. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان وصیت نامه

انتشار توسط نگاه
۷ خرداد ۱۳۹۳

نام رمان : وصیت نامه

نویسنده : sara 18

ژانر : اجتماعی، عاشقانه,طنز

تعداد صفحات کتاب : 1967 صفحه پرنیان،552 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t1016560.html

تعداد دانلود : 57,767

2.9/5 - (8 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
وصیت نامه
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان در مورد وصیت نامه ای که طبق اون بزرگترین نوه ی دختری موظف به ازدواج با بزرگترین نوه ی پسری هوو اش میباشد ، چراکه میخواهد با این وصلت اختلافات گذشته را حل و فصل نماید .

داستان در مورد وصیت نامه ای که طبق اون بزرگترین نوه ی دختری موظف به ازدواج با بزرگترین نوه ی پسری هوو اش میباشد ، چراکه میخواهد با این وصلت اختلافات گذشته را حل و فصل نماید .

رمان وصیت نامه

رمان وصیت نامه

خلاصه:

رونیا سالاری دختری 20 ساله دانشحوی معماری که شیفته ی مادربزرگ پدری خود فخرالسادات سالاری است.
روزی خبر فوت مادربزرگش به او میرسد ، طبق وصیت نامه ی مادربزرگ بزرگترین نوه ی دختری ( رونیا ) موظف به ازدواج با بزرگترین نوه ی پسری هوو اش میباشد ، چراکه میخواهد با این وصلت اختلافات گذشته را حل و فصل نماید .
اگر رونیا و یا ارتام ( بزرگترین نوه ی پسری ) قصد این ازدواج را ندشته باشند ثروت فخرالسادات به آنان تعلق نمیگیرد.
با این ازدواج اجباری مسیر زندگی این دو فرد تغییر میکند …!!!..پایان خوش

ژانر این رمان ;

کمــــــــــدی  ، کل کلی  ، تا حدودی بزن بهادر  و عشقولانه س

کتاب زندگی دختری و نقل میکنه که فوق العاده شیطون و لجباز و تا حدودی مغروره ، در عین حال احساساتی و زود رنج…!!

 

 

 

2.9/5 - (8 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

73 پاسخ به “رمان وصیت نامه”

  1. neda گفت:

    سلام
    من یه رمان خوندم
    دختره با دوستش میره واسه باند ماشینش ۳تا پسر تو معازه هستن یکیشون اسمش نیماست بعدمیرن شمال
    اسم دوست صمیمی دختره خاطرست

  2. fati6232 گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز
    رمان رو خوندم بد نبود اول اینکه سبک ازدواجشون مثل رمان ازدواج به سبک اجباری رو بود
    شب خواستگاری بر گرفته از رمان اگه گفتی من کیم بود
    شب ازدواج مثل رمان قرار نبود بود
    و ما بقی رمان مثل رمان غزال بود
    لجن رمان بچگانه بود و یه سری کارا و تیکه ها خیلی رمان رو بی نمک کرده بود
    در کل بد نبود مرسی

  3. fati گفت:

    رمان قشنگی بود ولی صحنه خواستگاریش که کپی برابر رمان اگه گفتی من کیم بود از رمان قرار نبود هم کپی شده بود از لحاظ زمانی هم مشکل داشت ولی در کل قشنگ بود مرسی

  4. Mrhosseinx@ گفت:

    عاشقتم با این رمانت

  5. Mrhosseinx@ گفت:

    لایک دارین

  6. طناز گفت:

    از موضوعش خوشم اومد ولی اون فعل های مضارع متن رو اعصابم رژه میرفتن که نصفه رهاش کردم 😐
    آخه نویسنده جان چرا همش از فعل حال استفاده کردی

  7. ساحل گفت:

    بــــــــــــه نظـــــــــــر مـــــــــــــن عـــــــــــــا لـــــــــــــــــــی

    بــــــــــــــــــــــــــود

  8. هانیه گفت:

    سلام دوستان:
    من با نظر بعضی از دوستان که چه در این سایت و سایت های دیگه گفته بودن بچگانه و چرت بود باید بگم باهاشون موافقم البته بعضی از قسمتاش
    ولی از حق نگذریم موضوعش جالب بود و هم طنز
    بعضی از جاهاش دقت کنید گفتم بعضی از جاهاش به یاد رمان قرار نبود میوفتادم
    ولی قرار نبود یه چیزه دیگه بود…
    در کل از نویسنده عزیز متشکرم. خسته نباشی عزیزم

  9. سنا گفت:

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییی بود واقعا من3بار خوندمش خیلی خوشم اومد دست همتون درد نکنه و واقغا خسته نباشید 🙂 🙂 🙂

  10. عسل خانم گفت:

