نام رمان : رمان کوتاه لیلی بی وفا
نویسنده : fateme078
ژانر : عاشقانه.اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : Leianma
تعداد صفحات کتاب : 184 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 29,563

همه چیز با آرامش سپری می شود تا اینکه شخصی از گذشته پنهان و مدفون شده پیدا می شود
رمان لیلی بی وفا
خلاصه:
ارغوان، دختر بزرگ خانوادهی مذهبی هدایت- که نام نیکشان اعتبار تمام محله است- قرار است به زودی با پسر یکی از بزرگان ازدواج کند. همهچیز برای این مراسم آماده است که سر و کلهی فردی از گذشتهی پنهان ارغوان پیدا میشود. کسی که اگر آشکار شود…
.
مقدمه:
آری…! چرا نگویمت ای چشم آشنا
من هستم آن عروس خیالات دیرپا
من هستم آن زنی که سبک پا نهاده است
بر گور سرد و خامُش لیلیِ بیوفا
کاش تکنولوژی هیچگاه پیشرفت نمیکرد تا مجازیها واقعی نمیشدند.
مجازیبودنشان به کنار؛ علت آمدنشان را بچسب…!
هنگامی که تنهایی، هنگامی که روزگار بر وفق مرادت نیست و دوستان واقعیات اهل تفریح نیستند و پدر
و مادرت مخالف هر چیزی که تو را سر شوق آورد، میروی سراغ دنیایی به دور از واقعیها، به دور از حقیقت و پر از دروغ…
چرا که واقعیها را نه میشود درکشان کرد و نه میشود ترکشان کرد.
حداقل مجازیها را با خاموشکردن نت پرسرعتت برای همیشه محکوم به سکوت میکنی؛ اما با ظاهربینان همیشه
در صحنهی زندگی چه باید کرد؟!
.
قسمتی از رمان :
باد معتدل پاییزی که از حفرهی پنجره مربعی شکل با آن پردهی کرکرهایش-که همیشهی خدا بالا بود و در تابستان
آفتابش و در زمستان هوای تاریک و ابریاش داخل اتاق میشد- بادکنکها را به تکانخوردن وا میداشت. بادکنکهای
طلایی دور تا دور پنجرهها قرار گرفته بودند و هر از گاهی یک کودک پنج-شش ساله میآمد و یکی از آنها را به کودک
هم سن و سالش هدیه میداد و سراغ بقیه آنها میرفت. از عروس، عروس گفتنهایشان دلم غنج میرفت. خنده
یک لحظه هم از لبهایم جدا نمیشد. زنان فامیل و همسایه مدام دست میزدند و کل میکشیدند.
مردها هم در حیاط، صلوات میفرستادند و به آقاجون تبریک میگفتند. تبریک هم داشت! وصلت با این خانواده، آرزوی
هر پدری بود.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
خطاب به دوستانی می گم که خیلی تند و توهین امیز قلم نویسنده رو زیر سوال بردن.
یه سوال، تا به حال شده خودتون قلم به دست بگیرید؟ خودتون شخصیت خلق کنید؟ شخضیتایی کاملا متفاوت از هم، در تضاد یا شبیه هم و…
و یه سوال دیگه
این رمان شاید ایراداتی داشته باشه، ولی آیا رواست با قلم روانی که داره بازم اون رو با یه رمان نوشته شده به دست یه خزنویس مقایسه کنید؟
هیچ رمانی خوب مطلق نیست، حتی رمانای ایکس و ایگرگی که طرفداراش سرش دعوا راه می ندازن و به این و اون پیشنهادش می دن و واسش خودشونو می کشن.
کاش یاد بگیریم جای توهین کردن به نویسنده، به روش صحیح و کاملا مودبانه اشکالاتش رو بهش گوشزد کنیم، نه این که با توهینمون کاری کنیم تا شخص مدام از خودش بپرسه ایراد داستانم چی بود که کسی موقع تایپ بهم نگفت؟
در ضمن، قبل از نقد کردن هم بد نیست یه بار قلم به دست بگیرید تا کاملا درک کنید نویسندگی کار جدا مشکلیه.
و در اخر هم اینکه، پیشرفت قلمت روز به روز بهتر می شه فاطمه جان، و با قدرت ادامه بده عزیزم
خطاب به دوستانی می گم که خیلی تند و توهین امیز قلم نویسنده رو زیر سوال بردن.
یه سوال، تا به حال شده خودتون قلم به دست بگیرید؟ خودتون شخصیت خلق کنید؟ شخضیتایی کاملا متفاوت از هم، در تضاد یا شبیه هم و…
و یه سوال دیگه
این رمان شاید ایراداتی داشته باشه، ولی آیا رواست با قلم روانی که داره بازم اون رو با یه رمان نوشته شده به دست یه خزنویس مقایسه کنید؟
هیچ رمانی خوب مطلق نیست، حتی رمانای ایکس و ایگرگی که طرفداراش سرش دعوا راه می ندازن و به این و اون پیشنهادش می دن و واسش خودشونو می کشن.
