رمز فايل : www.negahdl.com
سلام دوستان یه شعر از سعدی خوندم كه خیلی خوشم اومد حیفیم اومد برای شما نذارمش..
آن را که غمی چون غم من نیست چه داند کز شوق توام دیده چه شب میگذراند
وقتست اگـــــــر از پای درآیم که همه عمر باری نکشیدم کــه به هجران تو ماند
ســــــوز دل یعقوب ستمدیده ز مـــن پرس کاندوه دل سوختگان سوختـــــه داند
دیوانــــــــه گرش پند دهــــــــی کار نبندد ور بند نهــــی سلسله در هـم گسلاند
ما بـــــــــی تو به دل برنزدیم آب صبوری در آتش سوزنده صبوری کــــه تواند
هر گــــه کـــــه بسوزد جگـرم دیده بگرید ویــن گریه نه آبیست که آتش بنشاند
سلطان خیـالت شبـــــــی آرام نگیــــــــرد تا بر سر صبـــــر من مسکین ندواند
شیریــــــــن ننماید به دهانش شکر وصل آن را که فلک زهـــــر جدایی نچشاند
گــــــر بار دگــــــر دامن کامی به کف آرم تا زندهام از چنـگ منش کس نرهاند
ترسم کـــــــه نمانم من از ایـن رنج دریغا کاندر دل من حســـرت روی تو بماند
قاصـد رود از پارس به کشتی به خراسان گـــر چشم من اندر عقبش سیل براند
فریاد کــــــه گـــــر جور فراق تو نویسم فریاد برآید ز دل هـــر کــــــه بخواند
شرح غم هجران تو هــم با تو توان گفت پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند
زنهار که خون میچکد از گفتــــه سعدی هرک این همه نشتربخوردخون بچکاند

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
پرسش و پاسخ، نظر