. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان وقتی پلیس شدم

انتشار توسط نگاه
۱۱ خرداد ۱۳۹۴

نام رمان : وقتی پلیس شدم

نویسنده : سهیلا حبیبی پور

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی، پلیسی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 469 صفحه پرنیان؛174 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نودهشتیا

تعداد دانلود : 84,205

3.9/5 - (12 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
رمان وقتی پلیس شدم
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان در مورد دختری که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که...

رمان وقتی پلیس شدم ؛ داستان در مورد دختری که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که…

رمان وقتی پلیس شدم

رمان وقتی پلیس شدم

خلاصه:

دختری به نام ستاره که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض

میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی

پلیس که کلی کل کل، خنده، هیجان، عشق، پلیس بازی و درام

رو تو زندگیش میاره و اما بالاخره به هدفی که بخاطرش این همه

دردسر رو به جون میخره میرسه یا نه؟با دختر شیطون ما همراه

باشین تا بفهمین چی میشه ماجرا!…پایان خوش

.

قسمتی از متن رمان وقتی پلیس شدم :

صورت عمو حسین. نگاه کلافه ای بهم کرد و دستشو به طرفم دراز کرد. با شادی دستمو تو دستاش گذاشتم
و دنبالش رفتم. جلوی ماشینش موند و گفت:
-سوار شو بلای جونم.
وقتی نشستیم نیش بازمو که دید گفت:
-اگه اصرار مهدی و قهر کردنش نبود قبول نمیکردم. نمیدونم با پسر من چیکار کردی تو.
قهقهه ای زدم و گفتم:
-داداش کوچولوم هوامو داره دیگه عمو حسین.
مهدی پسرعموم بود. ازم دوسالی کوچیک بود ولی بیشتر از یه خواهر برادر
واقعی با هم صمیمی بودیم. کل راه به این فکر میکردم که ینی قبول میکنن؟
-پیاده شو.
به اطرافم نگاه کردم. اوا ما کی رسیدیم؟ شونه بالا انداختم و با هیجان پیاده شدم.
همون لحظه گوشیم زنگ زد. اه همینو کم داشتم. نگاهی کردم. بابا بود. نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم:
-جونم؟
-کجایی؟
-با عمو حسین بیرونم.
-باز دسته گل به آب ندیا!
-چشم.
-سلام برسون فعلا.
-بازم چشم.بای.
عمو خندید و گفت:
-حسن بود؟

.

همون لحظه گوشیم زنگ زد. اه همینو کم داشتم. نگاهی کردم. بابا بود. نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم:
-جونم؟
-کجایی؟
-با عمو حسین بیرونم.
-باز دسته گل به آب ندیا!
-چشم.
-سلام برسون فعلا.

 

 

 

3.9/5 - (12 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

46 پاسخ به “رمان وقتی پلیس شدم”

  1. sara گفت:

    رمان وقتی پلیس شدم خیلی قشنگ بود.حتی من دوبار خوندمش.خوب رمان باید تخیل ذهن نویسنده باشه‌.به نظر من خیلی خوب بود.

  2. نجیب گفت:

    سلام رمان خیلی توش اغراق بود خیلیییییییییی

  3. Sh.a.75 گفت:

    نویسنده عزیز خسته نباشی
    اما کتاب خیلی دور از واقعیت بود ی کتاب کاملا تخیلی بود
    تونستم نصفشو بخونم چون باور اتفاقاتش واسم سخت بود
    ب امید کارای بهتر

  4. مهدیس گفت:

