. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

پیدا کردن کتاب های بی نام

انتشار توسط shadan
۲۸ اسفند ۱۳۹۱

تعداد دانلود : 18,231

Rate this post
مطالعه/دانلود کتاب
رمان یک شب طولانی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

    رمز فايل : www.negahdl.com

    خلاصه کتاب

    سلآم لازم دیدم در مورد یک موضوع مهم پست جدا بزنم .  بارها و بارها پیش اومده که دوستان دنبال...

    سلآم

    لازم دیدم در مورد یک موضوع مهم پست جدا بزنم . 

    بارها و بارها پیش اومده که دوستان دنبال رمانی بودن که خلاصه یا موضوع کلی رو میدونستن و داشتن اما اسم رمان رو نه .

    اکثر شماها از انجمن اطلاع دارید . اینکه من بخوام نظراتتونو تایید کنم و اسم رمان رو بگم یا بقیه بگن کار شاید سختی نباشه اما 

    اینجوری باعث میشه هر کدوم از شما نظر بذارید و دنبال یه رمانی بگردید و از محوریت رمان اصلی دور بشید .

    اول اینکه هم نظرات زیاد میشه چون شما یه سوال میکنید و حدود هفت نفر میان جواب میدن . دوم اینکه چون تعداد نظرات زیاد میشه

    کاربرای دیگه که دنبال نظر مربوط به موضوع رمانن از اینکه اینهمه نظر رو بخونن خسته میشن . و هر سری بابت این موضوع شکایت میکنن .

    به همین خاطر از این به بعد نظرات مربوط به این موضوع تایید نمیشن .

    مگه اینکه من اسمشو بدونم که خب میتونم بگم تعداد محدودی تو ذهن من هس .

    و برای اینکه شما باز هم بتونید مثل سابق دنبال رمانتون بگردید به این آدرسی که در زیر میذارم مراجعه کنید .

    آدرس یکی از تاپیک های انجمن هستش که اونجا میتونید درخواستتون رو مطرح کنید .

    البته حواستون باشه که اول باید عضو شید و بعد در قسمت ارسال مطلب پایین صفحه خلاصه رو بفرستید و منتظر باشید تا اسم رمان بگن بهتون .

    پیدا کردن کتاب های بی نام

    همچینن برای خواندن کتاب های جدید در حال تایپ در انجمن نگاه با کلیک به لینک زیر میتویند مشاهده کنید یا خودتون رمانی که تو ذهنتون هست را شروع کنید:

    تایپ رمان نگاه

     

     

     

    Rate this post

    پرسش و پاسخ، نظر

    120 پاسخ به “پیدا کردن کتاب های بی نام”

    1. Pari گفت:

      میخواستم اسم اون رمانی رو بدونم که دختره از پسره که اسمش فک کنم امین بود ۲ سال بزرگتر بود نامزد کردن ولی بعد جدا شدن و پسره رفت خارج از کشور و دوباره برگشت

    2. سحر گفت:

      @shabanm, سلام اسمشو پیدا کردید؟

    3. وحید گفت:

      سلام یه رمانی هست که دو تا برادر دوقلو هستن که یکیشون شر و یکیشون خوبه .بعد با دو نفر ازدواج میکنن اونی که شر بوده چشمم دنبال زن این یکی برادرشه بعدم که بردارشو میکشه تو خونه دفن میکنه بعد به جای برادرش خودشو جا میزنه .بعد چند وقت رفت اومد استخوانای برادرش تو خونه میدا میشه و.. خیلی دنبالشم لطفا کمک کنید

    4. بیخواب شب گفت:

      سلام
      بالا توروخدا جواب بدید شبا خوابم نمیبره
      یه رمانی بود که یه نفر دیگه هم پرسیده ولی کسی جواب نداده
      […]
      ممنون که زود جواب میدید

      • CAPRICORN گفت:

