نام رمان : کلبهای میان جنگل (جلد سوم لیانا)
نویسنده : Zahra.bgh
ژانر : تخیلی, عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : O.o°"raha¨°o.O ، Zαhrαツ، ایمانه
تعداد صفحات کتاب : 222 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 12,116

برداشتن قدم های بزرگ برای نابودی دشمن محوریت جلد سوم رمان لیانا است
رمان کلبه ای میان جنگل
خلاصه:
روبی و مایکل در ادامهی مأموریتشان، به شمشیری که میراث سرزمینشان بود، رسیده و با بهدستآوردن آن، قدم بزرگی را برای نابودی نارسیسا برمیدارند. اما آیا واقعاً همهچیز آنطور پیش میرود که روبی میخواهد؟ آیا سرنوشت میگذارد که او به راحتی راه خود را ادامه دهد؟ سختیها و دشواریهای راه هرگز به پایان نمیرسند. تا جایی که بهطور ناگهانی ناامیدی سراسر زندگی روبی را پر میکند و درست آن موقع است که کلبهای را میان جنگل پیدا میکند؛ کلبهای که روشنکنندهی ذهن تاریک اوست و… .
.
مقدمه:
آغاز فصلی سرد، برای رهگذری پردرد
تودههای سیاه ابر، در شومترین لحظهی زیستن
پلههای شکسته، در باورهای رفته
زوزه بادی خشک و سرد…
در این هجوم ناامیدیهای تلخ
زمینی عصیانگر پر از نالههای مرگ
هدایت به سوی سرآغازی دگر…
.
قسمتی از رمان :
خاموشی
روبی نگاه خیرهاش را به آن شمشیر دوخته و در حالی که از شدت هیجان نفسش بند آمده بود، در دل گفت: «باورم نمیشه! ما پیداش کردیم.»
مایکل نیز بیآنکه حرفی بزند، بارها و بارها با خودش تکرار کرد: «ما پیداش کردیم، حالا دیگه توی دستهای خودمونه».
سپس شمشیر را با احتیاط از جعبهاش بیرون آورده و نگاه دقیقتری به آن انداخت.
روبی در آن فرصت، با همان هیجان آمیخته به ترس و اضطراب، نگاهی به اطرافش انداخت.پنجرهی بسیار بزرگی درست آن طرف اتاق بود که پردههای خاکستریرنگش، با وزش ملایم باد تکان میخورد. از آنجا تمام سرزمین آدونیس درست در مقابل چشمهای نارسیسا و تحتنظرش بود. روبی فکر کرد که با وجود آن پنجره، او دیگر نیازی به آن سه آینه ندارد.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام ببخشید میخواستم اسم جلدای قبلی این کتاب رو بپرسم ممنون میشم جواب بدین❤
سلام. جلد اول لیانا، جلد دوم بازگشتی برای پایان. جلد آخر جدال نهایی
تک بود .
تـــــک
هلاکشم من ، خیلـــــــــــــــی عالی بود ، هنوزم از این همه استعداد توی هنگ موندم ، منتظر یه عالمه رمان دیگه از شما هستم و میدونم که رمان های دیگه شما هم به همین اندازه و شاید حتی خیلی فوق الاده تر از این هستن و بی صبرانه منتظرشون هستم .
قلمت مانا عزیز
تک بود .
تـــــک
هلاکشم من ، خیلـــــــــــــــی عالی بود ، هنوزم از این همه استعداد توی هنگ موندم ، قلمت مانا عزیز
بی نظیر بود این مجموعه چهارجلدی
قلمت مانا زهراجون
فوق العاده بوددددددد.
نگین که جلد ۴ م داره؟
نکنه به ۵ م بکشه؟
با اینکه خیلی دوسش داشتمو رمان جالبی بود ولی خیلییی طولانی شده و دیگه خسته میشه ادم
نه تا پایان ۴ تمام که برای دانلود هم گذاشتم رمان جدال نهایی
what the hell? yani chi chera tamoom nashod. maro maskhare kardin
نه جلد چهارم تمامه که برای دانلود گذاشتم اخرین جلده…رمان جدال نهایی
ووووووووووااااااییییییییی این خییییییییییلیییییییییییی عالیه خیلی وقت بود منتظر جلد سوم بودم.
نویسنده عزیز ممنون بابت رمان جذابت امیدوارم روز به روز بیشتر پیشرفت کنی و برای ما از این رمان قشنگا بنویسی.
قلمت ای ولا داره
عالیییی بود مث همیشه خیلی قلمتو دوس دارم همینجوری ادامه بدی یکی از بهترین ها میشی هرچند ب نظر من همین الانشم هستی منتظر جلد چهارمشم بی صبرانهههه
فوق العاده بوددددددد. نویسنده ی عزیز خسته نباشی
عالی بود خواهری جون
عالییییییی بود