نام رمان : عطر ریحان
نویسنده : zed-a
تعداد دانلود : 20,602
رمز فايل : www.negahdl.com

رمان عطر ریحان
خلاصه :
داستان دختری که وضع مالی خوبی نداره درگیر پیدا کردن کاره.
رمان به درخواست نویسنده بعلت چاپ حذف شد

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
Tashaboh esmi hast va goftan kare ishon nist vaghan sooestefede mikonan baziya
خیلی رمان چرتیه از نویسنده انتظار چنین رمانی رو نداشتم
سلام نگاه جون خسته نباشی
دست نویسنده درد نکنه سوژه خوبی بود من با سفره آرایی تاحالا آشنایی نداشتم و خب دوس داشتم رمان شاخ و برگ بیشتری داشت در کل تم جدید بود تو تالار و….
اما نمیدونم این رمان تا چه اندازه بر اساس منطق بود چون من رمان کم ندیدم که داخلش مثل این کاراکتر کل زندگیشونو جمع کنن تا یه ادکلن بخرن و اسمشو بزارن عطر ریحان و کار پیداکردنش کمی سرهم بسته بودو دوست داشتم حالا که پایه قوی هس شخصیت ها هم از حالت خامی دربیان…تو نظرات دوستان خوندم که میگن کوتاه و شاد و جدید بود و اونایی که میگن باید بیشتر میبود غم و غصه دوس دارن،نه دوستای عزیز خودآزاری نداریم که هر داستانی بالطبع موضوع و گستره ای که داره باید بهش «پرداخته» بشه…از زحمت نویسنده ممنونم کار قشنگی بود
ممنون از زحمتای آدمین ها و نگاه عزیز <3
سلام…سلامت باشی…خواهش میکنم
سللم ممنون از نگاه عزیز و تمام آدمین های گل بابت زحماتشون این رمان بد نبود ولی خیلی جای کار داشت…مثلا به نظر دختر داستان خیلی ضع خوبی نداشت اونوقت 500 هزار تومن جمع اونم با تلاش زیاد و رفت همشو برای یک عطر به فنا داد خب یکم غیرعادیه میتونست خیلی کارای مفیدتر با این پول بکنه و زندگیشو یکم سر و سامون بده،پسر داستان هم رفتارش خیلی عجیب و غریب بود و غیرتی شدنش هم که خیلی بد نویسنده نوشته بود بهرحال اون اوایل رمان که کم کم عاشق ریحانه شده بود چرا زمانی که با علیرضا میدیدش حرکات عجیبی نمیکرد این روانی بودنش قبل هضم نبود و اینکه آخرای رمان نویسنده خیلی سرسری نوشت که پسره سکته ناقص کرد و هیچی دیگه تنها دختر داستان آخر رمان یک خلاصه جزئی بعد از اون اتفاقو گفت،دوست داشتم نویسنده بهتر از این کار کنه اما خب انشالله در کارهای بعدیش جبران کنن؛بازم ممنون نگاه جون و آدمین های عزیز بابت زحماتتون و نویسنده عزیز بابت تایپ این رمان.
سلام..خواهش میکنم….
خیلی باحال بود
سلام نگاه جون میشه لطفا رمان دل می رود ز دستم رو بزارید ممنون.
سلام..گذاشتم
سلام نگاه جون میشه لطفا رمان در عشق عیر ممکن معنا ندارد رو بزارید.ممنون.
سلام..گذاشتم ..خواهش
خوب بود . فقط نویسنده پاشو گذاشته بود رو گاز . اگه ارام تر مسایل رو باز میکرد خیلی بهتر بود من خوشم اومد . ولی مشکلش عجله نویسنده بود میتونست بیشتر روش کارکنه و کار بهتری از اب دراد
ممنون نگاه جون
ممنون از نظرتون
سلام خیلی قشنگ بود ممنون…
موضوعه جدیدی داشت واقعا قشنگ بود… مرســــــــــــــــــــــــــی
خواهش میکنم
یه رمان خوندم شخصیت اولش یه پسر نابیناست جلد دومم داره نمیدونم اسمش چیه؟
من که یادم نمیاد اسمش
اسم رمان پاورقی زندگی هست
اسم این رمان پاورقی زندگی بود
سلام
من اصلادوست نداشتم
نگاه جون لطفا رمانای مثل همسایه ی مغرور من رو بذارید
بازم ممنون
سلام…گذاشتم…خواهش میکنم
خــــیلی خوب بود..الکی کشش نداده بود و خیلیم جدید و شاد بود..مردم توقع “صدسال تنهایی” دارن!!
سلام میشه رمان آرامش من نوشته پانته آ65 رو هم پذارین چون توی هیچ کدوم از وبلاگ ها و سایت نودوهشتیا نیست ولی جز رمان های کامل شده اس
ممنون
سلام..اگه اجازه بده نویسنده باشه..خواهش
سلام.
ممنون . جالب بود.
سلام..خواهش میکنم
سلام
راستش به نظ من داستانش میتونست خیلی بهتر وخیلی بیشتر پرورش پیدا کنه
نثرش خوب نبود
انگار نویسنده میخواسته زودتر سرو ته ققضیه رو هم بیاره
شخصیتها کامل تعریف نشدند
در کل خوندنش چیزی به ادم اضافه نمیکنه
ممنون از نظرت
خیلی سطحی بود
سلام نمیخوام به نویسنده توهین کنم ولی خوبه یکم به چیزی که داریم مینویسیم دقت کنیم به نظر من قلم نویسنده ی رمان ضعیف بود
سلام..بقیه که خوششون اومده بود
سلام.اين چندوقته از بس که رماناي بي معني و بي هدف خوندم که ديگه هيچ انگيزه اي واسه نوشتن و ادامه دادن رمان خودم ندارم…هيچ رماني هنوز منو جذب خودش نکرده.چراااا؟؟؟
رمان جدال پرتمنا و روزای بارونی که ادامه ی جدال پرتمناست رو اگه نخوندی بخون خیلی قشنگ و کامله..
@فروزان70, من رمان حصار تنهاییه من رو خوندم.تا حالا بهترین رمانیه که من تو این شیش سال خوندم.حرررف نداشت.طنز عالی و یه قلم بی نظیر با کل کلایی که به هیییچ وجه تکراری نبود.البته اولش تا داستان راه بیفته ممکنه خوشت نیاد
Ra ham bezarid زیبارویان بی حریف Lotfan roman
اجازه دادن چشم
Bzarid بچه های شیطون +یه دختر دیونه Lotfan roman
اجازه بدن چشم
سلام……ممنون از زحماتتون……رمان خوبی بود…..ممنون از نویسنده عزیز
خواهش گلم
یادم رفت بگم با رمان پنجمین فصل سالم بذارین خیلی دوستون دارم سایتتون عالیه
اجازه ندادن گویا میخوان چاپش کنن
سلام
رمان خوبی بود می تونست بهتر از این باشه
خانومی میشه رمان بن بست بذارید
سلام
اجازه بدن چشم
من این رمان رو خوندم رمان خیلی شادیه و در عین حال موضوع جالبی داره .از دستش ندین…