نام رمان : یه دروغ
نویسنده : sahar_dn
ژانر : عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 150 پی دی اف
منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود
تعداد دانلود : 37,976

داستان از جایی شروع می شود که بزرگ خانواده برای ازدواج نوه ها تصمیم میگیرد
رمان یه دروغ
خلاصه ˸
داستان درمورد دختری به نام ساریناست که در خانواده ی ثروتمند زندگی
میکنه ، سارینا دختر آزادی هست هرکار که دلش بخواد انجام می ده مادر
بزرگش تصمیم میگره که کاری کنه که تمام نوه هاش ازدواج کنند شاید
همه حرفش رو گوش کنن ولی سارینا با همه فرق می کنه ……..
.
قسمتی از رمان:
احساس اینکه مشت سانیار خورده باشه توی صورتم از خواب بیدار شدم
توی جام نیم خیز شدم خوب یکم وقت میخوام لود شم به اطراف نگاه
میکنم
_اااتو اینجا چیکار میکنی
سانیار باچشمای بسته و صدای خواب الود گفت
ای بابا باز تو از خواب بیدار شدی فراموشی گرفتیاخودت گفتی بیام
یکم فکر کردم یادم اومد دیشب از توی باغ صدا اومد منم ترسیدم به سانیار
گفتم بیاد پیشم از جام بلند شدم رفتم توی دستشوی صورتم رو شستم
اومدم بیرون جلوی آینه نشستم موهام رو شونه زدم داشتم توی آینه به
خودم نگاه میکردم که یکی در اتاقم رو زد اومد داخل مژگان بود
مژگان_صبح بخیر خانم مادرتون گفتن بیام شما و برادرتون رو بیدار کنم بیاید برا صبحانه
_باشه الان می ام
انقدر از این جوری حرف زدن مژگان بدم می اد که حد نداره همونطور که داشتم توی کمد دنبال لباس می گشتم سانیار رو صدا زدم
_سانی ، سانی بیدار شو الان مامی می اد بالا
یهو سانیار از جاش بلند شد و گفت
اومد!!!!
_کی ؟
_مامان
_نه گفتم اگه بلند نشی می آد
_اوف فکر کردم اومد الان باز میگه «چقدر می خوابین» داشتم به صدای نازک سانیار می خندیدم که در اتاق باز شد و

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
بد نبود. ولی بیشتر باید روش کار بشه.. آخرای داستان خیلی آبکی تموم شد
عالی بود و این نظر منه
نوشند عزیز به نظر من نانای بعدی شما از این عالی تر هم میشه
به امید پیشرفتت
Bad nabood vali Qshngam nabood