نام رمان : عشق در حین نفرت
نویسنده : malihe2074
ژانر : غمگین. عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 199 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا
تعداد دانلود : 35,807

رمز فايل : www.negahdl.com
این رمان یک درام هیجان انگیز است که لینک های دانلود حذف شد

دانلود رمان عشق در حین نفرت
خلاصه:
داستان درباره زندگی یه دختره که تو یه باند خلاف کار متولد میشه و اسمش رونیکا… تو زندگی بخاطر اونا دردهای
زیادی میکشه و موقع عاشقی بشدت عاشق کسی میشه که بعد ها میفهمه عشقش پسر یکی از دشمنانشه و……
مقدمه:
می اییم میرویم در فواصل بین یک اذان و یک نماز نقش بر خاطره ها میزنیم…. زخم میکنیم و زخمی میشویم…
نقش بد بر جان و روحمان میزنند و میشود سوهان روحمان تا اخر عمر! گاهی به تقاص گناه نکرده مان عذاب میکشیم….
و به تقاصش از کسی دیگر انتقام میگیریم.
یادمان نرود هر چه زیباتر نقش بر جان و روح کسی بزنیم دنیا بهترین نقش را بر وجودت خواهد زد….پایان خوش
.
قسمتی از رمان:
اعصابم خورد بود…. نشستم رو صندلی چرخونه اتاقم خودکارو با بیحوصلگی رو شیشه کاملا تمیز میز مطالعه ام چرخوندم…..
خودکاری که همیشه علاقه داشتم باهاش بنویسم هم نمیتونس ارومم کنه….دره اتاقم زده شد. حوصله بفرمایید گفتنم نداشتم.
پس جوابی ندادم بیتفاوت به تابلوی روبروم خیره شدم تابلوی مادری که بچه شو بغل کرده…. دستگیره در پایین کشیده شد.
پشتم به در بود صدای مردونه جوونی پیچید تو اتاقم:
_اهم اهم
صدای پسر دایی غد و سیریشم بود از سر کلافگی پوفی کشیدم. دستش رو گذاش رو صندلی چرخون یدست مشکیمو منو
بزور چرخوند طرف خودش. اسمش ایلیاس و چهار سال بزرگتره. با بیخیالی این بار زل زدم به فرش که دست باف و گرون
قیمت بود فرشی با گل های قرمز و ریز و زیاد با نقش هایی از حیات وحش کف چوبی اتاق رو نصفه نیمه پوشونده بود
و به دیوار های کرم رنگ میومد.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
رمان قشنگی بود اما من واقعاً سر این رمان روزی پنج وعده حرص خوردم آخه خیلی لحظات حرص دراری داشت تازه بنظرم اگه عاشق ایلیا میشد بهترم میشد
سلام دوست عزیز کدوم قسمتش خودکشی بود ؟
سلام در کل رمان خیلی خوبی بود ولی آخر سرنوشت ایلیا میتونست بهتر تموم شه با خودکشی فقط خودشو حبس ابد تو اتیش جهنم کرد در حالی که عذاب کارای خلافش بلاخره یه روز تموم میشد این خودکشی یعنی ناامیدی کامل از رحمت خدا و این با توبه اش دقیقا در تضاد هس
سلام رمان قشنگی بود ولی اگر اخرش طوری میشد دختر عاشق ایلیا بشه بهتر و باهم ازدواج میکردن چون بیشتر از این که دختره با ساتیار باشه با ایلیا همیشه بود باز از زحماتتون ممنونم
سلام خسته نباشید.میخواستم چند تا رمان در سبک تازیانه و عشق و دختری ک من باشم بهم معرفی کنید.سبکش اینطوریه ک اولش با دعواو کتک کاری شروع میشع بعد عاشق هم میشن.ممنون میشم زود جواب بدید
سلام..عشق بین ساتیار و دختره غیر طبیعی بود یعنی با دوسه تا برخورد عاشق هم میشن در صورتی که دختره زیاد با ساتیار برخورد نمیکرد و همش با ایلیا بود..به نظرم اگه به ایلیا میرسید داستان قشنگ تر میشد
پایانش قشنگ و جالب بود
پایانش چطوره؟
رمان ضعیفی بود موضوع خوب ولی قلم ضعیف باید خدمت نویسنده عزیزمون بگم که یه بچه رو با شربت دیفن هیدارمین هم میشه ساعت ها خوابوند و نیازی به قرص ارام بخش نیست و اینکه اون ساتیار با بیست و چند سال سن مثل بچه های ده ساله یه وشه قایم شده و گوشای خواهرشو گرفته که کتک خوردن مادرشو نبینه والله منی که ۱۷ سالمه و دخترم همچین کاری نمی کنم این ادم واقعا به نظرتون امادگی ازدواج و اعتماد برای ساختن یه زندگی رو داره؟
من که جرات نمی کنم به این ادم اشغالای خونمونو بدم بذاره دم در لازم نیست برای نشون دادن غم و رنج اغراق های الکی کنین و در اخر ممنون از شما نگاه عزیز به خاطر مطالب خوبتون به امید کارهای قوی تر ازشما نویسنده عزیز
خوب نبود ….