        سلام. نمی دونم دیگه به چه زبونی باید صحبت کرد که دوستان عزیز اگه خلاصه ای دارید لینک گذاشتیم تشریف بیارید تو انجمن بذارید تا هرکی می دونه جواب بده. نظرات اینچنینی تو سایت بدون پاسخ حذف میشه.
        حالا یه بار دیگه لینک رو برای شخص جنابعالی میذارم: https://forum.negahdl.com/threads/244696/

    5. lilifar گفت:

      اسم رمان عشق یوسف از نازنین ۸۷

    6. fatemeh گفت:

      سلام خسته نباشید. من چند سال پیش ی رمان خوندم ک درباره ی دختری بود ب اسم پریسا بخاطر زن باباش ک آدم فاسدی بوده (ی سری پارتی های خراب میگرفته خیلی هم بدجنس بوده و ی برادرم مثه خودش داشته) ولی بابای این دختره مذهبی بوده این دختره مجبور میشه تو نوجوانی فرار کنه ک ب این خونه های خراب میرسه همونجا کار میکنه. رمان اینجاش شروع میشه ک ی روز مشتریش میشه ی حاج آقایی ک تو ۱۵ سالگی این دختره توی ی مهمونی اینو تو ی چادر صورتی میبینه و عاشقش میشه (این دختر رو پیدا میکنه) میاره پیش خودشو و کم کم باهاش ازدواج میکنه فاصله سنیشونم ۱۰ ۱۵ سالی هست خواهر این حاج آقا اهل قر و فر و مهمونی بوده توی یکی از مهمونی های خراب زن بابا پریسا شرکت میکنه ولی نمیدونه چجوریه وقتی میاد فرار کنه نمیذارن و توی زیرزمین زندانیش میکنن پریسا سر همین موضوع با حاج آقا دعوا میکنه چادرشو میزاره کنار میاد دنباله خواهر حاج آقا وقتی برادر زن بابا میخواد بهش تجاوز کنه رگشو میزنه و بعد بیمارستان و… کسی اسم رمانو میدونه؟

    7. رها گفت:

      دنبال یه رمان میگردم خلاصش:اصه داستان:
      پرویز ربانی ،پدر رها ، قبلا به خواستگاری شایان از دخترش رها جواب قاطعانه ی منفی داده اما خبر نداره این دو دلباخته ی هم دیگه هستن … نمی دونه پنهانی با هم دوست شدن و به دیدن هم می رن
      رها دانشجوی رشته ی مامائی در بابله و هرهفته شایان برای دیدنش میره بابل ….شایان کابینت سازی داره

    8. سپهر گفت:

      @صبا, اسم این رمان ماه خاموش هستس

    9. شهناز گفت:

      وارد لینک نمیتونم بشم میگه منتظر تایید است

    10. شهناز گفت:

      سلام من اصلا نمیدونم چطور وارد بشم هر چی مینویسم انگار ثبت نمیشه

    11. شهناز گفت:

      سلام من دنبال ی رمان میگردم اسمش یادم نیست.خلاصه:یه دختر (…)ا

    12. parisa گفت:

      @صبا,
      اسم رمان ماه خاموش هست

    13. negin گفت:

      salam esme ketabio mikham ke toosh dokhtare mohandese shimi bood barasase ye etefagh be zendan mire va badesh mishe mamoor makhfi baraye khare mavad mokhader va ba yek police makhfi kar mikone be esme yas ia yaser

    14. آمین گفت:

      اسم رمان زندگی خصوصی

    15. صبا گفت:

      سلام.دنبال رمانی میگردم که دختری طی یه قرارداد عحیب با رعیسش باید براش وارث بیاره .رمان خارجیه یعنی شخصیتاش خارجی هستن ولی فکر کنم نویسندش ایرانی باشه.اسم دختره فکر کنم دزیره و اسم رعیسش سم مکندی هست

    16. Lilihsni گفت:

      سلام رمانی که دختره ایمش خورشیده با مادرش زندگی میکنه تو مهدکودک کار میکنه با مردی که اسمش سیامک و دختر کوچیکش تو همون مهد اشنا میشه زن سیامک اسمش المیراست و مرده که سیامک بخاطر دخترش با خورشید ازدواج میکنه……. اسمش چیه؟

