. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان من و بقچه ی ارزشمندم

انتشار توسط نگاه
۸ آبان ۱۳۹۷

نام رمان : من و بقچه ی ارزشمندم

نویسنده : نیلوفر.ر (دختر علی)

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : Pari_A، Atlas 1998

تعداد صفحات کتاب : 405 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 13,781

4.2/5 - (150 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان من و بقچه ی ارزشمندم
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

    رمز فايل : www.negahdl.com

    خلاصه کتاب

    رمان من و بقچه ارزشمندم روایت زندگی ای معمولی با دل مشغولی های عادی است که یک حضور جدید شکلی نو به آن می بخشد

    رمان من و بقچه ارزشمندم روایت زندگی ای معمولی با دل مشغولی های عادی است که یک حضور جدید شکلی نو به آن می بخشد

    رمان من و بقچه ارزشمندم

    رمان من و بقچه ارزشمندم

    خلاصه:

    نیلوفر آمین، استاد خط آموزشگاه شهر، تفکر و دل‌مشغولى‌هاى خاص خود را دارد. دخترى عادى و

    معمولى با قلبى بزرگ. عشق وافر او به برادرش، کیان، تمام زندگی‌اش را پر کرده است.
    حضور فرحناز، هنرآموز خط، زندگى نیلوفر را دست‌خوش تغییر شیرینى مى‌کند. و در این میان یک تماس

    تلفنى و یک صدا آغازگر بزرگ‌ترین تحول زندگى نیلوفر در آستانه سی‌سالگى مى‌شود.

    .

    سخن نویسنده:
    قبل از خواندن این رمان نیاز بود، مطلبی عنوان شود. نیمی از ماجراها و شخصیت‌ها، برگرفته از واقعیت

    است و باورپذیری یا نپذیرفتن آن به اختیار خواننده است.
    با تشکر.
    .

    می‌توان تمام هستی را در نگاه یکی دید.
    می‌توان تمام هستی را برای یک تن خواست.
    می‌توان تمام هستی را برای یک تن داد.
    می‌توان با یک تن، صاحب تمام هستی شد.
    می‌توان قدرت خالق را، در یک تن دید.
    می‌توان با آن یک تن، فریاد زد:
    خدایا تو بهترینی؛ چون بهترین را داری.
    می‌توان در عین نداشتن، با یک تن، تمام هستی را در دست داشت.
    می‌توان آن یک تن را در یک بو، یک صدا، یک چهره و یک حس یافت.
    می‌توان تمام هستی را برای یک تن داد.
    و
    می‌توان به‌خاطر خدا، آن تن را داد؛
    اما
    می‌توان ای خدا، به جای آن یک تن، تن و جان مرا خواهی؟
    که
    می‌توان برای یک تن جان داد!

    .

    قسمتی از رمان :

    – استاد میشه من فقط براى سرمشق بیام؟
    – چرا؟ مشکلى هست؟
    – تا ساعت دو دانشگاهم، برم خونه ناهار بخورم بیام شده چهار.
    کمى به چهره‌اش خیره شدم. شیرینى و ادب خاصى بر صورت و صداش حاکم بود.
    – اسمتون، رشته تحصیلى؟
    ابروش با حیرت بالا رفت؛ اما مسلط گفت:
    – فرحناز مهربان هستم، دانشجوى رشته ادبیات فارسى دانشگاه دولتى.
    نگاهش تو چشم‌های چپ‌شده‌ی من افتاد و هردو خندیدیم.
    – باشه خانم دانشجوى ادبیات دانشگاه دولتى، شما مى‌تونی فقط براى سرمشق بیای.
    خانم احمدى وارد شد و با «خسته نباشین» پایان کلاس رو اعلام کرد.
    کیان رو بیرون آموزشگاه ندیدم. آروم به سمت ابتداى فرعى رفتم و وارد خیابون اصلى شدم.

    مهربان هم منتظر اتوبوس بود. سرى براى هم تکون دادیم. براى تاکسى دست بالا بردم.

    لینک های دانلود حذف شد

    4.2/5 - (150 امتیاز)

    پرسش و پاسخ، نظر

    14 پاسخ به “رمان من و بقچه ی ارزشمندم”

    1. Fatemeh گفت:

      سلام فکر کنم فایل مشکل داره من همه لینک هارو امتحان کردم باز نمیکنه چرا؟؟؟؟

    2. Mahiyaa گفت:

      سلام چرا من چند روزه نمیتونم وارد انجمن بشم
      هرکار میکنم اصلا انجمن برام بالا. نمیاد

      • نگاه گفت:

        سلام..متاسفانه سیستم فـــیلترینگ برای جلوگیری از کار تــلگرام طلایی آی پی های اون را بسته و هرکس آی پیش در رنج این ای پی باشه
        هم همین بلا سرش اومده تنها راه وارد شده با وی پــی ان میباشد

    3. Parvaze گفت:

      بانو زیبا می نویسی. حس خوبی از نوشته هات می گیرم. بنویس برامون

    4. فاطمه سادات گفت:

      رمان روند اروم و دوست داشتنی داشت در کل زیبا بود

    5. سارا گفت:

      سلام به نویسنده عزیز .ممنونم از نویسنده مهربون به دلیل نوشتن این رمان. متاسفانه من از این رمان خوشم نیومد فک میکنم دلیلش طرز تفکر و اعتقاد من وهمین طور شرایط محیطی که درش بزرگ شدم.به همین خاطر اصلا نمیتونستم با فضای رمان ارتباط برقرار کنم.

    6. شهاب گفت:

      بسىار زىبا و با مفهوم بدون بزرگ کردن بى جاى مطالب. ارزش خوندن داره.

    7. Shirin گفت:

      ریتم آرام و دوست داشتنی
      ممنونم از نویسنده به خاطر حال خوبی که با قلمش به من منتقل کرد

    8. Kosar_8118 گفت:

      رمان خوبی بود اما روند تندی داشت. مخصوصا قسمت های اول. یکی دیگه هم جدایی زیاد بین اسم رمان و داستان بود. آخرش معلوم شد برای چی بقچه رو برای اسم رمان گذاشتین.
      در کل خوب بود و امیدوارم موفق باشی 🙂

    9. mahsa گفت:

      رمان قشنگی بود

    10. سمیرا گفت:

      ممنونم از رمان نسبتا خوبتون…
      چندتا ایراد فنی به رمانتون وارده که خدمتتون عرض میکنم اولا رشته داروسازی بیسانس نیست و دکتری هستش بعدش مراقب بعد از پیوند قلب بیشتر از یه ماه توی بیمارستانه….همچنین خطر رد پیوند تا اخر عمر با این بیماران وجود داره فقط توی چند ماه اول خطر بیشتره…

    11. مهتاب گفت:

      رمان خیلی خوبی بود قلم روان موضوع خوب شخصیت ها همه با ادب و متین!ممنون از نویسنده که در کتاب زیباشون چند کتاب و فیلم خوب هم معرفی کردن!

    12. mahaflaki گفت:

      جذاب و عالی 🙂

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین کتابها

    • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

      رمان زاده ایل قشقایی

      روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

    • رمان از تجریش تا راه آهن

      رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

    • رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

    • یادبود آخرین مرقومه

      رمان یادبود آخرین مرقومه

      این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

    • پایان‌نامه مقدونی

      داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

      پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

    • رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

    ×

    منوی سایت