    درسته نویسنده زحمت کشیده منکر نمیشم ولی خیلی از صحنه هاش کپی بود مثل خواستگاری

  11. BASIRA گفت:

    سلام رمان وصیت نامه عالییییی بود. باتشکر

    میتونم خواهش کنم رمان وحشی اما دلبر رو توی وبلاگتون

    بزارید؟؟؟

  12. mariya گفت:

    خیلیییییییییییییییییییییییییییی چرت بووووووووووووووووووووود

  13. mariya گفت:

    هم میشه گفت خوب بود هم خیلی بد و حوصله سر بر هیچ هیجانی نداشت هیچ لوس بازی ازدختره نداشت ک مثلا غش کنه یا چیزی ک پسره نگرانش بشه همش توراهه مهمونی و بگو بخند بودن به غیر از3 یا 4جا دیگ همه جاش یک نواخت بود میتونست خیلیییی بهتر باشه خیییییییییییییلی

  14. M.B گفت:

    سلام.رمان خوبی بود ولی یه سری اشکال داشت.مثلا توی داستان میگفت دو هفته دیگه عروسیه بعد شب می خوابید صبح بلند میشد سه روز دیگه عروسی بود!!!!!!یا مثلا امشب اومدن خواستگاری فردا میرن آزمایش خون بدن تو آزمایشگاه یاد شب خواستگاری افتاده میگه یادش بخیر عجب شبی بود!!!هرکی ندونه فکر میکنه مال چند سال پیشه.و از این جور اشتباها که درمورد تاریخ روزهاست توی داستان زیاد بود. البته شاید بگید که خیلی چیز بی اهمیتی هستش ولی همین چیزهای کوچک و جزئی باعث قشنگی و جذابیت داستان میشوند.همچنین برخی اتفاقات مثل شب خواستگاری و رفتن دختره به خارج شبیه چند رمان دیگه بود که به نظر من عیناً کپی شده بود.(رمان های اگه گفتی من کیم؟ و غزال)

  15. M.A گفت:

    منم موافقم من خیلی رمان خوندم همشم دختره و پسره پولدار و خوشگل بودن این نشون میده که یعنی بقیه نمیتونن زندگی کنن جز اینا ای لعنت تو این دنیاااا

  16. سارا گفت:

    سلام.اگه امکان داره کمکم کنید تا بتونم رمانیو ک میخوام تو خود سایت search کنم.

  17. کاربر گفت:

    سلام! من یه رمان در حال تایپ و می خوندم که اسمش و فراموش کردم فقط کمی ازش و یادمه : دختری که پیش داییش زندگی می کنه و پسر دایی هیزی داره و برای کار به عنوان خدمتکار، خونه ی پسر جوونی می ره! توی اولین مهمونی هم ساقی بوده و مردی می خواسته بهش تجاوز کنه که دوست پسره نجاتش می ده…
    با ارض پوزش :))))) ؟!؟!؟!؟!

  18. سهیلا گفت:

    خیلی رمان خوبببببببببببببببببی بود من هنوزم تو شکه قشنگیه این رمانم.ممنون از نویسندش ارزش داش

  19. سوگول گفت:

    از سارای عزیزم بابت این رمان قشنگش ممنونم.
    درسته بعضی جاهاش واقعا اغراق آمیز بود اما واقعا جذاب و مفرح بود.
    بعضی جاهاش و بیش از اندازه کش داده بود که واقعا نیازی نبود این همه مطلب طول بکشه ؛ اما واقعا رمان طنزی بود.
    بهتر بود که یکم روش بیشتر کار بشه و در عین اینکه باعث سرگرمی بشه مطلبی و هم برسونه.
    اما خب بازم ممنون.
    برای اولین رمان خوب بود.

  20. ثمین گفت:

    ممنون بابت رمان قشنگتون ، هر چند که موضوعش تکراری بود ، اما خوبی که داشت این بود که دیالوگ های بین افراد جذاب بود .
    رمان غالب سرگرمی داشت و واقعا من و تو خیلی جاها خندوند.
    هرچند که نیاز داشت بیشتر روش کار بشه ، اما برای اولین رمان استارت خوبی بود.
    من که ممنونم.

  21. arezoo گفت:

    سلام.میشه از نویسنده ها خواهش کنم دست از سره این موضوع تکراری همخونه شدن و ازدواج اجباری بردارن…بابا خسته شدیم!این همه موضوع قشنگ ریخته تو جامعه شما فقظ گیر دادین به این موضوع….

  22. زورو: گفت:

    سلام نگاه جون من یه رمان نصفه خوندم خلاصش اینه که عمه دختره چند سال پیش رفته خارج کشور حالا پسرش فرستاده ایران دنبال دختره
    آهان دختره معلم رقص عربی و همیشه به پسر عمش میگه شرک اسمش رو میدانید عایا؟!

