نام رمان : یک شب آرامش
نویسنده : gord Afarid
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 613 صفحه
تعداد دانلود : 23,443
درباره دختری که بر اساس اتفاقاتی با پسری ازدواج میکنه …که درست فردای روز عروسیش اتفاقی براش میفته که مسیر زندگیشو عوض میکنه …یه اتفاق خیلی بد
خلاصه این رمان : درباره دختری که بر اساس اتفاقاتی با پسری ازدواج میکنه …که درست فردای روز عروسیش اتفاقی براش میفته که مسیر زندگیشو عوض میکنه …یه اتفاق خیلی بد…اتفاقی که باعثش مادر شوهرش بوده و اون پسر اونقدر مرد بود که پای زندگی و عشقش وایسه…پایانی خوش

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام جلد دوم رمان ی شب ارامش چیه…؟؟؟؟
رمانش خوب بود..البته اصلا از خوندنش لذت نبردم خیلی هم داستانش اذیتم کرد مخصوصا که نوشته بود از رو واقعیت .. منم واقعا آخر نفهمیدم درد مادرشوهرش چی بود که باهاشون اونکارو کرد اگه نویسنده این مسئله رو هم مشخص میکرد رمان خیلیییی خوبی میشد.
بازم ممنون..
سلام واقعا سایت خوبی دارید میشه یه رمان خنده دار کل کلی بهم معرفی کنید
سلام نگاه خانمی .انشالله که خوبی.من از طرفدارای قدیمی سایتت هستم.از اینکه اینهمه زحمت میکشی و وقت میذاری نمیدونم چه سودی برای خودت داره ولی خیلی زیاد باعث سرگرمی وشادی ما میشه که بابتش واقعا ازت ممنونم گلم.اما….یه نکته که خواهرانه بهت میگم وامیدوارم خواهرانه بهش نگاه کنی.بعضی از رمانایی که میذاری مشکل اخلاقی دارن البته منظورم اونایی که آخرش سرشون به سنگ میخوره ودست از کاراشون برمیدارن نیست.اونایی رو میگم که اگه ببشخیدا شراب و ارتباط خیییییلی راحت با نامحرم.وبد حجابی که چه عرض کنم بی حجابیو ازشون حذف کنی انگاری داستانشون پیش نمیره. ونویسنده خیلی راحت به اعتقادات دیگران چون خودش نمیپسنده توهین میکنه خواهش میکنم به اونایی که اسم نوسنده رو یدک میکشن بگین که قبح و زشتی خیلی از کارا رو با اینجور مطالب که کم هم نیستن بین بعضی از خواننده ها از بین میبرن ..مسوولن و اون دنیا جوابگو هستن…وااای چقدر حرف زدم ببخشید ولی باید اینارو میگفتم.اگه خوندی ازت ممنونم نگاه جون اگرم نه بازم ممنون
سلام عزیزم..ممنون من نمیرسم رمانهارو بخونم امارمانی اگه خوندم ومشکل شدیداخلاقی داشت برش داشتم
خیلی قشنگ بود!!!!!!!
مرسی نگاه جون!!!ولی یه مشکلی هست من اخرش اصلا نفهمیدم که چرا مادره اینکارو کرد خواهشا یکی برام توضیح بده
خواهش میکنم…من نخوندم ونمیدونم دوستان عزیز ازقسمت پاسخ دادن جواب این دوستمونو بدین
به نظر من با گفتن این که کیا این رمان رو بخونن بد تر میشه خود من کنجکااااااااو الانم که کنجکاویم رو تحریک کردین باید حتما برم بخونمش حتما دختره فلج میشه اره یا کور میشه با این که اصلا از رمانایی که از رو واقعیت نوشته شده خوشم نمیاد ولییییییییی من رفتم سراغ رمااان
راستی اگ میشه و میتونی جلد دوم اناهید (بازم میام پیشتون)بذار.مممممممممنون
اگه تموم شده باشه و جز رمانای نودهشتیا باشه با اجازه ی نویسنده میذارم .
مرسی نگاه جون واقعا خسته نباشی .هر چند از اینجور ادما خ کم پیدا میشن ولی واقعا مرد بود .رمان قشنگی بود.ممنون
خواهشـ .
من 15 سالمه.
وقتی به قسمت فردای عروسی رسیدم کپ کردم. اولش خیلی ترسیدم از دنیای وحشتناک بیرون. چون اولش گفته بود واقعیه ترسم بیشتر شد.
من عاشق رمانم و علاوه براون چون تا نصفه ش خونده بودم باااااااید تا تهش میخوندم وگرنه خوابم نمیبرد.
راستش خیلی شد که برای امثال مارال گریه کنم. قبلا درباره این چیزا شنیده بودم اما این…
نگاه جون کاش یه گروه سنی نوجوان نخواند بالاش بزنی همسنای من اینجوری کپ نکنن..
ممنون
خانمی من واقعا نمیدونم باید باشما چه کنم من فقط یه نفرم مگه کل زندگی من این سایته؟ لینک خرابه باید درست کنم…ویرایش بافرمت جدیدباید بگذارم…صفحه کتاب باید بگذارم..من که نمیرسم کتابهارو بخونم وبگم که برای کی خوبه یانه من فقط میگذارم هرکس دوست داره بخونه یا نه باخودشه من مسئول نیستم …گاهی اینقدر بهمم انتقادمیکنین که میگم ببندم این سایتو خودمو راحت کنم
سلام دوست من خسته نباشی من یه سری از رمان های شما برای یکی از شاخه های نو ظهور علم روانشناسی و مشاوره به نام داستان درمانی استفاده میکنم و تا به حال افراد زیادی با این روش به مراحل خوبی رسیدن ازت ممنونم و به امید موفقیت و عاقبت به خیریت &خوشحال میشم به منم هم سر بزنی
خداقوت
خوآهشـ .
ولی من آخرش نفهمیدم چرا مادرشوهرش اینکارو کرد؟؟؟؟ :/
خلاصه این رمان : درباره دختری که بر اساس اتفاقاتی با پسری ازدواج میکنه …که درست فردای روز عروسیش اتفاقی براش میفته که مسیر زندگیشو عوض میکنه …یه اتفاق خیلی بد…اتفاقی که باعثش مادر شوهرش بوده و اون پسر اونقدر مرد بود که پای زندگی و عشقش وایسه…پایانی خوش…دوستان گلم بخونینش
سلام نگاه جون…
یکی از طرفدارای سایتت هستم رمانات خیلی خوفن…
ازت یه درخواستی دارم…رمان زهر تاوان و میشه واس کامپیوتر با پی دی اف مستقیم و غیر مستقیم بذاری؟هرچی میگردم پیدا نمیکنم….
لطفا….
سلام . اگه تموم شده باشه و جز رمانای نودهشتیا باشه و نویسنده اجازه بدن میذارم .
سلام نگاه جون…
یکی از طرفدارای سایتت هستم رمانات خیلی خوفن…
ازت یه درخواستی دارم…رمان زهر تاوان و میشه واس کامپیوتر با پی دی اف مستقیم و غیر مستقیم بذاری؟هرچی میگردم پیدا نمیکنم….
لطفا….
سلام عزیزم..ممنون..متاسفانه نویسنده اش اجازه نداد که بگذار مش
سلام خسته نباشید. عزیزم فرمت جارش حدود صفحه ی 1200 یه بخشی از رمان حذف شده . بخش مهمی هم هست .
سلآم بررسی میشه . درست میکنیم .
سلام نگاه جون داستان زندگی من خیلی از بدتر بود ولی این داستان و خوندم یکم آروم شدم که یکی شبیه منم هست که این همه سختی کشیده با توجه به این که نوشته بودی داستان واقعیته ولی من این شانس و نداشتم که باربد مث مرد وایستاد پای تهمت های مادرش ولی خوب زندگی ادامه داره و همه به تقاص تهمتاشون رسیدن و منم از دیپلم به امروز رسیدم که دارم واسه کنکور دکتری آماده می شم زندگی ادامه داره ادامه داره ادامه داره
سلام عزیزم ومتاسفم برای سختیهایی که کشیدی اما شاید اتفاقات بدزندگی ماادمهاپله ایی باشه برای ترقی وپیشرفت..همونطور که توازسختی گذشتی والان به امیدخدا به دکتری رسیدی ..ادم باسختی وجودش صیقل داده میشه منم توزندگی یه طور دیگه سختی کشیدم اماباتوکل بخدا مشکلات روپشت سرگذاشتم وحداروشکرراضیم