کاش یاد بگیریم جای توهین کردن به نویسنده، به روش صحیح و کاملا مودبانه اشکالاتش رو بهش گوشزد کنیم، نه این که با توهینمون کاری کنیم تا شخص مدام از خودش بپرسه ایراد داستانم چی بود که کسی موقغ تایپ بهم نگفت؟
در ضمن، قبل از نقد کردن هم بد نیست یه بار قلم به دست بگیرید تا کاملا درک کنید نویسندگی کار جدا مشکلیه.
و در اخر هم اینکه، پیشرفت قلمت روز به روز بهتر می شه فاطمه جان، و با قدرت ادامه بده عزیزم
واقعا افتضاح بود ی بچه ده ساله همچین چیزی نمی نویسه
خدایی مسخره بود
رمان داستان خیلی شلوغی داشت و کلی شخصیت اضافی تو داستان بود موضوع آبکی بود قلم نویسنده ضعیف بود خوندنش فقط وقت تلف کردنه و نویسنده یه بی عرضه و بی استعداده که فقط پاچه کسایی که حقیقت درباره رمانش گفتن میگیره
نویسنده ی عزیز از نظرات ناملایم دلسرد نشو و با امید و پشتکار به کارت ادامه بده با آرزوی موفقیت برای شما.
داستانی به جملات و دیالوگ های پر مفهوم و جالب
داستان خوبی بود.
همه چی نباید حتما عاشقانه ی خالص باشه! یکم نشون دادن سختی ها بد نیست و لیلی هم زندگیش بر همین مبنا بوده.
موفق باشی فاطمه ی عزیز♥♥
موضوع که عالی بود اما قلمت فقط کمی نا مفهوم بود و در کل عالی بود
واقعا رمان بد ومزخرفی بود ارزش خوندن نداشت نویسنده عزیز کاش داستانت اینقدر شلوغ نبود وبا امیر وارغوان وکیوان داستان رو جلومیبردی قلمت خوب بوداما داستان جالبی نبود انشالله رمان های بعدیت بهتر باشن
رمانش ابکی بود.
سلام من عضو انجمن شدم ، و میخوام رمانمو تایپ کنم ، اما برام لینک تایید به جیمیلم نمیاد ، دو تا از جیمیل هام رو هم وارد کردم ، اما برام هیچکدومش لینک تایید نمیاد ، لطفا رسیدگی کنین ، ممنون
سلام. نام کاربری که ثبت نام کردی چیه؟
سلام
رمان موضوع خیلی شلوغی داشت ، با سلیقه من جور نبود ،
بازم ممنون موفق باشید
تبریک به نویسنده عزیز
رمان عالی بود و قلم نویسنده دلنشین
با امید موفقیت شما نویسنده گل
خوشحالم مورد پسندت بوده فائزه ی عزیز؛)
خیلییییییییییی رمان بَدیه نخونید
یک عاله اتفاقات ناگوار و غیر حقیقی
نویسنده اصلا رمان نوشتن بلد نیست برای چی رمان نوشته
ممنون که با صداقت و صراحت تمام و رک چیزی رو که خودت نپسندیدی به دیگران هم گفتی که نخونن!
من واقعا معذرت میخوام که نوشتن بلد نیستم و به خودم جرات دادم و رمان نوشتم!
انسان در طول تاریخ بار ها مورد انتقاد قرار گرفته، اما انتقاد سالم با این نوع لفظ سخیف و بیپایه و اساس زمین تا آسمون فرق داره!
امیدوارم دیگه وقتت رو برای خوندن این چنین رمان های بیارزش که نویسنده های سطحی نگر و عاشقانه ننویسی مثل من هدر ندی؛)
در کل خوشحالم که نظرت رو گفتی!؛)
سلام . بسیار زیبا و دلنشین با قلمی بسیار شیوا و جملات ناب . تبریک به نویسنده عزیز و خسته نباشید♡♡
دیدگاهت نهایت لطفت رو میرسونه مهدیه جان.
مرسی که هستی
سلام چرا قسمت رمانهای برتر رو برداشتین؟
موجوده
بالاخره اومد:))
تبریک به نویسنده ی عزیز:))
بالاخره رو خوب اومدی.
قربانت
این رمان جز رمانهای زیبا و با کیفیت هست
توصیه میکنم حتما بخونید پر است از دیالوگهای قوی و دلنشین
قلم نویسنده هم حرفهای و عالی هست
خوندش رو از دست ندید.
لطف داری سمیرای عزیزم.