  23. marjan... گفت:

    سلام.نویسنده های عزیز لطفا به چند نکته توجه کنید
    1.تعداد فراری تو ایران کمتر از انگشت های دستاتونه،پس لطفا انقدر تو رویای فراری داشتن فرو نرید.اینجوری هم که شما دارین پیش میرین تعداد پروشه تو ایران از تعداد پراید باید بیشتر باشه.
    2.اینجا ایرانه و ژن رنگ چشم غالب قهوه ای هست پس لطفا اگه آرزو دارین چشم رنگی باشیم لنز بذارین
    3.اینجور که شما دارین پیش میرین تمام مشاغل تو ایران درشون تخته شده و همه 2،3 تا شرکت معماری دارن.
    لطفا انقدر تو رمان هاتون رویا پردازی نکنین.آرزوهایی مثل :زیبا بودن،شاگرد اول بودن،پووووول دار بودن،بهترین بودن،و…..
    این رمان شبیه دفترچه آرزوهای یه دختر بچه دبستانیه.لطفا شعور مخاطب رو زیر سوال نبرید

  24. ایرینا گفت:

    سلام نگاه جان بابت زحماتی که می کشین و رمان ها ی خوبی که روی سایت قرار می دین ،خیلی ممنونم.(البته این رمان استثناست)
    در مورد این رمان هم :اول اینکه موضوعش خیلی تکراری بود و بعد هم واقعا واقعا بد بود!!!
    اصلا کمی راجبش فکر نشده بود…همه شخصیت ها فوق زیبا!!!خیلی پولدار!!! و همه هم نابغه!!! و دیگر هیچ….
    نیازی نیست برای اینکه یک رمان جالب و جذاب باشه همه شخصیت ها از همه نظر کامل باشن،نوع نگاه نویسنده به شخصیت ها و داستان باید به قدر کافی جذاب باشه.
    در هر حال ممنونم از نویسنده برای وقتی که گذاشته.

  25. سمیه گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی مرسی از زحمتات لطفا رمنا های ارامش غربت وببار بارون و هدف برتر روهم بزار برایapkممنون میشم

  26. parya گفت:

    سلام ممنون از زحماتتون
    من یه بار درخواست رمان دختری به نام مروارید رو دادم ولی هنوز نذاشتین
    اگه میشه لطف کنید بزارین
    مرسی♡

  27. شاپرک گفت:

    رمان مزخرفی بود

  28. faryad گفت:

    نویسندگان عزیز پیشنهاد میکنم لطفا دست از سر اسم ارتام و نفس بر دارید بابا این همه اسم قشنگ داریم البته رمان زیبایی بود ولی این جور اسامی باعث میشه ادم شخصیت رو زیاد درک نکنه اگه اسمش عام باشه ادم باورش میکنه البته این پیشنهاد یا شایدم انتقاد بود به کسی بر نخوره

  29. رها گفت:

    خواهش میکنم.درخواست دادم اگرنویسنده اجازه داد میذارمش

  30. parisa گفت:

    سلام.قشنگه .ولی اخرشو که میخونم یادت رمان غزال میوفتم اخه اخرش مثل اونه.

  31. محدثه گفت:

    ممنون خوب بود

  32. nahid گفت:

    اگه امکلنش هست ب نظرم پاسخ بدید اخه تنها سایتی هست ک میام برا دانلود و نظر و پیشنهاد واقعا راضیم

  33. nahid گفت:

    سلام نگاه جون اول تشکر کنم از سایت خوبتون و زحماتتون ک بخاطر رضایت ما خواننده ها هست.دومم ی درخواست رمان داشتم میشه رمان شرط بندی دردسر داره رو واسم بذارید!البته اگه امکانش هست.

  34. sorour گفت:

    مرسییییییییییییی

  35. نرگس گفت:

    خوب بود. ممنون عزیزم!

  36. mohadese گفت:

    سلام ببخشید من دنبال یه رمانم یکم از خلاصه شو یادمه:یه مرده دنباله پرستار واسه بچشه بعد یه دختره به اسم نیما میره اونجا آخر داستان این دو تا باهم ازدواج میکنن کسی اسم رمان رو میدونه آیا؟ممنون

  37. راوش گفت:

    سلام….رمان وحشی اما دلبر و نمیذارین؟

  38. كيانا گفت:

    مرسي نگاه جون …………اگه ميشه سيگار شكلاتي هم بزار

  39. دریا گفت:

    این رمانو درحال تایپ تایه جاهایی دنبال کرده بودم قشنگ بودازدستش ندین

  40. samira گفت:

    سلام نگاه جون میشه خواهش کنم رمان های خالکوبی،سیگارشکلاتی،هدف برتروبباربارون روبزاری؟همینطورممنون ازسایت فوق العاده ات

  41. ستاره گفت:

    سلام نگاه جون
    ميشه رمان ناجي دوست داشتني من رو بذاري؟

  42. نسترن گفت:

    منظورم کتابش قشنگه

  43. نسترن گفت:

    سلام بابت همه ی رمانها ممنون.کتاب قشنگه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت