بعدی از فیلم ها تاثیر پذیری کمتری داشته باشی
عالی بود
سلام رمان عالی بود
قلم نویسنده با اینکه اولین کار بود خیلی پخته و زیبا بود
فقط کاش فقط از زبان شخصیت اصلی و یا دو شخصیت اول بود اینکه از زبان همه نوشته بود به نظرم زیاد جالب نبود
رمان خیلی خوبی بود
با ارزوی موفقیت برای نویسنده عزیز
سلام رمان خوبی بود دست نویسنده درد نکنه… ولی عشقشون خیلی یهویی بود اگه یکمی آروم تر پیش میرفت فکر میکنم بهتر بود.بازم ممنونم
عالی بود
به عنوان اولین رمانتون بسیار خوب بود بعضی جاها یه خورده حوصله سر بر بود ولی در کل رمان خوبی بود
سمال من چند بار pdfچندباzipچند بار apkدانلود کردم ولی نیومد از pdfخوانم استفاده میکنم
سلام. الان تست و چک شد، مشکلی نبود.
من نمیتونم رمانو باز کنم فرمتapkمشکل داره فک کنم اگه میشه درستش کنین لطفا
این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.
سلام
برای کار اول ، رمان خوبی بود ، ممنون
نگاه جوووون چیکار کنم عزیزم چرا باز نمیکنه این رمانو؟؟؟بازم میگه مشکل داره):
این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.
سلام .
من هرکاری می کنم رمان برام باز نمی شه (نسخه ی apk)
خیلی دوست دارم بخونمش لطفا رسیدگی کنید باتشکر
سلام. این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.
رمانت عاالی بود