نام رمان : چه کرد با من آن نگاه شیرین
نویسنده : س.ر
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : -
تعداد صفحات کتاب : 335 صفحه پی دی اف، 1850 صفحه پرنیان
تعداد دانلود : 11,566

داستان دختریست که بخاطر گذراندن خانواده مجبور به کار کردن است و پسری که به کمک او میآید و…
ماجرای دختری به نام کیمیاست که با ورشکستگیه پدرش و افتادن او به زندان ، برای تامین مخارج زندگی اش در شرکتی تبلیغاتی شروع به کار میکند ، در انجا با میلاد اشنا میشود ، سرنوشت طوری رقم میخورد که میلاد به کیمیا در حل مشکلاتش کمک میکند ، هر چند کیمیا مغرور ، سر سخت و به شدت نسبت به مردها بی اعتماد است اما نا خواسته به میلاد اعتماد میکند ، میلاد به خاطر حسی که در وجودش نسبت به کیمیا دارد او را تنها نمیگذارد … حالا این حس عشق است یا چیز دیگری که با ادامه داستان مشخص میشود …
.
قسمتی از متن :
دستها را در جیب پالتو فرو برد و در حالی که چانه اش هم از شدت سرما میلرزید گفت : وای خدایا ،چه قدر سرده … چه بادی هم میوزه ، اگه برف و بارون بیاد از شدت این سوز کم میشه …
خود را به اولین دکه روزنامه فروشی رساند و روزنامه ای خرید .. دوباره همان مسیر را طی کرد تا به محل توقف تاکسی ها رسید سوار تاکسی شد و ادرس را گفت … راننده روبروی خانه ای که در منطقه ای متوسط از شهر قرار داشت توقف کرد و بعد از گرفتن کرایه اش دوباره به راه افتاد …

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام…خب درباره رمان بگم که بد نبود برای یبار خوندن..ولی اونطور که باید نمیشد با داستان ارتباط احساسی برقرار کرد زیادی رویایی بود و هول هولی نوشته شده بود…و اینکه چیزی که خیلی آزار دهنده بود غلط املایی های زیادی بود که داشت و اینکه اسم فرهاد یجاها میشد داریوش … ممنون از نویسنده ب خاطر زحمتشون بخاطر رمان به امید کارهای بهتر
راستی یک چیز دیگه غلط املایی زیاد بود و اینکه اسم یکی از شخصیت ها وسط داستان عوض میشه البته دوباره درست میشه
سلام رمان قشنگی بود ولی آخرش یک دفعه نویسنده همه چی رو جمع کرد ، مثل اینکه ایرج فقط یک بار با کیمیا تماس گرفت و چند مورد دیگه
ممنون از سایت خوبتون
سلام..خواهش میکنم
خوآهشـ .