. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان عشق زورکی من

انتشار توسط نگاه
۲۶ تیر ۱۳۹۴

نام رمان : عشق زورکی من

نویسنده : مهدیه محمدی

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : -

تعداد صفحات کتاب : 66 صفحه پی دی اف، 219 صفحه پرنیان

منبع تايپ رمان : قصه یه اجبار از جبر زمانه و سختیهایی که باید تحمل بشه ولی آخر قصه شاید عشق بوجود بیاد

تعداد دانلود : 95,090

4.1/5 - (34 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
دانلود رمان عشق زورکی من - www.negahdl.com
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

قصه یه اجبار از جبر زمانه و سختیهایی که باید تحمل بشه ولی آخر قصه شاید عشق بوجود بیاد خلاصه:...

قصه یه اجبار از جبر زمانه و سختیهایی که باید تحمل بشه ولی آخر قصه شاید عشق بوجود بیاد

رمان عشق زورکی من

رمان عشق زورکی من

خلاصه:

من با اراد ازدواج نمی کنم_

نیلا بیشتر ازاین کشش نده همین که گفتم..
_اما بابا
_ببین اراد پسر عموته خوب می شناسیمش پسر خوبیه من نمی تونم اجازه بدم تنها دخترم زن یه غریبه شه اراد از گوشت و خون منه فهمیدی
-بابا من دوسش ندارم
_مطمعن باش تو زندگی باهاش عاشقش میشی….
_اما من می خوام عاشق یکی بشم بعد ازدواج کنم
_منظورت چیه ها؟؟ببین نیلا تو تنها دختر منی می دونی که چه قد دوست دارم و برای خوشبختیت هرکاری می کنم تو تنها با ارادخوشبخت میشی
_من زندگی خودمو دارم حق دارم خودم انتخاب کنم که با کی ازدواج کنم شما حق نداری تو زندگیم دخالت کنی…
یه سوزش عجیب رو صورتم حس کردم لعنتی اولین باری بود که بابام روم دست بلند می کرد . .نتونستم جلوی اشکامو بگیرم ورفتم تو اتاقم..یکی از اهنگ های مجید خراطها رو گذاشتم وصداشو بلند کردم تا صدای حق حق م به گوش نرسه. …
تیغ و بردار دستامو خط خطی کن تلافیه….عمری من زدم به قلبت تو نگفتی کافیه……..
حالم خیلی بد بود بالشتم خیس خیس شده بود سرمو اونطرف گرفتم چند بار نفس عمیق کشیدم و خوابم برد…..
کلاه شنل مو رو سرم انداختم و دنباله ی لباس مو گرفتم باورم نمیشه انقد زود تسلیم شدم انقد زود تن به این ازدواج زدم

 

4.1/5 - (34 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

23 پاسخ به “رمان عشق زورکی من”

  1. مهتا گفت:

    افتضااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااح
    خاله جون چرا به جای اینکه مشقای هرشبتو بنویسی اومدی رمان نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
    خیلی خیلی مزخرف بود انگار یه بچه ی ۸ساله نوشته بود
    درضمن خیلیا هم هستن بااینکه کار اولشونه عالی تر ازاین خانم مینویسن
    لطفا این سایت به این خوبیرو بااین رمانای مزخرف خراب نکنین نگاه جون

  2. A گفت:

    رمان مسخره بود بابت اینکه از واقعیت دور بود.

  3. Sodaba گفت:

    لطفا از ازدواج دختر عمو و پسر عمو جلوگیری کنید! در غیر این صورت فرزند ایند شما معیوب و یا ناقص العقل است.

  4. Helena گفت:

    این رمان برای یه نویسنده مبتدی میتونه شروع خوبی باشه دوستان بیاین ما هم به جای اینکه مهدیه خانوم رو نا امید کنیم با نظرات خوبمون حمایتش کنیم
    راستی یه چیز جالب اسم و فامیل من با خانوم نویسنده عزیز یکیه

  5. nina گفت:

    به نظرمن هیچ ادمی حق نداره این طوری درباره ی یه نفرنظربده
    شایدخانم مهدیه تازه کارباشن اما،ماهم نباید ایشون روازنویسندگی متنفرکنیم مابایدبه ایشون روحیه بدیم تابتونن رمان های بیشتری وباکیفیت تری روبنویسن تااینکه پشت سرهم نقدکنیم راستی تاحالا اسم تشویق به گوش تون خورده؟همین نظرهاست که باعث میشه اعتمادبه نفس خیلیا پایین بیاد پس لطفا
    اگه میشه ازاین نظرهاندید به نظرمن رمان شون حرف نداشت .

  6. mrs_farnazzz گفت:

    Romanet awli boooood mn hm injaaaa khondm hm to page kheli awli booood baraye shomiiii k taze karid????????

  7. FATEMEH گفت:

    اصلا خوشم نیومد موضوع تکراری بود انگار نویسنده رو زور کرده بودن که یه شبه رمان بنویسه

  8. نانا گفت:

    من موندم چرا نظر من فقط بي جواب ميمونه خوبه فقط اسم رماني خواستم

  9. SacheLi گفت:

    ركسانا جون اين رمان در سايت ٩٨ لاو هست…اَ نظر من رمان قشنگي نبود…حيفِ وجه اين سايت عالي رو با همچيني رماني خراب كنيم:|||

  10. صبا شکوری گفت:

    با سلام و خسته نباشید
    ممکنه دوستان لطف کنن و چند تا کتاب خوب و پرمحتوا معرفی کنن.
    فقط قدیمی نباشن
    ممنون

  11. ایناز گفت:

    هق هق اینطوریه نه حق حق
    اذیت اینطوریه نه عذیت
    حسرت اینطوریه نه حصرت

  12. sahra گفت:

    من12 صفه خوندم دیدم داره به شعورم توهین میشه ولش کردم
    داستانش خیلی سطحیه کاش نویسنده وقت بیشتری میذاشت

  13. m.z گفت:

    تقلید نکردین مهدیه جون ؟
    چون من این رمان و قبلا با یه اسم دیگه و صفحه های خیلی بسشتر از این خوندم ورمان شما تقریبا خیلی مثل اون بود ….

  14. مهیه گفت:

    ای بابا یه خلاصه خوب بزارید دیگه یعنی چی یه قسمت از رمانو گذاشتید……….

    • shadan گفت:

      رمانایی که برامون ارسال میشه خود نویسنده بهمون خلاصه میدن و ما هم خلاصه ای غیر از اون نداریم . و اگه خلاصه ندن یا کم باشه قسمتی از متن رمان رو مجبوریم بذاریم . اگه کسی خونده خلاصه کامل تری بده .

  15. GHAZAL.A گفت:

    سلام
    اول از همه ممنوووون نگاه جون که وقت پر ارزشتو واسه آپ کردن این سایت همه چی تموم میزاری.
    و تشکر از نویسنده که فک کنم تازه کار باشن باتوجه ب این رمان
    خانم مهدیه محمدی از نظر من بهتر بود از خلاقیت بیشتری برای موضوع و اتفاقات و شخصیت های داستان استفاده می کردین
    این رمان به غیر از موضوع تکراریش میتونست خوب باشه اگر روند داستان این همه تند نبود .
    راستی اراد خانواده نداشت؟ عمه قرار بود یه هفته بمونه خونشون پس اون همه اتفاق تو یه هفته افتاد؟؟
    و در اخر ” هستن کسایی اطراف ما که میخوان خوشبختی مارو ببینن، این که از حرص و حسد اطرافیان برای نشون دادن اوج خوشبختی استفاده کنیم , نوشته ما ممکنه از نظر خیلیا قابل قبول نباشه”
    بازم تشکر از زحماتتون

  16. نانا گفت:

    چرا نظرمو حذف کرديد

  17. نوچ گفت:

    هق هق با ه دوچشمه نه با ح !!!! :/

  18. رکسانا گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشید لطفا رمان مخاطب خاص من رو در سایتتون قرا بدبد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت