. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان مانده ام! جذبت شوم یا دفعت کنم؟!

انتشار توسط نگاه
۲۵ اسفند ۱۳۹۳

نام رمان : رمان مانده ام! جذبت کنم یا دفعت کنم؟!

نویسنده : asiyeh69

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی، پلیسی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 357 صفحه پی دی اف ،1061 صفحه پرنیان

تعداد دانلود : 46,483

4.3/5 - (10 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان مانده ام! جذبت کنم یا دفعت کنم؟
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان در مورد دختریست که عشق برایش مانند یکی بازی کودکانه هست غافل از اینکه در روح و جانش رخنه میکند و باعث...

داستان در مورد دختریست که عشق برایش مانند یکی بازی کودکانه هست غافل از اینکه در روح و جانش رخنه میکند و باعث…

رمان مانده ام! جذبت کنم یا دفعت کنم؟!

رمان مانده ام! جذبت کنم یا دفعت کنم؟!

خلاصه:
دختری که همانند اسمش غوغا کرد…..دل کند از صاحب آسمان و زمین…..پا کوبید و لج کرد……از همه چیز گذشت…. به خیالش اوم هم دل میکند از بنده اش…..
فراموش کرد به خیال اینکه فراموش شده…. نمی دانست نزدیکتر از رگ گردن به اوست…..وابسته تر از نفس…..غرید…بارید…. تا آرام گیرد…
باریدن چشمانش دل یخ زده ای را آرام کرد….عاشق کرد….و باز هم در اخر….
خدا بیدار است…..پایان خوش

.

مقدمه

نمی ترسم وقتی اخم میکنی!
فقط برایم جذاب و دوست داشتنی تر از سابق میشوی…
در هر حالتی دوستت دارم….
هیچ جور نمی توانی مرا منصرف کنی از خواستنت
هر لحظه بیشتر و بیشتر عاشقت میشوم و برای نوازشت بیتاب تر….
اهنربای وجودت برایم قویتر از این حرفهاست….
دور شدنم محال است….
آغوشت را باز کن، میخواهمت…
بگذار بی دغدغه عشقت را نفس بکشم….

4.3/5 - (10 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

62 پاسخ به “رمان مانده ام! جذبت شوم یا دفعت کنم؟!”

  1. نسیم گفت:

    چطوری اینقد از این رمان تعریف شده من موندم. نویسنده نه تنها هیچ تحقیقی نکرده بلکه حتا یه کم فکر هم نکرده واسه نوشتن رمانش. و این اوج بی احترامی به خواننده است. آخه کدوم آدم پواداری اونم به این شدت سوار ماشین دنده‌ای میشه به جای دنده اتوماتیک؟؟؟؟ که غوغا همش در حال دنده عوض کردن هستن!!!!!
    وقتی یه کلمه یه بار اشنباه نوشته بشه میشه غلط املایی ولی وقتی بیش از ده‌ها بار کلمه انگلیسی سرطان یا همون cancer رو اشتباه نوشتن این یعنی بیسوادی. یعنی حتی حوصله اینکه یه بار چکش کنند رو هم نداشتند.
    نویسنده حتی یه سرچ کوچولو نکردن ببینن کرم کامپیوتر چه کاری انجام میده
    افقط تو صد صفحه اول که من خوندم اینقد به شعور خواننده توهین شده که اگه من جای ادمین بودم رمان رو از رو سایت بر میداشتم که کیفیت سایت به این فوق‌العادگی از بین نره.

  2. طهور گفت:

    میتونم بگم رومان خیلی خوب بود. میتونست عالی باشه. دو تا نکته که اگه نویسنده بهش با جزئیات بیشتری دقت میکرد این رمان بی نقص میشد. ۱ باید بیشتر رو قسمتهای پرورشگاه مانور میداد یاسر یک آدم خشک مقدس و محکم بود که همینجوری عاشق شدنش مسخره بود .ولی اگه بیشتر با غوغای واقعی آشنا میشد خیلی خوب بود. ۲- ۵۰ صفحه آخر خیلی حول حولی تموم شد باید یک مقدار بیشتر می بود تا درک این عشق قشنگتر میشد. ولی روی هم رفته خیلی خوب بود.

  3. شهرزاد گفت:

    نه بابای فرشته معتاد نبود

  4. واقعا خیلی قشنگ بود من که لذت بردم از خوندنش من به شخصه عاشق شخصیت غوغا شدم
    اگه میشه لطفا رمان های دیگه از این نویسنده معرفی کنید

  5. حدیث گفت:

    سلام رمان عابی بود
    میشع رمانهایی دیگه ای از این نویسنده معرفی کنید

  6. لیلی گفت:

    خخیلی قشنگ بود.سپاس

  7. sepideh گفت:

    رمان قشنگی بود واقعا. من دنبال یه رمان تو مایه های رمان دختری که من باشم و کوچه پس کوچه های پایین شهر هستم میشه معرفی کنید؟؟؟؟؟؟؟!!؟؟؟؟!!!!

  8. فرزانه گفت:

    قشنگ بود

  9. دريا گفت:

    سلام ممنون بابت رمان های قشنکی که میزازید
    من دنبال یه رمان می کردم که بسره و دختره دانشجو ان بسره از دختره می خواد که بهش درس ها رو تو خونه یاد بده و دختره هم با تهدید بسره می ره
    یه روز صبح زود هم دختره رو به زور با لباس خوابش و دمبایی خونه مجبور می کنه باهاش تو هتل صبحانه بخوره
    لطفا اکه ممکنه کمک کنید تا اسم رمانش رو بیدا کنم
    مرسی

  10. behnaz گفت:

    سلام رمان خیلی قشنگی بود میشه یه رمان تو مایه های این رمان و رمان بادیگارد بهم معرفی کنین ممنون

  11. مهدیه گفت:

    سلام نگاه جون:)
    ممنون از سایت خوبت.واقعا دلم نيومد نظر نزارم برای این رمان خوب. دست نویسنده و تو درد نکنه.

  12. دینا گفت:

    سلم دنبال یه رمانم که چند سال پیش خوندمش ولی اسمش یادم نمیاد؛ پدر و مادر یه پسره که خارج از ایران زندگی میکنه از یه دختر ایرانی خواستگاری میکنن دختره هم بدون اینکه پسره رو ببینه فقط با دیدن یه عکس ازش قبول میکنه و میره خارج بعد میفهمه که اون پسره اصلا اونی نیست که تو عکس دیده بود لطفا کمک کنید اسمشو پیدا کنم

  13. فاطیما گفت:

    سلام اسم یه رمان رو یادم رفته که دختره از یه پسر که بازیگرم هست خوشش میاد که پسره از فامیلایه دورشونه،بعد توی یه سفری با خانوادهاشون همسفر میشن متوجه میشه که پسره اون شخصیتی نیست که اون تصور میکرده

  14. لیلا گفت:

    عالی بود محشر اولاش یکم خسته کننده بود ولی صبر میخواد تا به جاهای خوبش برسی دست نویسنده اش درد نکنه جمله بندیشفوق العاده بود تشببهش به واقعیت ها بیست بود کلا از هر نظر این رمان بهترینه بنظرم باید این رمان رو چاپش کرد به صورت یه کتاب تو جامعه خونده بشه دست نگار جونم درد نکنه که این رمان زیبا رو در اختیارمون گذاشت.

  15. شَرَر گفت:

    سلام نگاه جون مرسي بخاطر رماناي قشنگي كه ميزاري ،واقعا خسته نباشيد،فقط يه خواهش از دوستان دارم ،لطفا تو اين قسمت نظر سنجي بجاي احوال پرسي نظرتونو در مورد رمان بزاريد يا اگه رمان خوبيرو ميشناسيد معرفي كنيد،بازم مرسي بووووس.

