. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

مصاحبه با خدا

انتشار توسط نگاه
۶ اسفند ۱۳۹۱

تعداد دانلود : 2,019

5/5 - (1 امتیاز)
مطالعه/دانلود کتاب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

    رمز فايل : www.negahdl.com

    خلاصه کتاب

    خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد...

    خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

    پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

    خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

    من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

    خدا جواب داد:

    – اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

    – اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

    -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

    – اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

    دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…

    سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

    • به ادامه مطلب مراجعه کنید:

    خدا پاسخ داد:

    – اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

    – اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

    – اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

    – اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

    – یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

    – اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

    – اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

    – اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
    با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

    خدا لبخندی زد و گفت:

    فقط اینکه بدانند من اینجا هستم… “همیشه”

    5/5 - (1 امتیاز)

    پرسش و پاسخ، نظر

    10 پاسخ به “مصاحبه با خدا”

    1. اوا گفت:

      خدا عشقست وعشق خدا

    2. ثمين گفت:

      خيلي خوبه نگا جون

    3. kitty گفت:

      ممنون … واقعا قشنگ بود …
      هرچند این ها یک هزارم الطاف خدا …
      و یک هزارم اشتباهات دیگه ی بندهاش نمیشه …

    4. مریم گفت:

      خدایا مرا ببخش برای وقتهایی که چشم پوشیدم از بندگیت و شرمنده ام از این همه خدایی بی دریغ تو برای منه ناسپاس

    5. افسانه گفت:

      خدایا فقط نا امیدی رو فقط برای چند لحظه هم شده ازم بگیر!!!!بخدا تحمل ندارم!لیاقت امتحان کردنو ندارم!!!خدایااااااااااااا

      پاسخ نگاه:انشالله که خدا کمکت میکنه…هیچ وقت ناامیدنشو…

    6. فهیمه گفت:

      سلام خیلی خیلی خیلی قشنگ بود خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است خدا جون دوست دارم خوایا هرگز رهایمان نکن
      پاسخ نگاه:سلام عزیزم..همینطوری مگه بشربالاترازخداوجزاون کی روداره

    7. بلوط گفت:

      سلام خدمت شما دوستان عزیز واقعا قشنگ بود دستتون طلااااااا

      پاسخ نگاه:سلام عزیزم وممنون

    8. خانم گلی گفت:

      خیلی خوب بود خدا راست می گه باید همیشه باور کنیم خدا خیلی خیلی به ما نزدیکه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین کتابها

    • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

      رمان زاده ایل قشقایی

      روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

    • رمان از تجریش تا راه آهن

      رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

    • رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

    • یادبود آخرین مرقومه

      رمان یادبود آخرین مرقومه

      این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

    • پایان‌نامه مقدونی

      داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

      پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

    • رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

    ×

    منوی سایت