نام رمان : نبض انندراج
نویسنده : فاطمه اسرا فرامرزی
ژانر : عاشقانه و هیجانی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 1441 صفحه پرنیان، 500 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : https://forum.negahdl.com/thread69950.html
تعداد دانلود : 15,089

یه رمان اجتماعی عاشقانه که بخاطر عشق مجبورند از یه سری مشکلات عبور کنند تا به آرامش برسند.

رمان نبض انندراج
خلاصه:
راجب دختریه به نام ویتنا{بهش میگن ویتی} که گرفتار یه عشق میشه اما بخاطر عزیز ترین کسش مجبور میشه عشقش رو رها کنه..
.
مقدمه:
یاد گرفتم گوش کنم
یادگرفتم زندگی کنم فقط زندگی
یادگرفتم چشمامو ببیندمو بگم بیخیال دنیا
یادگرفتم تا اخر عمرم سایه ی کسی نباشم و کسی دنبال سایه ام نگرده
یادگرفتم ایستادگی کنم
یادگرفتم با تنهایی و حرفای مردم کنار بیام تا صدمه هاشون نیش و کنایه هاشون ازارم نده
یادگرفتم فقط بگم قبوله
توی این دنیا فقط یاد گرفتم که همه چیز یه دروغه بزرگه.
من نوه ی حاج صالحیه بزرگم ،اما صالح نیستم اصلا کل نوه هاش صالح نیستن کی گفته اصلا صالحن همشون خطاکار بزرگ این دنیان کی گفته نوه های حاج صالحی خوبن من کجا م خوبه من اخرین نوه اشم کجام خوبه ته تغاریـ کل خونواده ام…از کل خاندان صالحی بدم اومد از این دنیا ی کثیف که ادماش هر کاری میکنن تا به خواسته هاشون برسن
خب بریم سراغ ماجرای زندگیم که از سفر لعنتی شروع میشه:

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
@مرسانا, رمان بعدی فلامنکو هستش امیدوارم نظرت عوض بشه
سلام نگاه جون میشه بگین پایانش خوب تموم میشه یانه؟
سلام.ببخشید ولی با اینکه نویسنده زحمت زیادی کشیده بود اصلا خوب نبود.غلط املایی که خیلی داشت که معلوم بود عجله ای نوشته شده و نویسنده حتی وقت نذاشته تصحیح کنه.محتوی رمان هم درکل جالب نبود یعنی اصلا نمیفهمیدی چی به چیه، تند تند داستانو فقط گفته بود.امیدوارم کارای بعدیتون بهتر باشه.مرسی
رمان عالی ایه پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش
ممنون از دوست گلم فاطمه بابت این رمان زیبا
نگاه جون میشه رمان عشق تو پس کوچه های تعصب رو بزاری؟
سلام…گذاشتم
@نگاه,
عاااااااااااااااااااااالی بود واقعا متشکرم خانوم فرامرزی
سلام
ممنونم بابت سایت زیبا وهمچنین رمان های قشنگ ومتنوغی که میذارید
موفق باشید
سلام خسته نباشین اسم این رمان رو اگر میدنین لطفا بگید ک پسره ب خاطر زمینای مادریش مجبور ب ازدواج با دانشجوی مادرش میشه لی خودش ی نفر دیگه رو دوست داره
سلام خسته نباشین نگاه جون ی رمان خوندم کپسر بخاطر زمین های مادریس مجبور ب ازدواج با دانشجوی مادرش میشه در حالی ک خودش یکی دیگه رو دوس داره اگه اسمش رو میدونید لطفا بگید
این رمان خیلی قشنگیه پیشنهاد میکنم بخونیدش خیلی زیباست .
خسته نباشید دوست عزیزم.
واقعا لایک دارید.
سلام خیلی وقت پیش یه رمانی خوندم اسمش یادم نیس. ماجراش اینه که دو تا خواهر عاشق یه پسر میشن خواهر کوچیکه عقد میکنه پسره هم دوسش داره که بعدا اتفاقی میافته که خواهر بزرگتر رو به عقد پسره درمیارند . ممنون میشم بهم بگین
این رمانی که شما گفتید بهنرین رمان عمرم بوده و اسمش (در حسرت آغوش تو)
سلام.یه رمان خوندم ولی اسمش یادم نیس.نمیدونمم که ازین سایت گرفتم یا نه ولی فکرمیکنم ازین سایت بوده.یه پسره که با دوتا دوستاش توی یه خونه دانشجویی زندگی میکنن.تو دانشگاه با یه دختر دوست میشه.که دختره بابای پولداری داره که پسرعموشو میخواد براش.پسر خیلی دختررو دوست داره وفوق العاده عاشقونس.دوستان هرکی اسمشو میدونه بگه.ببخشید طولانی شد
بااین خلاصه ای که شما گفتید فکرکنم رمان حریری به رنگ ابان باشد
سلام نگاه جان
لطفا رمان “در انتهایی ترین نقطه شب”رو تو سایتتون بذارید
ممنون^_^
سلام…نویسنده اجازه نداد..خواهش میکنم
سلام نگاه جون.سایتتون خیلئ عالیه فقط میشه بیشتر رمان بذارید؟
مرسی.