  16. رها گفت:

    مرسی نگاه جون بابت این رمان زیبا.رمان طلاهای این شهر همه ارزانند تموم شده اگه میشه بذار.میگن خیلی قشنگه.ممنون

  17. پردیس گفت:

    واقعا عالی بود مرسی از رمانای قشنگی که میذاری

  18. بانو مسعودی گفت:

    نرگس جان اسم رمان فرشته من هست نوشته فرشته عزیز یکی از بهترین رمانهای بود که خوندم

  19. fat گفت:

    نرگس جان اسم رمانی که گفتین فرشته منه

  20. نفس گفت:

    سلام
    نگاه جون ممنونم از رمان های خیلی قشنگی که میزاریا از نویسنده عزیز این رمان هم تشکر میکنم واقعا زیبا بود

  21. رها گفت:

    عالییییی بود
    خیلی قشنگ و جالب شاید داستان کلیشه ای داشت اما نوع بیان کاری کرد که یه رمان بسیار زیبا و آموزنده بشه
    ممنون

  22. متینا گفت:

    ممنون قشنگ بود

  23. nasim گفت:

    سلام ممنون از نگاه عزیز رمان خیلیییییییییییییی قشنگی بود ممنون باز رمان قشنگ بذار…

  24. nargeeeeeeees گفت:

    سلام نگاه جون من اسم یه رمان و یادم نمیاد شما میدونی
    یه دخترس که باباش ورشکست شده بعد دخترشو میخواد به یه پیرمرده با زور بده دخترم با کمک دوستش روز ازدواج فرار میکنه که تو خیابون چندتا لات میان سراغش میخوان ببرنش که دوتاپسر میاد کمکش یکی دکتره یکی مهندس

  25. fereshteh60 گفت:

    عالی بودو می تونم بگم بی شک یکی از کتابهای زیبایی که خوندم .ممنون از نویسنده بسیارتوانای این رمان که کتاب سنگ قلب مغرورهم که قبلا از ایشون خوندم بسیار عالی وبا نثری روان واستادانه وبدور از الفاظ بچه گانه ومتنی ابکی ….احسنت به قلمتون وممنون از نگاه عزیز بابت گذاشتن رمان

  26. maryam گفت:

    سلام نگاه جون ممنون ازرمان های قشنگت میشه چنتارمان باموضوع ازواج اجباری و عروس خون بس معرفی کنی ممنون ازلطفت

  27. AbanDokht گفت:

    قشنگه…ممنون نگاه جون

  28. دلارام گفت:

    نگاه جون رمان عالی بود
    خسته نباشی

  29. narged گفت:

    سلام نگاه جون من ی رمان هست اسمشو یادم نمیاد شما میدونید
    یه دخترس ک باباش معتاده بعد دختررو بازور میخواد به یه پیره مرده بدتش دخترم به کمک دوستش همون روز ازدواج فرار میکنه بعد تو خیابون گیر یه سری لات میوفته و…

  30. فافا گفت:

    خوشم نیومد.

  31. الهه گفت:

    میشه رمان الهه ی شرقی هم بزارین

  32. الهه گفت:

    میشه رمان الهه ی شرقی هم بزارین.راستیدکی قسمت دوم رمان یکی یه اماده میشه لطفا خبرم کنین

  33. الهه گفت:

    س من تازه عضو شدم قسمت دوم رمان یکی یه دونه کی اماده میشه

  34. مائده گفت:

    یه موضوع حیاتی…
    اسم یه رمان رو می خوام که برای یه دختر پاپوش درست می کنن جوری که همه فکر می کنن به نامزدش خیانت کرده…بعد از چند سال که می شه گفت تقریبا از خانواده و اطرافیانش طرد میشه،اما بعد از چند سال همه چیز معلوم میشه…در حالی که ظاهرا دختره مرده…که اینم کار همون کساییه که براش پاپوش درست کردن…لطفا کمکم کنید..

  35. رها گفت:

    وای من واقعا منتظر این رمان بودم که تموم شه مرسی نگاه جون

  36. mmishaa گفت:

    من نمیتونم دانلود کنم چرا؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت