. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

رمان یخ زده

انتشار توسط shadan
۲۷ فروردین ۱۳۹۳

نام رمان : یخ زده

نویسنده :  nazi nazi

ژانر : اجتماعی، عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t810603.html

تعداد دانلود : 32,585

4/5 - (3 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
یخ زده
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

داستان دختریِ که از عشقش خیانت دیده و دچار افسردگی شده تا اینکه با فردی روبرو میشه که...

داستان دختریِ که از عشقش بی وفایی دیده و دچار افسردگی شده تا اینکه با فردی روبرو میشه که…

دانلود رمان یخ زده

رمان یخ زده

 

خلاصه :

نفس دختریِ که از عشقش بی وفایی دیده و دچار افسردگی شده تا اینکه …پایان خوش

.

قسمتی از داستان:

صفحه ی گوشیم برای بار بیستم روشن شد..رو سایلنت بود و از رو روشن،خاموش شدن ال سی دیش میفهمیدم که داره زنگ
میخوره..میدونستم کیه!! خودش بود! حتماً میخواد بدونه چرا نرفتم سر قرار…! هه! زانوهامو بغل کردم..به حلقه ی طلا سفید تو انگشت دست
چپم نگاه کردم..بغض کردم..اما گریه نه!! اشک جلوی چشامو گرفت و دیدمو تار کرد اما گریه نه!! نمیزارم اشکام بریزه رو گونه م!!
چشای مشکی رنگ شیطونشو بهم دوخت..ذوق و شوق و میتونست از تو چشام بخونه..داشتم با عشق به حلقه های ست ویترین
جواهرفروشی نگاه میکردم..از بچگی عاشق این حلقه های ست بودم! خیلی ناز بودن..
دستامو گرفت و با مهربونی گفت: کدومشو دوس داری؟ نظرت درمورد اون انگشتره که 3 تا نگین روش داره چیه؟
نگام رو انگشتری که بهم نشون داده بود، ثابت موند! خوشگل بود..ظریف و ساده و شیک! 3 تا نگین ریز به صورت مثلثی روش دیده میشد که
کمی انگشتر و از حالت سادگی درآورده بود..وقتی برق تو چشامو دید، لبخندش پررنگ تر شد..دستمو محکمتر گرفت و هر دو وارد جواهر فروشی
شدیم..چقدر اون روز بهم خوش گذشته بود..وقتی حلقه ها رو دستمون انداختیم و کلی خندیدیم، حس میکردم دیگه صاحاب دارم و این حس
جدیدی که تو خودم میدیدم و خیلی دوس داشتم..! اون حلقه از اون روز به بعد برام حکم طناب وصلی بین خودمو اون شد!
تقه ای به در اتاقم زده شد..در با صدای” جیر”ی باز شد..من که اجازه نداده بودم کسی بیاد تو!! نور پررنگ طلایی رنگی وارد اتاق تاریک و سوت و کورم شد..هیکل مردونه ي افشین تو چارچوب در پیدا شد..
_ چرا تو تاریکی نشستی تو؟

 

 

 

4/5 - (3 امتیاز)

پرسش و پاسخ، نظر

37 پاسخ به “رمان یخ زده”

  1. رعنا گفت:

    واقعیت این رمان خیلی بچه گانه بود هیچ کدوم با عقل ومنطق جور در نمی اومد بیشترش زاییده تخیل بود.اما رمان اگرچه اجبار این نویسنده عزیز زیبا بود …امیدوارم رمانی بنویسید که ترکیبی از باورها ورویاهای ذهنی تان باشه موفق باشید

  2. سلاله گفت:

    رمانت خوب بود ولی واقعا خیلی بی معنی بود ک تهش فلج شد..ک چی مثلا؟؟؟ مثلا خواسی بگی نفس با اینکه اون الان رو ویلچرم میشینه ولی بازم مثه سابق یا حتی بیشتر دوسش داره؟؟؟ خا فلجم نمیشد میفهیمیدم دوسش داره حتما باید ی بلایی سره پسره میومد تا بفهمونیمیتونستی مثلا بگی پاش تو گچ بوود یا اصن بگی عصب پاشو عمل کردن خوب شد…انقد ب مخت فشار اوردی دیگ اون اخرا کار نکرداگر چ اجبار بود عالی بود ولی این ن واقعا نمیفهمم چجوری بعضیا میگن محححشرر بود والا همه تو این رمان مردن دختره هم همش داشت بدبختی میکشیدنمیدونم چن سالته ولی یکم رو خودت کار کن بهتر شی…

  3. افسون گفت:

    بچه گونه بود
    واضح بود که نویسنده اش یا کم سن بود یا رشته ی تحصیلیش ربطی به نویسندگی نداشت
    غلط های املایی و نگارشی زیاد داشت
    ولی طنز با مزه ای داشت
    نویسنده میتونه با مطالعه ی بیشتر پیشرفت کنه

  4. سارا گفت:

    رمان تا تلاقی خطوط موازی بی نظیره

  5. شهلا گفت:

    سلام عزیزان ببخشید یه سوال داشتم:
    اینکه سرکار خانم الهام . ح یا nazi nazi ، تا اونجایی که من تو سایت دیدم سه تا کتاب دارن ، رمان دیگه ای ندارند ؟
    ممنون از سایت خوبتون

  6. یلدا گفت:

    واییی شما چقدر نوشته هاتون قشنگه و دلرباست واقعا ممنونم
    مثل کتاب عالیه اگر چه اجبار بود محشره

  7. sara گفت:

    پایانش خوبه یا بدلطف بگید

  8. arshin گفت:

    چرا دان نمیشه

  9. نفیسه گفت:

    چرا نمیشه دانلود کرد؟؟؟

  10. zahra گفت:

    سلام.چرا نمیشه این رمان رو دانلود کرد؟

  11. setaretabnak گفت:

    negah jon pas link haye downloadesh koo?

  12. زهرا گفت:

    نگاه جان سایت دانلود واسه پرنیانش خرابه بی زحمت درستش کن

  13. ندا گفت:

    ممنون از نویسنده عزیز خیلی دوسش داشتم.

  14. آتوسا گفت:

    راستی رها جون میشه رمان همسایه مغرور من رو بذاری؟

  15. آتوسا گفت:

    رها جون فرمت جاواش میگه اندازش زیاده میشه رسیدگی کنی حداقل بکنش 2 قسمت

  16. سامی گفت:

    خیلی ممنون دوستان عزیزم

  17. سامی گفت:

    سلام بی زحمت چند تا رمان پلیس بهم معرفی کنید. و یک رمان مد نظرمه اما اسمش یادم نیس خلاسش اینه : یه دختر که پدرش ادم بانفوذی هستش از پلیس تقاظای کمک میکنه که یه پلیس خودشو به جای دانشجو جا می زنه و وارد اکیپ دختره می شه و کم کم عاشق دختره .ممنون میشم که جواب بدید

  18. محبت گفت:

    خوب بود. قلم این نویسنده رو خیلی دوس دارم

  19. نفس گفت:

    خوب بود.ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

    رمان زاده ایل قشقایی

    روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

×

منوی سایت