    17. آرزو گفت:

      اسمش دلیار هست

    18. Yosra گفت:

      سلام من دنبال اسم یه رمان میگردم که خلاصه رو میدونم

    19. tahmineh گفت:

      سلام تا جایی که از رمان یادم میاد این بود که دختره حامله بود فکر کنم با پسره مشکل داشت و پسر ه یکی از لباس ابی اسمانی یا قرمز دختره خوشش نمیاد

    20. wida گفت:

      @Sanaz, به نظر جذاب میاد منم مایلم بدونم اسم رمان وووووووو ..

    21. shabnm گفت:

      سلام فقط انقدر یادمه دوتاب ردار برای انتقام از پدر یک خواده مرین سراغ دختراش بعد گول زدن باهاشون رفیق میشنم و بعد تجاورز میکنن بعد بزور باهاش ازدواج میکنن
      اسم پسرا فکر کنم سیامک و سیاوش بود
      که اخر پدره روانی میشه

    22. shabanm گفت:

      سلام
      فقط یادمه دوتا بردار بودن اسمشون فکر کنم سیاوش و سیامک بود
      برای انتقام از پدر دختر -با دوتا خواهر دوست میشن بعد بهشون تجاوز میکنن
      اخرش پدره دختره روانی میشه یکی از نقش اصلی دختر باردار میشه تصادف میکنه بعد میره تو کما

    23. نازی گفت:

      @phoinex, اسم رمان جایی نرو هست که دو جلده

    24. sayeh گفت:

      با سلام
      چند یال پیش رمانی خوندم درباره اینکه دختری تو کتابخانه کار میکرد و پسره که صورتشو میپوشوند تا دختره نشناستش و دختره وادار میکرد کارایی انجام بده

    25. Sanaz گفت:

      سلام میخواستم اسم رمانی که دختره مادر و پدرش از هم جدا میشن و مادرش با مردی ازدواج میکنه که یه پسر داره و با پسره مشکل دارن و بعد فوت مادر و پدرش پسره اونو خدمتکار میکنه رو بدونم ممنون میشم

    26. مرضیه گفت:

      سلام خسته نباشید،من دنبال یه رمان هستم که دختره رمان مددکار اجتماعی خونده برای انجام پایان نامش و کمک به یک زن که به حکم قتل همسر و فرزندش باید اعدام بشه با یه سرگرد که پسر همسایه شان هست ازدواج میکنه فقط بخاطر کمک به اون زن اما بعد عاشق پسره میشه زمانی که پسره فهمیده اون با نقشه وارد زندگیش شده و ترکش میکنه،خواهشمندم نام رمان رو به من بگید ممنون،سپاس فراوان

    27. مه بانو گفت:

      @تابان, اسمش فکر کنم عشقم عسل
      هرچی هست به عسل ربت داره من این رمان سایت کلبه رمان خوندم بگردید پیدا میکنید

    28. فروغ گفت:

      اسم رمان تا تلاقی دو خط موازی هست

    29. فروغ گفت:

      @eli joon,
      تا تلاقی خطوط موازی

    30. فروغ گفت:

      سلام
      اسمش تا تلاقی خطوط موازی هست

    31. فروغ گفت:

      سلام
      من دنبال یه رمان میگردم
      توش یه پسر خیلی پولدار میاد دم خونه دختر فقیر و بهش میگه فقط تو میتونی آرومم کنی
      کلا هر وقت حالش خوب نبوده میومده دم خونه دختره
      و دختره هم ااصلا باور نمیکرده پسره با اینهنه پول و مقام عاشق این بشه
      میدونم چیزی که یادمه کمه
      ولی میشه کمکم کنین
      بدجور ذهنمو مشغول کرده

    32. ترانه گفت:

      تلاقی خطوط موازی

    33. farto20.31 گفت:

      رمان “جایی نرو” اگه همونی باشه که من فکر می کنم.

    34. negin گفت:

      سلام دوستان من چند سال پیش یه رمان خوندم که در مورد یه دختر بود که بعد از به هم زدن با نامزدش عاشق یه مرد کور که پیشش کار میکرده میشه و باهاش ازدواج میکنه بعد از مدتی مرده به اصرار دختره میره خارجو چشماشو عمل میکنه و بیناییشو بدست میاره بعد به دختره شک میکنه و وقتی که دختره دنباله اثبات بیگناهیشه متوجه میشه که پسره بش خیانت کرده و … اما هرچی فک میکنم اسم کتاب یادم نمیاد میخواستم بدونم کس دیگه ای هم خوندتش؟ اگه خوندید لطفا اسمشو بم بگید پلیییییییییز

    35. پرند گفت:

      سلام من قبلا یه رمانی و نصفه خونده بودم الان هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد
      خلاصه اش این بود یه مردی بود سه تا پسر داشت همسرش اسمش بنفشه بود که بر اثر بیماری فوت کرده بود رستوران داشت و همراه یه دایه پیر زندگی میکرد
      اونور قصه یه دختری بود که فقیر بودن با زن عموش زندگی میکرد بعد از کلی بیکاری و اتفاقاتی که می افتاد وارد رستوران این اقا برای کار میشد

    36. eli joon گفت:

      سلام،یه رمانی بود که دختره به طور کاملا سنتی با یک پسر که پلیس هم هست ازدواج مبکنه اما وقتی متوجه میشه که شوهرش پلیسه خیلی میترسه چون تو دوران دبیرستان با دوتا از دوستاش وارد یه باند پخس مواد شدن و یکی از دوستاشون هم بیگناه سر همین قضیه کشته شده و ادامه ماجرا.میشه لطفا اسم رمانو بهم بگید خییییلی وفته دنبالشم

    37. zahra گفت:

      سلام
      داستان درزمان اوایل انقلاب هست که دختره در خانواده متوسطی زندگی می کنه و برادر داره با پسری ازدواج میکنه که اونو دوسش نداره و دختر دیگری رو دوست داره دختره با خانواده پسره زندگی می کنه که اذیتش هم می کنند دختری که پسره دوسش داشت با کس دیگه ای ازدواج.میکنه و این پسره با زن خودش رابطه برقرار میکنه و فکر میکنه همون دختری هست که دوسش داره بعد همسرش ی دوقلو حامله میشه پسره با زنش خوب میشه و اخر یکی از بچه ها توی حوض خونه غرق میشه اها مادرشوهرش هم اخر مریض میشه سکته میکنه

    38. ارتمیس گفت:

      سلام
      من دنبال ی رمانیم ک دختره می ره تولد دوستش و ی پسر اونرو میبره به خونش و بش تجاوز میکنه دختره از ی خانواده مذهبی بوده و نمیزاره خانوادش بفهمند چندسال بعدش دختره با ی فوتبالیست ازدواج میکنه اما پسره اونا نمی خواسته و ی دوست دختر پولدار داشته ک صیغش کرده بوده و دختر با پسره میرند تهران و جدا از هم زندگی میکنند و دوست پسره عاشق دختره میشه و دختره بعدش با پسره اشنا میشند و پسره میفهمه ک دختره تجاوز بش شده و میخواند طلاق بگیرند….

    39. fateme گفت:

      سلام بهار اسم رمانو پیدا کردی؟من از خلاصش خوشم اومده

    40. مریم گفت:

      سلام دوستان ببخشد من دنبال یه رمانی میگردم که خلاصش اینه دختره یتیمه و خونه خالش زندگی میکنه در اثر اتفاقاتی از اونجا فرار میکنه و با یه پیرزن پولدار برخورد میکنه پیرزنه اونو به خونش میبره.وقتیث که پیرزن میخواسته بره خارج برای عمل پاهاش دختره رو پیش نوه ش میفرسته و …. اگه میتونین کمکم کنین خیلی دنباش گشتم>>>>>

    41. Sahar گفت:

      سلام
      یه رمان بود دختره بچه بوده با دوست باباش دوست میشه بعد باباش میاد میبینه و اذیتش میکنه بعد چند سال که نقل مکان میکنن تو همسایگی عاشق یه پسری میشه اسمش عجیبه
      نمیتونم اسم پسرهرو ب یلد بیلرم ممنون میشم کمکم کنید

    42. phoinex گفت:

      اسم ی رمان ک دختره ب اسم ترانه ب خاطر قرض پدرش با رییس شرکتش ب نام کیان صیغه میشه.کیان در بچگی از خانواده طرد شده اسم مادرش افروز وپدرش علیرضاس.برادر ترانه سامان هم ب اجبار کیان پاشو ک میلنگید عمل میکنه وخوب میشه.راستی کیانم حاصل تجاوز علیرضا ب افروزه.برا همین افروز طردش کرد

    43. abdis گفت:

      سلام لطفا اسم رمانایی که پسره توش خیلی پولدار و مغروره و دختره فقیر بگید.مثل گناهکار.

    44. فاطمه گفت:

      سلام میشه رمان man نوشته نیلوفر قائمی رو بذارید

    45. bahare گفت:

      سلام من ی رمان خوندم ک اسمشو یادم نمیاد خلاصه:ی دختره بود ک خیلی پولدار بودن اما باباش ورشکست میشه و همه چیزشونو از دس میدن بعدشم باباش میمیره و بعدش مجبور میشن ی خونه اجاره بگیرن دختره دانشجو بود و تو دانشگاشون ی پسره خوشگل و پولدارهم بود ک خیلی سر ب سر دختره میذاشته(کسی نمیفهمیده ک بابا دختره ورشکست شده و مرده چون لباسای مارک دارشو از خونه فبلیشون باخودش اورده بود)مادر دختره شبا دیر میرفته خونه و دختره بش شک میکنه و باهم دعوا میکنن اخرش میفهمه ک مادرش تو خونه مردم کلفتی میکنه و تصمیم میگیره با مامانش بره وقتی میره تو خونه میبینه ک این پسره همونه ک تو دانشگاه اذیتش میکنه(پسره ی خاهر داره ک دیوونه س)دختره خودشو از پسره قایم میکنه اما پسره اخرش میفهمه تا همینجاشو خوندم لطفا هرکی اسمشو میدونه بگه تو کف بقیه ش موندم

    46. پری گفت:

      امید وارم کمکم کنیییی
      چند سال پیش یه رمان خوندم ولی الان اصلا اسمش یادم نمیاد
      اول رمان اینجوری شروع میشه که :دختر با پسری ازدواج میکنه که عاشق یه دخترس اما انگار بهش خیانت میکنه و اینکه الان همون دختره توی عروسیشه
      بری اینکه حاله دختررو بگیره به عروسش میگه منو ببوس.
      خانواده ی پسره دختررو برای پسرش میخواستن چون دختره شیطونه میتونه حاله پسررو خوب کنه
      اینا با هم زندگی میکنن که یه روز دختره برمیگرده
      یه وقتایی پیش دختره میخوابه اسم زنش و پیش دختره میبره اونم که عصبانی میشه.
      یه چیز دیگم که یادم میاد دختره نقشه کشتنه زن عشقشو میکشه .
      و اینکه زنه از شوهرشو ول میکنه میره بعد یه روز میره شهربازی دوتا بچه رو میبینه که تنهان اینارو میبره پیش خودش و بزرگش میکنه
      خواهش میکنم کمکم کن خییللللللللللییییییییی دنباله این رمانممممممممممممممم
      مرسسسسسسسسسسسسسسسی

    47. maral گفت:

      سلام من قبلا یه رمان خوندم اما اسمش اصلا یادم نیست…رمان در مورده دختری بود که یکی از بهترین دانشگاهای ترکیه قبول میشه وضع مالیش متوسط بوده….توی دانشگاه 4تا پسر بودن که از همه لحاظ خوب بودن و پولدار و یکیشونم خیلی قد و مغرور بوده بسکتبالیستم بوده…برحسب تصادف دختره روز اول دانشگاش با اون پسره درگیر میشن و پسره میخواسته دختره رو ادب کنه و مابقی قضایا…..ممنون میشم اگه اسمشو بهم بگین

    48. تابان گفت:

      سلام دوستان من دنبال یه رمان هستم با موضوع:یه دختروپسربودن که مادر وپدرشون میرن شمال واونا ازطریق دفترچه ای که توی کتابخونه پیدامیکنن میفهمه پسرفرزند واقعی خانواده نیست وبعدم پسرعاشق دخترمیشه ممنون میشم اگه اسمشو میدونید راهنمایی کنید

    49. barana گفت:

      باسلام وتشکر از سایت خوبتون.میشه چنتا رمان ک پسرودختر با اجبار باهم ازدواج میکنن بهم معرفی کنید.ممنون میشم

    50. ati گفت:

      اسم این رمان پارادوکس عشق هست زهرا جان

    51. katayon گفت:

      نگاه جان سلام میشه لطفا رمان حس تازه رو بذارید مرسی

    52. لیلا گفت:

      سلام . فکر کنم رمان پنجره از خانم فهیمه رحیمی باشه …

    53. طاهره گفت:

      با سلام.دختری که شخص اول داستان بود عاشق معلمشون که همسایشون بود شد ولی بهش نرسید و با یه مرد بچه دار ازدواج کرد و بعدش معلم شد و با عشق اولش که معلمش بوده تو یه مدرسه با هم درس میدادن! اینم بگم عشق اولش با دختر خالش فکر کنم ازدواج کرد که خیلی خوشکل بود ولی بعدش مرد. و توی کتاب اسم شیدا هم بود! فک کنم از نسرین ثامنی هم بود! ممنونم اگر اسم کتاب رو بهم بگید. ممنونم. خیلی وقته دنبالشم!

    54. بهار گفت:

      سلام با تشکر از سایت خوبتون
      میشه لطف کنید رمان دالان بهشت رو با فرمت Epubدر سایت بذارید؟

    55. zahra گفت:

      سلام ببخشید من دنبال یه رمانی میگردم که دختره و پسره ازدواجاجباری داشتن بعد دختره به پسره میگفت تو بالشت منی یه روزم که قهر بودن به پسره گف با تو قهرم با بالشم که قهر نیسم …علاوه بر این میشه رمانایی مثه قرار نبودو معرفی کنین که همخونه ای و کلکلی و عاشقانه باشن ؟؟اگه بقیه هم معرفی کنن ممنون میشم 🙂

    56. yas گفت:

      سلام نگاه جان می خواستم ببینم می تونم رمانمو تو سایت شما بزارم

    57. لیلا گفت:

      مهتاب خانومنمیدونم شما چه خلاقیتی میخوای ولی واسه من که از طریق گوشی دانلود میکنم خیلی برام راحتتره که از نگاه دانلود دانلود کنم او اینم در نظر بگیرید که تو سایت نودهشتیا بیشتر رمانها لینک اندروید ندارند من رمان شکیبا باش رو نزدیک هفت ماهه دوست داشتم بخونم چند بارم تو سایت نودهشتیا درخواست لینک اندروید دادم ولی انگار نه انگار ولی بچه های این سایت به یک هفته نکشیده درخواستمو انجام دادن. یه چیز دیگه سایت نودهشتیا فقط رمانهای خودشونو میزارن ولی اینجا از همه جا رمان میزارن
      وقعا دستشون درد نکنه

    58. Mahya گفت:

      سلام
      میشه رمان استایل رو بذارید؟؟

    59. مهتاب گفت:

      ابتکار خلاقیت هم که ندارید خدارو شکر همش تقلید از http://www.98ia.com

      • shadan گفت:

        ترجیح میدم فقط کاربرا یه همچین نظراتیو بخونن بدونن با همچین نظراتی و بدتر از اینا داریم تو این سایت سر و کله میزنیم :/

      • farnoosh گفت:

        @مهتاب,
        خانم وکیل مدافع سایت نودهشتیا، بهتره به سایت های دیگه هم یه سری بزنین تا ابتکار و خلاقیت رو به طور واضح و دقیق مشاهده کنین!!!
        اگه میخوایین رمان دانلود کنین که هیچ،اگر نمیخواین واقعا هدفتون از اومدن به این سایت چیه؟! مشکل خودازاری داری خانم محترم؟

    60. بارانا گفت:

      سلام ببخشید اگه میشه رمان پریان و بذارید

    61. zeynab گفت:

      چرانمیشه واردسایت کتابهای بی نام نشون شد پیام حذف موضوع میده

    62. لیلی گفت:

      سلام نگاه جان خسته نباشید.
      وارد لینک پیدا کردن کتابهای بی نام میشم تو صفحه متن پایین↓↓میاد!!
      ” موضوع وجود ندارد . ممکن است حذف شده باشد و یا لینک اشتباه وارد کرده باشید. اگر از موجودیت این لینک مطمئن هستید برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیریت سایت تماس بگیرید”
      چی شده ؟؟؟من امیدم به این صفحه بود برای پیدا کردن رمان گمشده ام :'(

    63. فاطمه گفت:

      سلام خوب هستید؟ میشه لطف کنید رمان غریبه من و بزارید

    64. arta گفت:

      سلااااام … سایتتون حرف نداره . من خودم نویسنده هستم و خیلی زود رمانمو براتون میفرستم . فقط میخواستم ببینم خیلی طول میکشه تا بذارینش توی سایت ؟؟؟

    65. malihe Taheri گفت:

      سلام چی شد رمانی ک میخواستم میذارید شاه شطرنج

    66. yasaman گفت:

      سلام خوبی ممنون از سایتتون می شه لطفا رمان دو تخس شیطون بزارید خواهش????????????????????????????خیلی دنبالش گشتم ولی پیدا ش نمی کنم????????????خواهش می کنم

    67. malihe Taheri گفت:

      سلام
      میشه رمان شاه شطرنج فرمت apk رو بذارید ممنون میشم

    68. tamanna گفت:

      سلام چرا دیگه رمان جدید نمیزارین؟!

    69. zeynab گفت:

      نگاه جان ثبت نام توسایت جدید سخته ومدام ارورمیده همه ی صفحاتش پورازسوالات تکراری میشه سوالهای تکراری تایید نکنید تاهرسواالی درباره رمان موردنظرتویک صفحه باشه وزیرشم یک جایگاه مخصوص جواب همون باشه اخه من دیدم توصفحه اول یه نفریه سوال پرسیده بودتوهرصفحه ای که میری جواب سوال اون هست واین باعث میشه بقیه خاطی کن اگه جواب هرسوال جایه خودش داشته باشه یک سوال چندبارروسایت نباشه خیلی عالیه ممنون بخاطر این نواورید

    70. nasim گفت:

      سلام لطفا به من کمک کنید من اون صفحه که مال عضو شدن پر میکنم ولی باز ارور میده ..بگید چکار کنم…

    71. masomeh گفت:

      سلام خسته نباشیدچرادانلودتون مشکل داره هرکار ی می کنم رمانها دانلودشن نمیشه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین کتابها

    • دانلود رمان زاده ایل قشقایی

      رمان زاده ایل قشقایی

      روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانواده‌ای اصیل‌زاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگی‌اش رفتار کند. سنت‌هایی که زندگی این دختر را

    • رمان از تجریش تا راه آهن

      رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

    • رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون، بوی سیب

      رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

    • یادبود آخرین مرقومه

      رمان یادبود آخرین مرقومه

      این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

    • پایان‌نامه مقدونی

      داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

      پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

    • رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره

      رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

    ×

    منوی سایت