. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان نسیم بیگانه می وزد

انتشار توسط shadan
۲۶ شهریور ۱۳۹۴

نام رمان : نسیم بیگانه می وزد

نویسنده : Arefeh

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

سطح رمان : -

ویراستاران : -

تعداد صفحات کتاب : 144 صفحه پی دی اف، 535 صفحه پرنیان

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 34,551

4/5 - (2 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان نسیم بیگانه می وزد
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

یک رمان از جنس عشق ولی دو راهی هایی که بوجود میاد انتخاب رو سخت میکنه دو راهی بین عشق وهوس...

یک رمان از جنس عشق ولی دو راهی هایی که بوجود میاد انتخاب رو سخت میکنه دو راهی بین عشق ومیل…

دانلود رمان نسیم بیگانه می وزد - www.negahdl.com

دانلود رمان نسیم بیگانه می وزد – www.negahdl.com

 

 

مقدمه:

هرکس در زندگی دچار دو راهی عشق و میل میشود

اما نه تا این حد سرنوشت پلید چه چیز را در انتظارم گذاشته است؟

نمیتوانم راه درست از غلط را تشخیص بدم

آری کدام راه را انتخاب کنم؟

عشق؟ترس؟میل؟ترحم؟

.

کلام نویسنده:

قبل از اینکه رمانو شروع کنم شخصیت های اونو نام میبرم و
معرفی میکنم

..نسیم دانشجوی پرستاری نوزده ساله نقش اول رمانس
..نیما مهندس عمران بیست و چهار ساله برادر نسیم
..محمد نوزده ساله پسرخاله ی نسیم دانشجوی پزشکی

ارشین:20ساله دانشجوی صنایع شیمی خواهر ارشا

ارتان. :29ساله جراح مغز و اعصاب

ارشام بیستو پنج ساله دانش جوی قلب و عروق برادر ارتان

ارتام بیستو دو ساله دانشجوی مغز و اعصاب برادر ارتان

ارام:بیست ساله دانشجوی پرستاری خواهر ارتان

 

 

4/5 - (2 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

23 پاسخ به “رمان نسیم بیگانه می وزد”

  1. z.n گفت:

    چرا این رمان انقدر شخصیت و اسم داره همشونم عین همن فقط قیافه هاشون باهم فرق داره بهتر بود نویسنده چندتا شخصیت انتخاب کنند و براشون شخصیت سازی کنند نه اینکه فقط اسم اضافه کردن و خوانندرو گیج میکنن و اینکه نویسنده خیلی زود از رو موضوعات میگذره مثلا درباره ی خودکشی محمد با سه خط سروتهشو بهم آوردن یا نسیم همش در حال عروسی رفتنه و تنها فرقشون با هم مدل لباسای که عوض میشه در کل خیلی رمان سطحی بود .

  2. سادات گفت:

    سلام ممنون ازرمان های قشنگتون امابعضی اوقات چیزی مینویسیدکه باواقعیت جورنیست مثلا یارو بیست وپنج سالشه فوق لیسانس معماری یاحتی پزشکی داره مثلا خودم لیسانسمو ۲۵سالگی گرفتم یامیبخشید اینو میگم اشخاصی به اسم علی یاامیر همیشه توی رمان هااهل خلاف یاهیز هستند وشخصیت هایی به نام آرشام وکوروش آدم مثبت ونجیبن به نظرم این توهین به این نام های مقدس است البته کلی میگم ازهمه نویسند ه های این سایت خوندم

  3. شکوفه گفت:

    @nafas,
    اگه میدونست که درس مینوشت
    عمومی۷ساله یعنی تا۲۵ سالگی دیگه طرف خیییلی عقل کل باشه وترم تابستونه بگیره میشه۲۳-۲۴سالگی
    تخصصوفوقم که اصن براخودشون جداست.

  4. عسل گفت:

    اینو قبول دارم که زحمت کشیده ولی ایکاش حالا که رمان نوشته یه رمان خوب مینوشت این رمان پر از ایراده و توسطه خودنویسنده باز خوانی نشده

  5. Hima گفت:

    بابا گناه داره بنده خدا غلط کرد رمان نوشت

  6. shabnam گفت:

    بد نبود اما قبل از اینکه داستان بنویسین پرسو جو کنین در مورد شغل کسی نمیتونه تو سن ۲۲ و ۲۵ سال جراح بشه و تخصص بگیره چون خود پزشکی ۷ سالس بعد ۷ سال تازه پزشک عمومی میشه بعدش باید طرحشو بگذرونه بعدش میتونه برای تخصص بخونه

  7. یاسمن گفت:

    همون صفحه اول رو ک خوندم کلا موضوع رمان رو فهمیدم
    اخه اتاق 100 متر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یکی منو توجیه کنه
    ما خونمون 120 متره.خونمونا نه هر اتاق کل خونه 120 متر
    بعد ایشون اتاقش 100 متره؟یا خدا
    یه چیز دیگه هم هست اینه که من نمی فهمم چرا ما ایرانیا فکر می کنیم هر کی چشماش رنگیه خوشگله؟من نمیگم چشم رنگیا زشتن ولی من هزار تا چشم و ابرو مشکی دیدم که فوق العاده زیبا تر از چشم رنگی ها هستن
    لطفا یکم روی سطح رمانا کار کنین خیلی وقته رمان خوب نذاشتین
    مرسی

  8. نازنین گفت:

    من معرفی شخصیت ها رو که خوندم واقعا خندم گرفت !! قصدم توهین نیست اما وظیفه یه نویسنده اینه که قبل از نوشتن یکم تحقیق کنه حداقل ! آخه کسی که 22 سالشه چطوری میتونه دانشجوی مغز و اعصاب باشه ؟؟؟؟ تازه اگر فرض کنیم یک نفر بلافاصله بعد از دوره عمومیش تخصص قبول شه بازم باید کمِ کم 25 سالش باشه که بتونه دانشجوی مغز و اعصاب باشه نه 22 سال !!!!
    خیلی خوب میشد اگه یه آپشن میذاشتن که این رمان مناسب چه سنایی هستش =)))) بهرحال بازم مرسی 🙂

  9. rima گفت:

    سلام خسته نباشين يعني واااااقعاخسته نباشين…چرااينطوري شده اينجا من هميشه ميام اينجاواسه دانلود رمان چون هم ماناش خوبه هم زودآبديت ميشه ولي شادان جون ميگي ميان نظرميذارن درست ميگيم زودآپديت کنين ولي ن اينکه هرمزخرفيوبذارين تو وب…کين ايناروزي هزارتانويسنده مياد بيرون…اه

    • shadan گفت:

      خب اینجوری که من باید صبر کنم یه ماه یه ماه اپ کنم . اصلا اپ کردن هیچ . من از کجا بدونم کی از چی خوشش میاد . واقعا میگم . الان حضور ذهن ندارم اما دقیقا یک رمان بود یک نفر اومد گفت اصلا خوب نبود و بچگانه و فلان و فلان بعد دقیقا برعکس اون یکی گفت فوق العاده بود . از این موضوع هم بگذریم من چندین وقته که رمان نمیخونم حتی اگه رمان بخونم نهایت یکی دو تا نه اینهمه . تازه گفتم که یه تعداد رمانهای خود همین کاربرانه . نذاریم شاکی هستن که چرا نذاشتید !

  10. راحله گفت:

    سلام نگاه جون مرسی از زحماتت. من قصد توهین به نویسنده عزیزو ندارم چون زحمت کشیده ولی فقط دلم میخواد بدونم چند سالشونه آخه این رمان میخوره یه نویسنده12ساله داشته باشه خیلی بی سرو ته و …. همش تو رویا جاااان اتاق خوابش 100متره درمورد بقیشم نگم که خیلی بهتره

  11. مریم گفت:

    سلام .. باتشکر از سایت خوبتون
    ولی با این جور رمان ها کیفیت سایت رو پایین میارین
    بعد مگه میشه آدم با پسر خالش پنهانی دوست باشه و از کلماتی
    مثل عشقم و نفسم و….. استفاده کنه بعد اونو مثل برادرش بدونه
    واقعا مسخره ست..دیگه بحث پولداری و مشاغل و اسامی بماند..
    بازم از سایت خوبتون ممنونم.

  12. سولماز گفت:

    با عرض معذرت . چجوری با بیست و دو سال سن دانشجوی مغز و اعصاب هستند ؟ پزشکی عمومی هفت ساله . تا بخوان تمومش کنن میشن بیست و پنج ساله . بعد غالبا باید دو سال طرح بگذرونن تا بتونن تخصص بگیرن میشه بیست و هفت سال . ازتون خواهش میکنم قبل از نوشتن رمان کمی تحقیق کنین .

  13. Mahla گفت:

    اخه مگه آدم عاشق همجنس خودش میشه مگه بلا نسبت بغضی ها از اوناشه بعدش چرا در مقابل کار های راشا چیزی نمیگفت و سکوت می کرد از داداشش می ترسید؟به خاطر یه ترس از داداشش می گذاشت یه پسر راحت بهش دست بزنه اونم از سر هوس به جای مخالفت با نامزدی دنبال این بود که یه مدرک گیر بیاره تا راشا رو از سر خودش باز کنه یه مورد دیگه پسر خالش رفته خودکشی کرده این خانوم رفته عروسی تازه مامانش میگه هیچ کدوم نمیریم مراسمش داداشش هم راحت با نامزدش میره خوش گذرونی این دیگه چجورشه

  14. Mahya گفت:

    سلام , ممنون از سایت خوبتون
    درباره ی این رمان باید بگم ک خیلی سطحی نوشته شده ک حتی تو 2 صفحه اولش هم این سطحی بودن مشخصه , غلط املایی هم ک خیلی داشت , و چراااا بیشتر نویسنده ها فکر میکنن ک اگ شخصیت های رمانشون همه پول دار باشه رمان جذاب میشه؟؟؟

  15. Z.m گفت:

    سلام…..
    به نظرمن که سطح رمان خیلی پایین بودومتاسفانه الفاظ نادرست زیادی به کاربرده شده بود(نمی دونم چرانویسنده های محترم فکرمیکن بابه کاربردن فحش رمانشون جذاب میشه))…راستش بخوایداین کتاب اصلارمان نبودفقط تخیلات یک ذهن آشفته بود که هیچی ازنویسندگی وآدابش نمی دونه

  16. لیلا گفت:

    سلام نگاه خانم و شادان عزیز.
    از زحمتی که برای این سایت می کشین ممنون. ولی احساس نمی کنین خوانندگان رمان از رمانهایی که میگذارین راضی نیستن؟
    راستش اکثر رمانها بی محتوا ست.بعد از چهاردهم شهریور که رمان بوی خون و پدر خوب را دانلود کردم میام توی سایت و فقط خلاصه رمانها را میخونم و چون چنگی به دل نمیزنه چیزی دانلود نمیکنم.بالاخره دوروز پیش رمان”مگرمردها هم عاشق میشوند”که بعدش پشیمون شدم.خواهش میکنم به خاطر آبروی سایت هم شده یه مدت با وسواس بیشتری رمان بگذارین.تو بین رمانه رمان 40صفحه ای هم دیدم.آخه 40صفحه؟؟؟؟؟
    بازم ممنون.

    • shadan گفت:

      سلآم . بعضی از رمان ها ، نوشته های خود کاربرایی هست که به این سایت سر می زنند . بعضی ها درخواستی و بعضی ها هم از منبع .

      اگه رمانای خواننده های خودمون رو نذاریم پیام میدن که چرا رمانشون گذاشته نمیشه ، اگه درخواستی ها گذاشته نشه میگن چجوریه که شما میگین رمانای درخواستیو میذارید ولی خبری نیست ، اگه رمان های منبع هم گذاشته نشه علنا دیگه رمانی واسه گذاشتن نیست و اپدیت شدن سایت باید هفته ای و شاید در بعضی زمان ها به چند هفته برسه . در صورتی که ما حتی وقتی به جای روزی دو تا رمان گذاشتن روزی یکی هم می ذاریم کاربران پیام میدن که چرا رمان کم میذارید .

      می بینید برای هر شرایطی یک مسئله و یک سری نظراتی هست . ما حداکثر کاری که می تونیم انجام بدیم اینه که رمان ها رو بذاریم و این شما باشید که انتخاب می کنید .

      مهم تر از اون نقدهای شما کاربرانه . اگه هر کی به شخصه بعد از خوندن رمان ضعف ها و نقاط قوت نوشته رو بگه خیلی زیاد به نویسنده کمک میکنه تا اثر بعدیه خودش رو قوی تر بنویسه .

  17. زهرا گفت:

    والا نخونده معلومه چه خبره؟اصلا اسم شخصیت ها را که دیدم
    تو تلفظشون زبونم گرفت:آرشین؛آرشام؛آرتام؛آرتان؛آرام
    شغل و تخصص که جای خود دارد:جراح مغز و اعصاب؛جراح قلب و عروق؛دانشجوی پزشکی؛دانشجوی مغز و اعصاب؛دانشجوی پرستاری
    ببخشید این آدم ها کجا زندگی می کنن که ما نمیبینیمشون.
    مطمین هستم وضع مالی شخصیت های رمان عالی ؛ویلاو لباس مارک و …. به احتمال زیاد ساز هم بلدند بزنن.

    • اسرا گفت:

      @زهرا,
      واي زهرا حرف دل منو زدي من از صفحه عكس گرفتم كه اگه به مشكلي برخورد كردم عكسو ببينم و ببينم چي به چي شد….

    • Mehrfar گفت:

      @زهرا, سلام
      عزیزم من با موضوع داستان کاری ندارم ولی اینکه شما میگی همچین چیزی ندیدی به این معنا نیست که وجود نداره من خانواده ای رو میشناسم که پدرش متخصص اطفاله بچه ها هم همه دکتر متخصص و دندانپزشک هستن و به تبع اون وضع مالی بسیا ر خوبی دارن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت