نام رمان : همیشه در قلب من بودی وهستی
نویسنده : زیبا دخت
ژانر : اجتماعی ، عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 103 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نودوهشتیا
تعداد دانلود : 19,959
رمان همیشه درقلب من بودی وهستی درباره شخصیتی است که عشقش را ازدست داده و حال زندگی جدیدی را شروع کرده است که خالی از چالش های روز مره نیست

دانلود رمان همیشه در قلب من بودی وهستی جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت
خلاصه:
داستانش درباره ی یه دختره است به نام سارا که بیستو دوساله شه قبلا ضربه ی خیلی بدی خورده و روحش خیلی رنجور شده!!! بخاطر اینکه فکر میکنه نامزدش عرشیا مرده
سارا به صورت خیلی اتفاقی با بهزاد آشنا میشه بهزاد عاشق سارا میشه و باهم عروسی میکنن !!! بعد از مدتی میفهمه که بهزاد داره بهش بی وفایی میکته اما اینحوری نیس و باعث میشه برای مدتی از هم جداشنو زندگیشون عوض بشه!!! و …….
.
قسمتی از متن رمان همیشه درقلب من بودی وهستی :
اتاقو بستم و قفل کردم سوئيچ ماشينمو برداشتم و از پنجره پريدم پايين اين کارارو زياد ميکنم!! وقتي سوار ماشينم شدم يهو عکس عرشيا رو ديدم وقتي داشتم رانندگي ميکردم يه پسره ي احمق پريده بود وسط جاده هرچقدر بوق زدم فايده نداشت پياده شدم صداش کردم برگشت اشک هاش تو صورتش خشک شده بود چشماش قرمز شده بود و انقده داد زده بودصداش در نمي اومد بيچاره ازش خواستم بياد سوار ماشين شه تا سر راهم برسونم!! هي با خودم کلنجار ميرفتم ازش اسمشو نپرسم اما نتونستم و پرسيدم! گفتش من بهزادآرماني هستم !
بهزاد- ببخشيد خانوم ميشه بگيد شما کي هستيد؟ اين موقع شب اينجا چيکار ميکني ؟!
– من …. سارا ميلادي و در اين زمان منم از خونه مثل شما زدم بيرون ولي هرگز خودمو نميندازم جلوي يه ماشين!!!!
بهزاد- من براي خودم دليل دارم خانوم ميلادي !
– بحث رو ادامه ندادم وازش پرسيدم کجا ميخواد بره خيلي جالب بود باهم هم مسير بوديم ! منم ميخواستم برم خونه ي عمو فرهادم اون با منطق هستش منو درک ميکنه !
بهزاد- ببخشيد من همين جا پياده ميشم!
-من همون جايي

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام ممنونم از بابت سایت خوبتون فقط ی درخواست داشتم اونم اینکه اگه میشه برای هر رمان ی قسمت رمان های مرتبط رو بزارین بازم ممنونم بابت سایت خوبتون
مسخره ترین رمان عمرم بود دختره صد با از پسره طلاق میگره بایه بچه تو بغلش بعدشم دوباره برمیگرده پیش پسرههههههه اه
سلام نگاه جان یه خواهش ازت دارم در صورت امکان هنگامی که میخوای از نویسنده اجازه بگیری بخواه بگه پایان رمان خوب تموم میشه یا چون برخی رومانا نوشته نشده پایانش خوب هست یا نه بعد خواننده نمیتونه رمان مورد نظرش رو پیدا کنه.
سلام…باشه…
مرسی خانومی
خوآهشـ
خیلی نامردی نگاه که کامنتمو پاک کردی من اسم اون کتابو لازم دارم!!
Negah joon lotfan nazaramo taiis konin man montazere javabe soalamam
خیلی ممنون از رمانهای خوبتون فقط نگاه جون لطفا رمان های خورشید ک رو هم بذارید از نظر من رمان های قشنگی داره مرسی
سلام نگاه جون قبلا رمانهای که میذاشتی خیلی موضوع جالبی داشت ولی الان همه به نظرم خیلی ساده هست لطفا از خانم پور اصفهانی هم رمان جدید بذارید ممنون
سلآم . خوآهشـ . منبع نودهشتیاست به طبع موضوع هم دست ما نیست .
سلام مرسی بابت رمان های خوبی که میذارین .من به شخصه بیشتر رمان های این سایت خوندم ویکی از طرفدارای سایت شما هستم .
امیدوارم زودتر حالتون خوب شه .
موفق باشید
سلام خواهش میکنم … ممنونم ازتون …
میشه پایانش رو بگید؟!
نمیدونم . دوستانی که خوندن لطفا بگن .