    بچه ها من الان رمان وقتی پلیس شدم رو تموم کردم .البته خیلی کوتاه بود
    موضوعش خوب بود ولی فوق العاده غیر واقعی و تخیلی بود
    دختره با یه پوستین !!!!!! که اونو مثل لباس میپوشه عضله هاش میشه سیکس پک و چهارشونه و قدشم میشه ۱۸۰
    اینجاش جالبه گریمور یه ریشی واسش میزاره که قابلیت رشد داره و البته میتونه کاملا شیو کنه یا ته ریش بزاره یا بزاره کلا بلند شه!!!
    چون عاشق پسرست میره دانشکده افسری و یه هویت جدید درست میکنه و از طرف دولت یه پنت هاوس تو خیابون الهیه و یه فراری مشکی !!! بهش میدن.چرا آخه دولت باید از این دست ودل بازیا کنه
    ولی من نفهمیدم این که طرف بعد از ۹ سال از دانشجو ترم ۳ میشه سرگرد!!!!آخه سرگرد!!!! چجوریه
    میبینی یکی تا آخر عمرش سروان مونده ولی اینجا…..جدا نمیدونم چی بگم
    مورد بعدی این بود که تا پسره داشت وارد دانشگاه میشد ماشین رئیس دانشگاه جناب ارتشبد جلو پاش ترمز کرد و یهو باهاش صمیمی شد گفت تو بشو پسر خوندم اینم سریع هی بابا بابا راه انداخت.مگه میشه ؟؟؟ مگه داریم ؟؟؟؟
    چرا جناب ارتشبد باید تلپ شن خونه این پسره و بااین زندگی کنن آخه
    آخه چرا مهدی احمدوند باید تمام آهنگ های کنسرت رو همراه با این بخونه ؟!؟!؟!
    چجوری راحت فراری تبدیل میشه به لامبورگینی و لامبورگینی هم جاشو به مازاراتی میده و….
    اینا تخیلات رمان بود.حالا میرسیم به اشکلات
    دختری که اینقدر تمایل داشته باشه پسر باشه و حتی از اندامش خوشش نیاد و عاشق خرید لباسا پسرا باشه اصلا یه دختره عادی نیست که بتونه عاشق پسری بشه و …این دختر نقطه ی مقابل ترنسه پس حتما باید پیش پزشک بره
    دیگه نمیگم چطور تو ایران یه دختر سریع لباس پسرونه میپوشه و موهاشم که بازه و راحت بقل اینو اون میره و دولت هم بهش کمک میکنه و واسش پنت هاوس و فراری میخره
    در کل اگر نویسنده اینقدر رویایی نبود و اطلاعاتشم زیادتر می بود میشد ازش یه رمان خوب و قوی ساخت چون موضوعش بد نبود

  5. لیلا گفت:

    افتضاح بود!
    وقتمو تلف کردم!

  6. زهرا گفت:

    ببخشید میشه بدونم جلد دوم ریس کیه که نام دیگش راند دوم هست میخواستم بدونم نوشته شده اگ شده خواهش میکنم تو سایت بزارید

  7. زهرا گفت:

    سلام این رمان قشنگ بود جالب ولی ترجیه میدادم ماجرایی پلیسی وزیبایی داشت باشه تا عاشقانه بازم دسستون دردنکن زیبا بود

  8. parisa گفت:

    سلام
    داستان خیلی خیلی تخیلی وفراتر از ذهن وباور بود
    اتفاقات خیلی تند میرفت جلو
    اصن قشنگ نبود….مسخره..
    یعنی فقط واسه رسیدن به عشقش وارد پلیس شد وتغییر هویت داد؟؟؟مگه کشکه که هرکسی رو از راه رسید رو ببرن تو نیروی انتظامی یا پلیس؟؟؟
    قلمش خیلی ضعیف بود

  9. مهتاب گفت:

    سلام دوستان میشه چند تا رمان طنز و باحال معرفی کنین

  10. haddissh گفت:

    یجووووووری بوووود ……………….

  11. farimah گفت:

    با سلام میخواستم بپرسم که نویسنده برای اینکه برای شخصیت های داستانشون عکس بذارن از صاحب عکس ها اجازه ی گذاشتن داخل رمانشون رو گرفتن؟ برای این میپرسم چون من و دو نفر از دوستانم میخوایم برای رمانمون عکس بذاریم ولی یکی از دوستام میگه امکان اینکه از ما شکایت کنن هست و اگه من از نویسنده ی رمانی این سوالو بپرسم و اون اجازه نگرفته باشه قبول میکنه که عکسو بذاره لطفا به سوالم هر چه سریع تر پاسخ دهید ممنون

    • shadan گفت:

      سلآم . تا اونجایی که من میدونم یک بار عکس یکی از مدلینگ رو به عنوان عکس شخصیت گذاشته بودن و صاحب عکس خواسته بود عکسش رو بردارن . پس احتمالش هست . ولی خب در مورد این رمان نمیدونم .

  12. sepideh گفت:

    خیلی قشنگ بود ولی همه چیز زود زود پیش میرفت

  13. انشرلی گفت:

    سلام.به نظر من قلم نویسنده ضعیف بود.اتفاقات توی داستان با خوده داستان جور در نمی اومد و فراتر از تخیلات بود

  14. آیدا گفت:

    سلام عزیزم خسته نباشی
    من قبلا یه رمانی خوندم که یه دختری با پدر و (فکر کنم)با خدمتکارشون که جای مادرشه زندگی می کنه.(مادرش مرده )بعد نوه ی این خانوم خدمتکار میاد پیش اینا تا یه مدت باهاشون زندگی کنه….فکر کنم این پسره پلیس مخفیه
    میشه اگر کسی اسمش رو میدونه به من بگه؟ممنون میشم

  15. سلام نگاه جون من خیلی رمان طنز دوس دارم خواهشا رمان طنز زیاد بزار در ضمن ساینا عالیه
    دستت طلا
    بوس بوس. بوس

  16. tifani گفت:

    سلام رمان خوبی بود فقط میشه چنتا رمان پلیسی فشنگ بهم معرفی کنید رمان اآبکی نمیخوام.باتشکر

  17. Armila گفت:

    منظورم غزال بود عزیزم موقع تایپ اشتباه کردم امیدوارم ببخشی منو عزیزم شرمندتم
    بازم ممنونم ازت خانمی

  18. Armila گفت:

    مرسی غزل جون ولی نه این نبود ازت ممنونم که برام دنبالش گشتی و وقت گذاشتی فدای مهربونیت یکی از دوستان دیگه پیدا کرد اسمش دوباره باتو از ندا همتی .بازم ازت یدمیا ممنونم غزل جونی

  19. ghazal گفت:

    آرمیلااین رمانی که میخوای تلخ ترازاسپرسوهست فکرمیکنم

  20. pari گفت:

    سلام عزیزم ممنون از شما ونویسنده عزیز اگه میشه لطف کن رمان های پلیسی بیشتر بزار مرسی  

  21. mahta gm گفت:

    سلام ممنون ازتموم دوستان

  22. رویا گفت:

    معذرت میخوام ولی فقط تونستم تا نصف داستان طاقت بیارم!جالب نبود
    به امید کارای بهتر

    • sara گفت:

      باهات موافقم…ولی من بر خلاف تو تا اخرشو خوندم..ببینم چی میشه..یه دختر برای پلیس شدن کلی زحمت کشید..ولی با یه حرف مسخره دوباره خودشو کرد دختر..داستان خیلی تند تند جلو رفت..و من اخرایه داستان فهمیدم ستاره یا همون ساتین..خونه ی ارتشبد زندگی میکرده..نه طنز بود..نه پلیسی..نه عاشقانه..به نظرم یه داستان چرت بود..
      ببخشید نویسنده ی عزیز مجبور بودم راستشو بگم..اخه عزیزان هر کی که از را رسید که نمیشه نویسنده..میشه؟خواهشا اونایی که میخوان رمان بنویسن اول فکر کنن بعد بنویسن و هر چی رو فکر کردن زرتی ننویسن..همین
      با تشکر…

  23. شبنم گفت:

    بد نبود اما کاش از اول با هویت اصلی میرفت دانشگاه و خیلی تند پیش رفت داستان

  24. Ana گفت:

    مهتا جون اسم رمانی که می خوای “باده”هست که خیلی هم جالبه.

  25. سارا گفت:

    @mahta gm, سلام عزیزم اسمش باده هستش

  26. maryam گفت:

    فک کنم رمانه اسمش باده است عزیزم

  27. sana گفت:

    با تشکر از نویسنده
    روند داستان خیلی تند پیش رفته بود و بعضی جاها از ذهن دور بود و معذرت میخوام که اینو میگم ولی مسخره بود در کل بد نبود واسه یه بار خوندن خوب بود

  28. Armila گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبتون.
    من دنبال یه رمان میگردم نمیدونم کجا مطرح کنم >موضوع دختری تو دانشگاه با پسری دوست بوده و قصد ازدواج داشتن ولی چون دختر زیاد به پسر گیر میده تموم میکنن باهم،پسر سال آخری بوده و دیگه همو نمیبینن تا اینکه داداش دختره با خواهر پسره باهم آشنا میشن و تصمیم میگیرن ازدواج کنن در بین داستان مادر دختره از زندگی خودش برا دختره میگه اسم دختره فکر کنم شقایق و پسره هم سامان داداش دختره شهرام و خواهر پسره ترمه.
    خواهش میکنم کمکم کنین اسم رمانو پیدا کنم خیلی ممنونم ازتون

  29. تیام گفت:

    چرا دان نمیشه

  30. ژیلا گفت:

    ممنون بابت رمانا نگاه جون تو فوق العاده ای !!

  31. سوگل گفت:

    سلام نگاه جان.
    عزیز حال سایت خوبه؟
    آخه جلد دوم کژال حذف شده. نظری که تو رمان کژال در مورد حذف بخش نظرات کاربران رمان ” یادآور عشق” گذاشته بودم هم حذف شده.
    لینک های دانلود جدیدی که برای رمان “لمس خوشبختی” گذاشتی هم دوباره حذف شدن
    و دوباره وقتی رو لینک دانلود کلیک میکنم رمان “حالم عوض میشه” دانلود میشه
    ببخش که همش پیام درمورد خرابی و… میدم. 🙁

  32. mahta gm گفت:

    سلام مدتی پیش کتابی خوندم حالااسمشو نمیدونم لطفا راهنمایی کنید.داستان دختری بودکه شدیدعاشق پسرعمش عمشم اونو برای پسرش میگیره وخیلی دوسش داره ولی پسرهمیشه مغروروانمودمیکنه دخترودوس نداره دخترهمیشه میگفته ارزومیکنم یه روزازخواب بیدارشم وانقدرعاشق نباشم تااینکه حامله میشه ویارش شوهرش میشه .اسم رمان یادم رفته خواهش میکنم راهنمای کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت