نام رمان : رمان مخاطب خاص،مخاطب عام
نویسنده : فاطمه.ش
ژانر : اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 193 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 14,354

این رمان به بررسی روابط چندخانواده و حوادثی که طی روزمرگی ها اتفاق میوفته می پردازه

رمان مخاطب خاص،مخاطب عام
خلاصه:
این داستان راجع به سه خانواده ست که اقوام همن و توی یه خونه زندگی می کنن. گوینده داستان بیشتر نقش بررسی کننده زندگی بقیه رو داره و گاهی حوادث زندگی خودش توی داستان گم میشه. محتوا رو میشه توی هر زمینه ای بیان کرد. مثل فرهنگی،اجتماعی،سیاسی، طنز و…
.
این داستان حوادث زیادی داره و درگیر یه مسئله خاص نیست. با وجود اینکه فایل قبل حذف شده بود، از هیجان و زمان اتمام داستان کم شد. ولی سعی کردم بعضی موارد رو توی نگارش مجدد حفظ کنم. بعلاوه اینکه مشکلات انتشارشم بیشتر از قبل بود و نمیدونم چرا، ولی انگار قرار نبود اونطور که باید میشد. به هر حال… امیدوارم خوشتون بیاد
.
قسمتی از رمان:
ابتدای داستان: «یادمه تو سال ۹۲ یه موضوعی بینمون رواج پیدا کرد به اسم _مخاطب خاص_ . بذارین براتون بازش کنم. یه مفهوم ساده که بیشتر افراد به چشم همین معنی به این واژه نگاه میکنن. _مخاطب خاص اصطلاحیست که برای دختران مفهوم عشق و یا دوست پسر و برای پسران مفهوم عشق و یا دوست دختر رو به خودش میگیره_ براتون واضح تر توضیح بدم. دختر کیست؟ موجودی ناز و زیبا. گاهی ضعیف. شاید کمی لوس( از حقیقت نمیشه گذشت). تو نه سالگی خانمیه واسه خودش. و پسر کیست؟ (نمیدونم والا. من که پسر نیستم) فقط میدونم تو پونزده سالگی تازه یادش میاد باید بزرگ بشه. (آقا پسرا و دختر خانوما! لطفا جنبه داشته باشین) اوهو. اصلا یادم رفت. من… سُها. هفده سالمه. اهل مونگولستان. چرا؟ هیچی. همینجوری گفتم. فکر نکنین دیوونما. من تازه خوبشم. خونوادمون… تماماً خنگن. البته باحال. ینی کافیه دو روز باهاشون سر کنین دیوونت میکنن. من عاشق خونوادمم.»
_ اون سیستمو خاموش کن بیا ببین کی اومده
_ کی؟
_ بیا حالا
_ اومدم… اِ. داداشی آرومتر منم بیام
_ بیا دیگه
_ میبینی که پام شکسته. کوری؟
_ بیا رو کمرم
_ آخ جووون
_ کوفت
هیچی و هیچکس مثل یه خونواده باحال و پایه نیست. حالا خوبه چاق نیستم. وگرنه این داداش من که دو روزه میمرد با وضعیت پای من…

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام راز
اسمش أهو هستش همون که خواهر ناتنی پسره عاشقش میشه و بعد میفهمه دختر عموشه خیلی قشنگه من خوندمش
سلام .. خسته نباشید .. ببخشید اگه زحمتی نیس تعداد صفحات رمان ها رو هم یه گوشه کناری ثبت کنین بفهمیم چند صفحه اس …..
اسمش دو نیمهٔ سیب بود عزیزم!
سلام .ممنون از سایت خوبتون.اسم اون رمانی که خواهر و برادره خیلی همو دوست داشتن وعاشق هم شده بودن ودر اخر فهمیدن دخترعمو پسرعمو هستن چیه؟اسم رمان و اگه میشه بگید.ممنون
@raz,
دو نیمه سیب
عااااااولی بود خیلی بامزست.توصیه میشه
سلام نگاه جون خسته نباشی ممنون به خاطر رمان های خوبتون
اصلا جالب نبود نه هیجان داشت نه چیزی
سلام نام رمان های نوشته شده توسط خانم افسون امیریان رو میخواستم
سلام و خسته نباشید. خیلی بابت اینکه رمانا رو توی تلگرام میذارید تشکر میکنم.یه دنیا ممنون
یه درخواستی داشتم.من رمانی میخوام که پسر روی دختر تعصب داشته باشه و خیلی غیرتی باشه حتی جوری که روی دختره دست بزن داشته باشه. میتونین بگین چه رمانی هست؟
سلام..خیر
سلام میشه تعداد صفحاتش، بذارید