نام رمان : مجموعه داستان کوتاه حوری خانوم
نویسنده : چیکسای. دل آرا دشت بهشت
ژانر : اجتماعی، عاشقانه
منبع تايپ رمان : https://negahdl.com/forum/showthread.php?t=12839
تعداد دانلود : 3,785
رمز فايل : www.negahdl.com
مجموعه داستان کوتاه از چیکسای:
دامن قرمز چین دار ،نسترن یک چیز دیگه است ، سلام منو هم به فلورا برسون ، واقعا تقصیر کی بود؟ ، از اسمش معلومه که چکاره است ، میگن اگه تو بارون با دلی شکسته دعا کنی، خدا جوابتو میده ، منم به جای اون بودم، خودکشی میکردم ، حوری خانم ، مسافر کوچولو یا کیوان ، غلامرضا نه غلومی ، عروس ترشیده است ، همخونه ، ازدواج از طریق سایت دوست یابی ، ولی من به شانس بیشتر معتقدم تا خوشگلی ، پدرم گفت که همیشه با من است ، زنم منتظرمه
مجموعه داستان کوتاه از دل آرا دشت بهشت:
یک روز متفاوت! ، من طاهرش کردم ، می خواستیم حلیم بخوریم ، عروسکش می خواست بره ، می تونی؟
.
قسمتی از داستان
از موقعیکه یادم میاد همه تو فامیل میگفتن، نسترن یه چیز دیگه ست! ما که مطمئنیم اون زودتر از نسرین عروس میشه! انگار نه انگار که این دوتا خواهرن! والا ما هنوز هم شک داریم که تو بیمارستان نسرین عوض نشده باشه!
نسرین ۳۲ سالش بود و من ۲۵ سال! تو فامیل ما ۲۵ سال یعنی ترشیده، چه برسه به ۳۲ سال!
خواستگار بود که گُر و گُر از در و پنجره واسم میومد ولی بابا حرفش یک کلام بود:
– اول نسرین، بعد نسترن! آسیا به نوبت!
سالی یکمرتبه، یکی در خونه مونو میزد و واسه نسرین میومدن خواستگاری! بیچاره نسرین همشونو می پسندید ولی اونها میرفتن و پشت سرشونو نگاه نمیکردن!
آخه، طفلکی نسرین زیبا نبود! چهره ای داشت کاملا برعکس من! بیچاره از پوست هم شانس نیوورده بود! هرچی جوش غرور جوونی بود، در سن ۱۴ سالگی تو صورتش در اومد! جوش که نبود، هرکدوم یک کوه آتشفشان که آخرش هم یک گودال از خودشون رو صورت آبجی بیچاره م جا گذاشتن! اینهمه هم دوا درمونش کردن ولی فایده نداشت!
ولی در عوض اخلاقی داشت مثل ماه! انگار خدا اخلاق نسرینو از روی فرشته هاش کپی برداری کرده بود! خانم، با شخصیت و کدبانو! برعکس من که لوس و یکدنده و مغرور! رو بهم میدادن با سایه م دعوا میکردم که دنبالم نیاد!
این آخریها به خواستگار نابیناش هم راضی شده بود. اونم واسه اینکه میگفت:
-نسترن، از من گذشته که بخوام روی دلم کسی رو انتخاب کنم. نمیخوام تو هم پا به پای من بسوزی! ولی مادر پسره، رو ترش کرد و رفت. حالا بهونه ش چی بود؟ نوه م زشت میشه! ای تف به روی هرچی آدم نفهمه!
بالاخره یکروز بعد از چند ماه، در خونه مونو زدن! یک خواستگار بود. یک مرد ۴۶ یا ۴۷ ساله. بدون مو، قد کوتاه و شکم گنده که یک عینک ذره بینی هم به چشمش بود!
وارد سالن پذیرایی که شد، از پشت در اتاق نگاهش کردم. رومو اونور کردم و گفتم: عُق! این که از زشتی دست شیطونو قفلو زنجیر کرده! والا! اگه نسرین جواب مثبت بده، رسما شک میکنم که تو سرش به جای عقل گچه!
ولی نسرین جواب بله رو داد
به درخواست نویسنده و به دلیل چاپ اثر لینک های دانلود برداشته شد.

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام عزیزم…..
ممنون واسه رمانای قشنگی که میزاری
عزیرم لطف. میکنی چندتا رمان خوب مثل رمانهای فرشته27یا ارام انید…یا رمان پناهم باش بهم معرفی کنی؟؟؟ …چندتا رمان دانلود کردم ولی از هیچکدومشون خوشم نییومد و نصفه ولشون کردم….
مرسی
سلام.خواهش میکنم…رمان گناهکار سجاده نشین قشنگه…خواهش میکنم
سلام نگاه جون
خواهش قالب تون رو عوض کنید.
قالب قبلی تون خیلی قشنگ تر بود.
تروخدا عوضش کنید.
سلام..قالب جدید گذاشته شد
تازگی ها به رمان های چیسکای خیلی علاقه مند شدم!
ببخشید کسی اسم این رمان رو میدونه:پسری به خاطر این که طرف مقابل شراکت میزنه زیر قولش دختره ش رو میدزده وبعد پدر ادعا میکنه دخترش پاک نیست واین 2 ازدواج کنند
سلان ميشه رمان “آن شب لعنتي” رو بزاريد
ممنون ميشم
سلام ..هنوز تموم نشده..خواهش میکنم